ماهان مال

» دسته‌بندی نشدهماهان مال | راهنمای خرید حرفه ای » صفحه 6

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.


مقام‌های حیات‌وحش استرالیا قصد دارند بیش از ده‌هزار رأس اسب وحشی را در این کشور به‌عنوان طرحی برای محدود‌کردن تعداد این گونه بِکُشند یا به‌جای دیگری منتقل کنند؛ اما دانشمندان به‌علت تعداد کم اسب‌هایی که قرار است از بین بروند، از این طرح انتقاد می‌کنند.

براساس بررسی هوایی سال ۲۰۱۹ سازمان پارک‌های ملی آلپ استرالیا، بیش از ۲۵ هزار رأس اسب وحشی در استرالیا وجود دارد. بیشترِ این اسب‌ها که نام محلی آن‌ها «برومبی» است، در منطقه‌ی آلپی استرالیا زندگی می‌کنند که در محل برخورد سه ایالت قرار دارد: نیو‌ساوت‌ولز (NSW) و ویکتوریا و قلمرو پایتختی استرالیا.

دیوید واتسون، متخصص بوم‌شناسی در دانشگاه چارلز استورت، به نیچر گفت: «محیط آلپی استرالیا فقط ۱ درصد از این قاره را در‌بر می‌گیرد و گونه‌های بومی درمعرض تهدیدی دارد که در هیچ‌جای دیگری یافت نمی‌شوند.»

اسب های وحشی در استرالیا / wild horses

مقام‌های حیات‌وحش استرالیا قصد دارند بیش از ده‌هزار رأس اسب وحشی را از بین ببرند

اسب‌ها که گونه‌ای مهاجم در استرالیا هستند، به‌سرعت تولیدمثل و آسیب گسترده‌ای به اکوسیستم منطقه وارد می‌کنند. یکی از مناطق تحت تهدید خاص پارک ملی کازیسکو در نیو‌ساوت‌ولز است که محل زندگی بیش از چهارده‌هزار رأس اسب وحشی است.

پیش‌نویس طرح جدید را که اول اکتبر سازمان پارک‌های ملی و حیات‌وحش در نیو‌ساوت‌ولز منتشر کرد، قصد دارد تا تعداد اسب‌های وحشی را در پارک ملی کازیسکو به سه‌هزار رأس برساند. پس‌از‌آن، این جمعیت کاهش‌یافته به ۳۲ درصد از پارک محدود می‌شوند.

مقام‌ها می‌گویند این طرح ضمن حفظ ارزش میراث برومبی‌ها (مفهوم بحث‌برانگیزی که قانون ایالتی در سال ۲۰۱۸ مطرح کرد و برومبی‌ها را با اینکه ساکنان اروپایی وارد این منطقه کرده‌‌‌اند، ازنظر فرهنگی برای پارک مهم تعریف می‌کند)، منطقه را ایمن حفظ خواهد کرد.

در نامه‌ی سرگشاده‌ای که ۲۹ اکتبر منتشر شد، ۶۹ دانشمندان از آکادمی علوم استرالیا استدلال کردند که پیش‌نویس طرح مذکور تعداد بسیار زیادی از برومبی‌ها را باقی می‌گذارد و به‌خوبی از پارک دربرابر تأثیرات اسب‌ها محافظت نخواهد کرد.

دانشمندان می‌گویند مقام‌ها تحت‌تأثیر لابیگری طرفداران اسب‌های وحشی قرار دارند و شواهد علمی را نادیده می‌گیرند. جان شاین، رئیس آکادمی علوم استرالیا، در بیانیه‌ای گفت مقام‌ها باید به علم و جدیدترین شواهد علمی و توصیه‌های دانشمندان درمورد بهترین روش محافظت از پارک دربرابر آسیب‌های قابل‌توجه ناشی از اسب‌های وحشی توجه کنند.

بی‌توجهی به این توصیه‌ها نشان‌دهنده‌ی بی‌توجهی به اکوسیستم‌های بومی تهدیدشده در استرالیا و گونه‌هایی است که تحت تهدید اسب‌های وحشی قرار دارند و با خطر انقراض مواجه شده‌اند.

در این نامه، دانشمندان از سازمان ملی پارک‌ها و حیات‌وحش خواستند که تعداد برومبی‌ها را به سطحی بسیار کمتر از سه‌هزار رأس پیشنهادی کاهش دهند و به‌جای دو‌سوم پارک، از تمام پارک دربرابر این حیوانات محافظت کنند.

برومبی‌ یا اسب های وحشی در پارک ملی استرالیا / brumbies

برومبی‌ها در منطقه‌ی آلپی پارک ملی کازیسکو در نیو‌ساوت‌ولز

واتسون به نیچر گفت دولت نیو‌‌ساوت‌ولز بدترین جا را برای پرسه‌زدن اسب‌های وحشی انتخاب کرده است. منطقه‌ی آلپی استرالیا محل زندگی تعدادی از گونه‌های درمعرض تهدید و آسیب‌پذیر، ازجمله ماهی‌های گونه Galaxias tantangara و قورباغه درختی آلپی (Litoria verreauxii alpina) و موش صحرایی پهن‌دندان (Mastacomys fuscus) است.

هیچ پستاندار سُم‌دار بومی در استرالیا وجود ندارد؛ بنابراین، برومبی‌ها نیز آسیب زیادی به پوشش گیاهی ظریفی وارد می‌کنند که برای تحمل آن‌ها تکامل پیدا نکرده است. افزایش جمعیت آن‌ها به چرای بی‌رویه شدیدی نیز منجر شده است. دان دریسکول، بوم‌شناسی از دانشگاه دیکین استرالیا گفت: «این مناطق خیلی شکننده هستند و نمی‌توانند تاخت‌وتاز علف‌خواران بزرگ را تحمل کنند.»

مقاله‌های مرتبط:

دو ایالت آلپی دیگر موضع محکم‌تری درمورد اسب‌های وحشی اتخاذ کرده‌اند. قلمرو پایتختی استرالیا که با پارک ملی کازیسکو هم‌مرز است، رویکردی با تحمل صفر را دربرابر اسب‌های وحشی در پیش گرفته و هر اسب وحشی را که از مرزهای آن رد می‌شود، حذف می‌کند. به‌گزارش ABC News، اول نوامبر ویکتوریا نیز برنامه‌ی مدیریتی خود را منتشر کرد که هدف آن حذف کامل تمام اسب‌های وحشی از زیستگاه‌هایی در ایالت است که بیشتر از همه درمعرض خطر قرار گرفته‌اند.

روش ارجح برای حذف برومبی‌ها از زیستگاه‌های وحشی انتقال آن‌ها به زمین‌های خصوصی است؛ اما این روش زمان‌بر و پرهزینه است و از سال ۲۰۰۲، فقط حدود هزار برومبی در نیو‌ساوت‌ولز با موقعیت جابه‌جا شده‌اند. اگر این رویکرد شکست بخورد، مقام‌ها قصد دارند اسب‌ها را با تیراندازی هوایی از بین ببرند که در آن کارشناسان مجرب از روی هلیکوپتر به اسب‌ها تیراندازی می‌کنند.

در نامه‌ی سرگشاده، دانشمندان به مطالعه جدیدی که ۱۷ سپتامبر در مجله Biological Conservation منتشر شد، اشاره کردند که نشان می‌داد ۷۱ درصد از استرالیایی‌های شرکت‌کننده در نظرسنجی موافق بودند که حذف این حیوانات برای حفاظت از گونه‌های درمعرض خطر انقراض پذیرفتنی است.

به‌گزارش نیویورک‌تایمز، مشکل برومبی‌ها در استرالیا مانند مشکل ماستنگ‌ها (نوعی اسب رمیده) در ایالات متحده است که جمعیت آن‌ها به‌شدت زیاد شده. اگرچه طبق قوانین کنونی، کشتار این اسب‌ها ممنوع است، حافظان محیط‌زیست باید درمورد آن‌ها به عقیم‌سازی و جا‌به‌جایی تکیه کنند.

-


سه ارز دیجیتال از ۱۰ ارز برتر بازار از نظر ارزش بازار، سقف قیمتی جدیدی ثبت کردند؛ زیرا حرکت اخیر بازار همچنان ادامه دارد. درحالی‌که کل ارزش بازار ارزهای دیجیتال به سطح جدیدی رسیده است، اتریوم، سولانا و پولکادات موفق شدند از رکورد قبلی قیمت خود عبور کنند.

براساس داده‌های پلتفرم کوین‌گکو، اتریوم به‌عنوان دومین ارز دیجیتال برتر جهان و پادشاع بلامنازع شبکه‌ی بلاک‌چین قراردادهای هوشمند، به رکورد قیمتی جدید ۴۶۷۴ دلار دست یافت. این میزان نسبت به رکورد قبلی این ارز دیجیتال در روز سه‌شنبه، حدود هفت دلار بیشتر است، اما از در قاب زمانی هفتگی، رشد کلی این رمز ارز ۱۲ درصد بوده است.

به گزارش دی‌کریپت، سرعت رشد سولانا حتی بیشتر بوده و حالا با ثبت قیمتی در حدود ۲۳۷ دلار، ارز این رمز ارز اوج تاریخی جدیدی به‌دست آورده است. رقیب اتریوم در هفت روز گذشته رشد پایدار و خوبی را تجربه کرده است. رکورد قبلی ارزش این ارز دیجیتال ۲۱۹ دلار بود که فقط در ۲۴ ساعت گذشته حدود ۱۱ درصد رشد کرده است. رشد هفتگی این رمز ارز نیز بیش از ۱۸ درصد است.

در زمان نگارش این مقاله، ارزش بازار سولانا نزدیک به استیبل‌کوین تت است تا به چهارمین ارز دیجیتال بزرگ از نظر ارزش بازار تبدیل شود. روز گذشته نیز سولانا موفق شد با عبور از کاردانو، جایگاه پنجم لیست را به خود اختصاص دهد.

مقاله‌ی مرتبط:

یکی دیگر از رقبای اتریوم یعنی پولکادات نیز موفق شد سطح قیمتی جدیدی به‌دست بیاورد. این ارز دیجیتال روز دوشنبه سطح ۵۰ دلار را شکست و حال قیمت هر واحد آن برای اولین‌بار به کمی پایین‌تر از ۵۵ دلار رسیده است. رمز ارز بومی این شبکه‌ی بلاکچین، در هفته‌ی گذشته حدود ۲۰ درصد رشد کرده است.

ارزش هر واحد بیت کوین در ۲۴ ساعت گذشته حدود ۰/۳ درصد کاهش یافته است و قیمت فعلی آن ۶۳۲۰۲ دلار است. همان‌طور که قبلا اعلام کردیم، پادشاه ارزهای دیجیتال در ماه گذشته، سطح قیمتی جدید ۶۷۲۷۷ دلار را ثبت کرد.

نظر شما در مورد دستیابی این سه‌ رمز ارز به سطح قیمیت جدید چیست؟

-


شایعات اخیر نشان می‌دهد که اپل برای استفاده از نمایشگرهای OLED در محصولاتی همچون آیپد پرو و مک‌‌بوک‌های آینده بسیار مصمم است. در ماه گذشته، شنیده‌ها حاکی از آن بودند که ال‌جی‌دیسپلی ساخت آزمایشی پنل OLED را برای مدل ۱۲٫۹ اینچی آیپد پرو آغاز کرده که د‌رمقایسه‌با پنل‌های کنونی ظاهرا از روشنایی و کنتراست و دوام بیشتری برخوردار است.

اکنون در گزارشی جدید، ادعا می‌شود که اپل همچنان در حال مذاکره با ال‌جی و سامسونگ برای خرید پنل‌های ارگانیک ال‌ای‌دی در سایز بزرگ‌تر از گوشی‌های هوشمند است؛ اما احتمالا تا سال ۲۰۲۵ نباید شاهد استفاده از پنل‌های مذکور در کامپیوترهای مک باشیم.

این گزارش نشان می‌دهد که پنل‌های سفارشی اپل ساختاری دوپشته‌ای دارند که از دو لایه‌ی قرمز و سبز و آبی تشکیل می‌شود و به مدل‌های آیپد و مک‌بوک آینده این امکان را می‌دهد که نمایشگرهای بسیار روشن‌تری با درخشندگی تا دو برابر بیشتر داشته باشند. جالب است بدانید که تمامی دستگاه‌های OLED فعلی اپل مانند آیفون ساختار تک‌پشته‌ای دارند.

با‌‌‌توجه‌‌‌به اینکه فناوری OLED گران‌تر از LCDهای مرسوم است، احتمالا نمایشگرها به‌طور خاص در مدل‌های آیپد پرو و ​​مک‌بوک پرو آینده پیکربندی خواهند شد. این گزارش ادعا می‌کند که آیپدهای مجهز به این نمایشگر در اندازه‌های ۱۱ اینچی و ۱۲/۹ اینچی عرضه خواهند شد که درواقع مشابه اندازه‌های مدل‌های آیپد پرو فعلی هستند.

مک‌بوک پرو در پس‌زمینه آبی و نوشته OLED

افزون‌براین، نمایشگر یادشده احتمالا از ترانزیستورهای فیلم‌نازک با فناوری اکسیدپلی‌کریستالی دماپایین موسوم به LTPO بهره خواهند گرفت که می‌تواند طیف وسیع‌تری از نرخ نوسازی محتوا را بین ۱۰ و ۱۲۰ هرتز تنظیم کند. البته باید به این نکته کرد که مدل‌های آیپد پرو از سال ۲۰۱۷ به قابلیت پروموشن برای ارائه‌ی نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز مجهز شده‌اند؛ اما دامنه‌ی نوسازی آن‌ها بین ۲۴ تا ۱۲۰ هرتز است.

بااین‌حال، همچنان مشخص نیست که اپل چه موقع از این پنل‌ها در محصولات ذکرشده استفاده خواهد کرد. برخی گزارش‌ها و شایعات قبلی ادعا می‌کردند که اولین آیپد با نمایشگر OLED در سال ۲۰۲۲ عرضه می‌شود. گزارش امروز ادعا می‌کند که کوپرتینویی‌ها بازه‌ی استفاده از پنل‌های مذکور را به اواخر سال ۲۰۲۳ یا ۲۰۲۴ به‌تأخیر انداخته‌اند و ظاهرا اولین مک‌بوک با نمایشگر OLED نیز ممکن است در سال ۲۰۲۵ یا حتی با تأخیر بیشتری عرضه شود.

درحال‌حاضر، اپل از نمایشگرهای LCD با نور پس‌زمینه مینی ال‌ای‌دی در آیپد پرو و مک‌‌‌بوک پرو بهره می‌گیرد. فناوری Mini-LED روشنایی بیشتری برای محتوای HDR، نسبت کنتراست بهبودیافته، عمق رنگ مشکی و تراز سفیدی درخورتوجهی ارائه می‌دهد و از همه مهم‌تر قیمت به‌مراتب ارزان‌تری از پنل‌های OLED دارد. اعتقاد بر این است که هزینه‌ی پنل دوپشته‌ای بیشتر از پنل‌های مرسوم باشد. به‌علاوه پنل OLED دوپشته به یک ترانزیستور فیلم‌نازک نیاز دارد که از حرکت سریع الکترون پشتیبانی کند و این‌ها همگی قیمت تمام‌شده را افزایش می‌دهند.

طبق مستندات گزارش، اپل هنوز در حال تصمیم‌گیری برای انتخاب نمایشگر ارگانیک ال‌ای‌دی مناسب برای مک‌بوک پرو است و احتمالا برای کاهش هزینه‌ها، از پنل‌های TFT اکسید معمولی در اولین آیپدهای OLED خود استفاده خواهد کرد. بااین‌حال، برای اینکه پنل به‌اندازه‌ی کافی رزولوشن بالایی داشته باشد، به مدارهایی موسوم به مدارهای حفاظتی نیاز خواهد داشت که دوباره هزینه را افزایش می‌دهد.

امروز گزارش جداگانه‌ای نیز از Nikkei Asia منتشر شد که در آن ادعا می‌شد اپل به‌طور مستقل در حال تحقیق‌وتوسعه‌ی فناوری نمایشگر میکرو LED است. در درازمدت، صاحبان صنعت انتظار دارند اپل در محصولات بالارده از میکرو ال‌ای‌دی‌های کوچک‌تری که گاهی کمتر از ۱۰۰ میکرون هستند، برای غوطه‌ورکردن کاربران در محتوای بصری استفاده کند که درواقع آن‌ها را می‌توان نسل بعدی نمایشگرهای OLED توصیف کرد.

مقاله‌ی مرتبط:

اپل مدت‌ها است که در محصولاتش از نمایشگرهای شخص ثالث، مانند الجی و سامسونگ و ژاپن دیسپلی بهره می‌برد. دراین‌میان، بارها گزارش‌هایی مبنی‌بر علاقه‌ی اپل برای ساخت نمایشگرهای اختصاصی و بسیار پیشرفته‌ی میکرو LED منتشر شده است که نشان می‌دهد کوپرتینویی‌ها برای مستقل‌شدن در این بخش بسیار مصمم هستند.

همچنین، گفته می‌شود TSMC، تأمین‌کننده‌ی پردازنده‌های اپل، در حال توسعه‌ی فناوری نمایشگر میکرو OLED پیشرفته برای استفاده در هدست واقعیت افزوده‌ی اپل گلس است.

گزارش‌های قبلی نشان می‌دادند که فرایند تحقیق‌وتوسعه‌ی نمایشگر میکرو ال‌ای‌دی در تأسیسات TSMC واقع در خاک تایوان در حال انجام و شواهد حاکی از آن است که اپل دَه‌ها مهندس از شرکت تایوانی AU Optoelectronics و کارشناسان صنعت از ژاپن و دیگر کشورها را برای کار در این پروژه استخدام کرده است.

مانند همه‌ی ابتکارات مهم اپل، این فرایند بسیار محرمانه است و اعضای تیم موافقت کردند که توافق‌نامه‌ی عدم‌افشای اطلاعات را امضا کنند. قرارداد یادشده آن‌ها را از بحث در زمینه‌ی سرمایه‌گذاری یا افشای هرگونه مفاد قرارداد درباره‌ی هرگونه مراوده و همکاری منع می‌کند.

-


مایکل برونشتاین می‌گوید: «چیز زیادی درمورد نهنگ‌ها نمی‌دانم. هرگز در زندگی‌ام نهنگی ندیده‌ام.» برونشتاین که دانشمند علوم کامپیوتری است که در کالج سلطنتی لندن تدریس می‌کند، ممکن است کاندیدای ایدئالی برای پروژه‌ای که می‌خواهد ارتباط صوتی بین نهنگ‌های عنبر را بررسی کند، به‌نظر نرسد. باوجوداین، مهارت‌های او به‌عنوان متخصص یادگیری ماشین می‌تواند کلیدی باشد برای تلاش بلندپروازانه‌ای که رسما در مارس ۲۰۲۰ آغاز شد: گروهی از پژوهشگران رشته‌های علمی مختلف می‌خواهند در قالب پروژه‌ای به نام CETI از هوش مصنوعی (AI) برای رمزگشایی زبان این پستانداران دریایی استفاده کنند.

اگر پروژه CETI موفق شود، اولین‌باری است که واقعا متوجه می‌شویم حیوانات درمورد چه چیزی صحبت می‌کنند و شاید حتی بتوانیم با آن‌ها گفت‌وگو کنیم. این پروژه از سال ۲۰۱۷ و زمانی شروع شد که گروهی بین‌المللی از دانشمندان در قالب بورسیه‌ی رادکلیف یک سال را باهم در دانشگاه هاروارد در کمبریج ماساچوست گذراندند. برنامه‌ی بورسیه‌ی رادکلیف فرصتی برای دورشدن از روال‌های معمول ارائه می‌دهد.

روزی، شافی گلدواسر، دانشمند کامپیوتر و متخصص رمزنگاری، به دفتر دیوید گروبر، متخصص زیست‌شناسی دریا در دانشگاه شهری نیویورک رفت. گلدواسر که به‌تازگی به‌عنوان مدیر جدید مؤسسه‌ی نظریه‌ی محاسبات سیمونز دانشگاه کالیفرنیا در برکلی انتخاب شده بود، صداهایی را شنیده بود که او را به یاد نویزی که مدار الکترونیکی معیوب ایجاد می‌کند یا کد مورس می‌انداخت. گروبر به او گفت این صدای نهنگ‌های عنبر است که با همدیگر صحبت می‌کنند. گولدواسر تعریف می‌کند: «من گفتم شاید باید پروژه‌ای انجام دهیم که در آن صداهای نهنگ‌ها را به چیزی تبدیل کنیم که به‌عنوان انسان بتوانیم آن را درک کنیم. هرگز فکر نمی‌کردم که او حرف مرا جدی بگیرد.»

بورسیه‌ی رادکلیف فرصتی برای جدی‌گرفتن ایده‌های دور از ذهن بود. در مهمانی شام، گلدواسر و گروبر ایده‌ی خود را برای برونشتاین توضیح دادند. برونشتاین پیشرفت‌های اخیر در پردازش زبان‌های طبیعی (NLP) را دنبال می‌کرد. پردازش زبان‌های طبیعی شاخه‌ای از هوش مصنوعی است که روی تجزیه‌و‌تحلیل خودکار گفت‌وگوی نوشتاری و گفتاری کار می‌کند و تاکنون فقط روی زبان‌های انسانی استفاده شده است.

برونشتاین معتقد بود صداهای نهنگ‌های عنبر که codas نامیده می‌شود، ساختاری دارد که آن‌ها را برای این نوع تجزیه‌و‌تحلیل مناسب می‌سازد. خوشبختانه گروبر زیست‌شناسی به نام شین گرو را می‌شناخت که از سال ۲۰۰۵، در آب‌های اطراف جزیره دومینیکا در دریای کارائیب، صداهای نهنگ‌های عنبر را ضبط کرده بود. برونشتاین برخی از الگوریتم‌های یادگیری ماشین را روی داده‌ها اعمال کرد. او می‌گوید: «به‌نظر می‌رسید که آن‌ها حداقل با برخی از وظایف نسبتا ساده بسیار خوب کار کنند.» بااین‌حال، این کار چیزی بیش از اثبات مفهوم نبود. برای تجزیه‌و‌تحلیل عمیق‌تر، الگوریتم‌ها به میلیون‌ها صدای نهنگ نیاز دارند.

آیا حیوانات اصلا زبان دارند؟ این سؤال برای مدت طولانی بین دانشمندان بحث‌برانگیز بوده است. برای بسیاری افراد، زبان یکی از آخرین سنگرهایی بوده است که در زمینه‌ی منحصربه‌فردبودن انسان به آن پناه برده‌اند.

مقاله‌های مرتبط:

کنراد لورنتس، زیست‌شناس اتریشی و یکی از پیش‌گامان علم رفتار حیوانات که در کتاب سال ۱۹۴۹ خود با عنوان «انگشتر پادشاه سلیمان» درمورد ارتباطات خود با حیوانات نوشت، گفت حیوانات ارتباط برقرار می‌کنند؛ اما حرف نمی‌زنند. لورنتس نوشت: «حیوانات زبان به‌معنایی که در تصور ما وجود دارد، ندارند.» کارستن برنسینگ، دانشمند آلمانی زیست‌شناسی دریا که کتاب‌های متعددی درمورد ارتباطات حیوانات نوشته است، می‌گوید: «به‌نظر من، هنوز با دقت کافی این موضوع را بررسی نکرده‌ایم.»

برنسینگ معتقد است که گفته‌های بسیاری از حیوانات را می‌توان قطعا زبان نامید. این فقط صدای واق‌واق سگ نیست؛ چندین شرط باید وجود داشته باشد.

اول از همه، زبان معناشناسی دارد. این بدان‌معنا است که صداهای خاص معنای ثابتی دارند که تغییر نمی‌کند. برای مثال، جیجاق سیبری (نوعی پرنده) واژگانی با حدود ۲۵ صدا دارند که برخی از آن‌ها معنای ثابتی دارند.

شرط دوم، دستور زبان (گرامر) است: قوانینی برای نحوه‌ی ساخت جملات. برای مدت طولانی، دانشمندان متقاعد شده بودند که صداهای حیوانات فاقد هرگونه ساختار جمله‌ای است؛ اما در سال ۲۰۱۶، پژوهشگران ژاپنی مطالعه‌ای را در مجله‌ی Nature Communications درمورد صداسازی چرخ‌ریسک بزرگ منتشر کردند. در برخی موقعیت‌ها، این پرندگان دو آوای متفاوت را باهم ترکیب می‌کنند تا به یکدیگر هشدار بدهند که شکارچی در حال نزدیک‌شدن است. آن‌ها همچنین زمانی که پژوهشگران این ترتیب صدا را برای آن‌ها پخش کردند، واکنش نشان دادند. اگرچه وقتی ترتیب صداها برعکس شد، پرندگان واکنش بسیار کمتری نشان دادند. برنسینگ می‌گوید: «این دستور زبان است.»

معیار سوم: صداسازی‌های یک گونه در‌صورتی‌که کاملا ذاتی باشند، زبان نامیده نمی‌شود. لورنتس معتقد بود حیوانات با مجموعه‌ای از صداها به‌دنیا می‌آیند و در طول زندگی خود چیز زیادی یاد نمی‌گیرند. لورنتس نوشت صداهای حیوانات با زبان گفتاری ما قابل‌مقایسه نیست؛ بلکه فقط با حالاتی مانند خمیازه‌کشیدن و چروک‌کردن ابرو و لبخند قابل‌مقایسه هستند.

ثابت شده است که چندین گونه جانوری صدا را یاد می‌گیرند، واژگان جدیدی به‌دست می‌آورند، گویش ایجاد می‌کنند و همدیگر را با نام می‌شناسند. برخی از پرندگان حتی یاد می‌گیرند که از آهنگ‌های زنگ تلفن تقلید کنند. دلفین‌ها سوت‌های فردی را به‌دست می‌آورند که به‌نوعی مانند نام مشخص‌کننده‌ی هویت آن‌ها است.

نهنگ عنبر / sperm whale

نهنگ‌های عنبر در اعماق اقیانوس شیرجه می‌زنند و ازطریق سیستم آوایی خاصی (صدای کلیک یا بشکن) از فواصل دور باهم ارتباط برقرار می‌کنند.

صداهای نهنگ عنبر که به‌شکل کلیک یا بشکن توصیف می‌شود، کاندیداهای ایدئالی برای تلاش برای رمزگشایی معانی آن‌ها هستند. علت آن است برخلاف صداهای پیوسته‌ای که گونه‌های دیگر نهنگ تولید می‌کنند، ترجمه‌ی آن‌ها به صفر و یک آسان است. دلیل دیگر آن است که این حیوانات در عمیق‌ترین بخش‌های اقیانوس شیرجه می‌زنند و از فواصل دور باهم ارتباط برقرار می‌کنند. بنابراین، نمی‌توانند از زبان بدن و حالات چهره استفاده کنند که ابزارهای مهمی برای ارتباط برقرارکردن برای حیوانات دیگر است.

برونشتاین می‌گوید: «واقع‌بینانه است که فرض کنیم ارتباط نهنگ‌ها عمدتا صوتی است.» نهنگ‌های عنبر در سلسله‌ی جانوران بزرگ‌ترین مغزها را دارند و اندازه‌ی مغز آن‌ها شش برابر اندازه‌ی مغز ما است. وقتی دو نهنگ عنبر برای مدت طولانی باهم حرف می‌زنند، نباید از خود بپرسیم که آیا چیزی برای گفتن به همدیگر دارند؟ آیا درمورد بهترین مناطق صید ماهی باهم حرف می‌زنند؟ آیا نهنگ‌های مادر مانند همتایان انسانی خود داستان‌هایی درمورد بزرگ‌کردن فرزندانشان به‌هم می‌گویند؟ پژوهشگران پروژه‌ی ستی می‌گویند تلاش برای پی‌بردن به این موضوع ارزش دارد.

اگر چیزی مانند سنگ روزتا وجود داشته باشد، یادگیری زبان ناشناخته آسان‌تر است. این لوح سنگی که در سال ۱۷۹۹ کشف شد، حاوی متن یکسانی به سه زبان است و کلید رمزگشایی هیروگلیف مصری بود؛ البته چنین چیزی برای سلسله‌ی حیوانات وجود ندارد. ما نه فرهنگ لغت انسان‌نهنگ داریم و نه کتابی با قواعد دستور زبان نهنگ عنبر.

راه‌های دیگری نیز برای درک این موضوع وجود دارد. بدیهی است که کودکان زبان مادری خود را بدون این ابزارها و تنها با مشاهده‌ی زبانی که اطرافشان صحبت می‌شود، یاد می‌گیرند. پژوهشگران به این نتیجه رسیده‌اند که این نوع یادگیری اساسا آماری است: کودک به‌یاد می‌آورد که واژه‌ی سگ وقتی که آن حیوان پشمالو وارد اتاق می‌شود، غالبا به‌کار می‌رود و واژه‌های خاصی اغلب در ارتباط با موارد دیگر استفاده می‌شوند و توالی خاصی از کلمات محتمل‌تر از توالی دیگر است.

در ۱۰ سال گذشته، روش‌های یادگیری ماشین از این نوع یادگیری تقلید کرده‌اند. پژوهشگران شبکه‌های عصبی بزرگ را با حجم عظیمی از داده‌های زبان تغذیه کردند. این شبکه‌ها توانستند از مشاهدات آماری ساختارهایی را در زبان پیدا کنند، بدون اینکه به آن‌ها اطلاعاتی درمورد محتوا داده شود. یکی از این نمونه‌ها، مدل‌های زبانی است که یکی از معروف‌ترین آن‌ها GPT-3 است که شرکت OpenAI توسعه داده است.

مدل‌های زبانی ماشین‌های تکمیل‌کننده هستند. برای مثال، ابتدای یک جمله به GPT-3 داده می‌شود و آن را کلمه‌به‌کلمه کامل می‌کند، به روش مشابه اما بسیار پیچیده‌تر از پیشنهادهایی که تلفن هوشمند هنگام تایپ پیام‌های متنی ارائه می‌دهد.

مدل‌های زبانی با پردازش آماری حجم عظیمی از متن‌های استخراج‌شده از اینترنت نه‌تنها می‌دانند کدام کلمات غالبا باهم ظاهر می‌شود؛ بلکه قواعد ترکیب جملات را نیز یاد می‌گیرند. آن‌ها جملاتی بسیار باکیفیت می‌سازند، می‌توانند درمورد موضوع خاصی اخبار کاذب بنویسند، متن‌های حقوقی پیچیده را به‌شکل ساده‌ای خلاصه کنند و حتی بین دو زبان ترجمه کنند.

البته این شاهکارها هزینه‌ای دارند: حجم عظیمی از داده‌ها نیاز است. برنامه‌نویسان شبکه‌ی عصبی GPT-3 را با حدود ۱۷۵ میلیاد کلمه آموزش دادند. درمقابل، در پروژه‌ی نهنگ عنبر تاکنون کمتر از ۱۰۰ هزار صدای نهنگ عنبر جمع‌آوری شده است.

اولین کار پروژه پژوهشی جدید، گسترش این مجموعه است؛ به‌طوری‌که درنهایت ۴ میلیارد کلمه جمع‌آوری شود؛ اگرچه هنوز کسی نمی‌داند کلمه در زبان نهنگ عنبر چیست. اگر ایده‌ی برونشتاین موفق باشد، ایجاد سیستمی مشابه مدل‌های زبانی انسانی که بتوان گفته‌های نهنگ صحیح ازنظر دستور زبان را تولید کند، کاملا واقع‌بینانه است. گام بعدی ساخت ربات سخن‌گوی تعاملی است که سعی می‌کند با نهنگ‌های آزاد وارد گفت‌وگو شود. البته درحال‌حاضر هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید که آیا این حیوانات آن را به‌عنوان شریک گفت‌وگو قبول می‌کنند یا نه. برونشتاین می‌گوید: «شاید آن‌ها فقط پاسخ دهند: از این حرف‌های مزخرف دست بردار!»

پروژه رمزگشایی از ارتباطات صوتی میان نهنگ های عنبر

پژوهشگران امیدوار هستند هوش مصنوعی به آن‌ها کمک کند تا ارتباط میان نهنگ‌های عنبر را درک کنند

حتی اگر این ایده کارساز باشد، ضعف تمام مدل‌های زبانی این است که چیزی درمورد محتوای زبانی که به آن گفت‌وگو می‌کنند، نمی‌دانند. خنده‌دار است که پژوهشگران رباتی را بسازند که بتواند به‌راحتی با نهنگ حرف بزند؛ اما آن‌ها حتی یک کلمه از آن را متوجه نشوند. به‌همین‌دلیل، آن‌ها می‌خواهند صداهای ضبط‌شده را با اطلاعاتی درمورد رفتار حیوانات حین آن صدا حاشیه‌نویسی کنند: حیوانات کجا بودند، چه کسی با چه کسی صحبت می‌کرد، واکنش چه بود؟

چالش پیدا‌کردن روش خودکاری است که حداقل مقداری از این میلیون‌ها مورد حاشیه‌نویسی را انجام دهد. هنوز فناوری زیادی باید توسعه پیدا کند: حسگرهایی برای ثبت نهنگ‌ها به‌صورت انفرادی و نظارت بر مکان آن‌ها تا بتوان هر صدا را به حیوانی خاص نسبت داد. پروژه‌ی اودیشس (Audacious) که سازمان کنفرانس تد آن را اداره می‌کند، از پروژه‌ی ستی حمایت مالی می‌کند. چندین سازمان ازجمله انجمن نشنال جئوگرافیک و آزمایشگاه علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی مؤسسه‌ی فناوری ماساچوست (MIT) بخشی از این پروژه هستند.

پژوهشگران ستی اولین کسانی نبودند که ایده‌ی استفاده از تکنیک‌های یادگیری ماشین را درمورد زبان‌های حیوانات مطرح کردند. آزا راسکین، فیزیک‌دان، طراح و کارآفرین سابق که به منتقد این فناوری تبدیل شد، در سال ۲۰۱۳ زمانی که درمورد زبان پیچیده بابون‌های گلادا آفریقایی شنید، ایده‌ی مشابهی داشت. او به این فکر می‌کرد که آیا می‌توانیم از فناوری NLP که برای پردازش زبان‌های انسانی توسعه یافته است، برای صداسازی‌ها حیوانات استفاده کنیم؟ راسکین با هدف انجام این کار به تأسیس Earth Species Project کمک کرد. در آن زمان، این فناوری در مراحل ابتدایی خود بود و ۴ سال دیگر طول کشید تا به روش خودآموزی برای ترجمه‌ی خودکار بین زبان‌ها تبدیل شد.

تکنیک جاسازی کلمات همه‌ی کلمات یک زبان را درون کهکشانی چندبعدی قرار می‌دهد که در آن کلماتی که غالبا باهم استفاده می‌شوند، نزدیک به‌هم قرار می‌گیرند و این ارتباطات با خطوط نشان داده می‌شود. برای مثال، کلمه «شاه» به «مرد» مربوط می‌شود و کلمه «ملکه» به «زن». مشخص شده است که نقشه‌های دو زبان انسانی را می‌توان باهم تطابق داد؛ حتی اگر هر کلمه‌ای از یک زبان همتای دقیقی در زبان دیگر نداشته باشد. امروزه این تکنیک امکان ترجمه‌ی بین دو زبان انسانی را در متن نوشتاری فراهم می‌کند و به‌زودی می‌توان از آن در فایل‌های صوتی بدون متن نیز استفاده کرد.

آیا قابل‌تصور است که بتوانیم نقشه‌های زبان انسان و حیوان را روی هم قرار دهیم؟ راکسین بر این باور است که این موضوع حداقل ازنظر تئوری امکان‌پذیر است. او می‌گوید: «مطمئنا مجموعه‌ی تجربیات مشترکی وجود دارد؛ خصوصا با پستانداران دیگر. آن‌ها هم نفس می‌کشند و غذا می‌خورند و از مرگ فرزندان خود غمگین می‌شوند.»

در‌عین‌حال، راسکین معتقد است که مناطق زیادی وجود خواهد داشت که در آن نقشه‌ها روی هم قرار نمی‌گیرند. راسکین می‌گوید: «نمی‌دانم چه چیزی جذاب‌تر خواهد بود، بخش‌هایی که بتوانیم به‌طور مستقیم ترجمه کنیم یا بخش‌هایی که چیزی وجود ندارد که مستقیما به تجربیات انسانی قابل‌ترجمه باشد. وقتی حیوانات با خودشان صحبت می‌کنند و بتوانیم آن را گوش کنیم، می‌توانیم لحظه فرهنگی واقعا دگرگون‌کننده‌ای را داشته باشیم.»

نهنگ مادر و فرزندش / sperm whales

بدون شک این نهنگ عنبر مادر و فرزند باهم ارتباط برقرار می‌کنند؛ اما پژوهشگران کنجکاوند که آن‌ها به‌هم چه می‌گویند.

مطمئنا این امیدها کمی جلوتر از پژوهش است. برخی از دانشمندان شک دارند که مجموعه‌داده‌های پروژه‌‌ی ستی حاوی چیز جالبی باشد. استیون پینکر، زبان‌شناس مشهور و نویسنده کتاب «غریزه زبان»، درمورد این پروژه تردید دارد. او می‌گوید: «کنجکاوم که ببینم آن‌ها چه چیزی پیدا می‌کنند.» او امید کمی دارد که بتوانیم محتوا و ساختار غنی را در صداهای نهنگ عنبر پیدا کنیم. او می‌گوید: «گمان می‌کنم این چندان فراتر از چیزی نباشد که از قبل می‌دانیم. اگر نهنگ‌ها می‌توانند پیام‌های پیچیده را به‌هم منتقل کنند، چرا نمی‌بینیم که مانند انسان از آن برای انجام کارهای پیچیده با هم، استفاده کنند؟»

دایانا ریس، پژوهشگر کالج هانتر در دانشگاه شهری نیویورک، با این موضوع مخالف است. او در مصاحبه‌ای ویدئویی می‌گوید: «اگر مردم درست همین لحظه به من و شما نگاه کنند، ما کار زیادی انجام نمی‌دهیم. بااین‌حال، داریم مسائل معنادار زیادی را به‌هم منتقل می‌کنیم.» به‌همین‌ترتیب، او فکر می‌کند که چیز زیادی درمورد آنچه نهنگ‌ها ممکن است به یکدیگر بگویند، نمی‌دانیم و درواقع درمورد آن بی‌اطلاع هستیم.

ریس سال‌ها با دلفین‌ها کار کرده است و از صفحه‌کلید ساده‌ای زیر آب برای برقراری ارتباط با آن‌ها استفاده می‌کند. او گروهی به نام Interspecies Internet را تأسیس کرد که راه‌های ارتباط مؤثر با حیوانات را بررسی می‌کند. ازجمله بنیان‌گذاران همراه او، پیتر گابریل، موسیقی‌دان و وینتون سرف، یکی از توسعه‌دهندگان اینترنت و نیل جرشنفلد، مدیر مرکز بیت‌ها و اتم‌ها در مؤسسه فناوری ماساچوست هستند. ریس از بلندپروازی‌های CETI و خصوصا رویکرد میان‌رشته‌ای آن استقبال می‌کند.

پژوهشگران پروژه‌ی ستی قبول دارند که جست‌وجو به‌دنبال معنا در صدای نهنگ‌ها ممکن است نتیجه‌ی جالبی حاصل نکند. گروبر، سرپرست برنامه می‌گوید: «درک می‌کنیم که یکی از بزرگ‌ترین خطرات می‌تواند این باشد که نهنگ‌ها بسیار خسته‌کننده باشند.» البته طبق نظر شخصی او، این‌گونه نخواهد بود: «در تجربه‌ام به‌عنوان زیست‌شناس، هرگاه واقعا چیزی را از نزدیک بررسی کردم، زمانی نبوده است که تحت‌تأثیر حیوانات قرار نگرفته باشم.»

نام پروژه‌ی CETI تداعی‌گر نام SETI و «جست‌وجو برای هوش فرازمینی» است که از دهه‌ی ۱۹۶۰ آسمان را برای سیگنال‌های رادیویی تمدن‌های بیگانه اسکن کرده است و تاکنون حتی یک پیام هم پیدا نکرده است. برونشتاین بر این باور است ازآنجاکه هیچ نشانه‌ای از هوش فرازمینی پیدا نشده است، باید سعی کنیم مهارت‌های رمزگشایی خود را روی سیگنال‌هایی که روی زمین می‌توانیم تشخیص دهیم، امتحان کنیم. به‌جای اینکه آنتن‌های خود را به‌سمت فضا بگیریم، می‌توانیم فرهنگ موجود در اقیانوس را استراق‌سمع کنیم که حداقل برای ما بیگانه است.

برونشتاین می‌گوید: «فکر می‌کنم بسیار متکبرانه باشد که فکر کنیم انسان خردمند تنها موجود باهوش و باادراک روی زمین است. اگر کشف کنیم که اساسا تمدن کاملی درست جلو چشم ما وجود دارد، شاید این مسئله به تغییراتی در نحوه‌ی رفتار ما با محیط‌زیست منجر شود یا سبب شود احترام بیشتری برای دنیای زنده قائل شویم.»

-

بررسی نوا 8 هواوی – زومیت | ماهان مال

دسته بندی : دسته‌بندی نشده تاریخ : سه‌شنبه 2 نوامبر 2021


با وجود گوشی‌های پریمیوم و رده‌بالایی که هر سال گران‌تر از سال پیش می‌شوند، شرکت‌های سازنده در تلاش هستند تا با گوشی‌های میان‌رده، بهترین کیفیت و امکانات را در قبال پرداخت هزینه‌ای معقول‌تر به کاربران ارائه کنند. نتیجه‌ی چنین رویکردی، داغ‌تر شدن رقابت برندها در بازار میان‌رده‌ها و دسترسی کاربران به طیف نسبتا متنوعی از گوشی‌های خوش‌ساخت است که تقریبا تمام توقعات را در محدوده‌ی قیمتی خودشان برآورده می‌کنند.

رابط کاربری گوشی نوا ۸ هواوی

میان‌رده‌ی نوا ۸ هواوی با امکانات چشم‌گیری همچون نمایشگر ۹۰ هرتز OLED، دوربین چهارگانه‌ با ماژول اصلی ۶۴ مگاپیکسلی و شارژر قدرتمند ۶۶ وات سعی می‌کند در رقابت با میان‌رده‌هایی بسیار محبوبی همچون ردمی نوت ۱۰ پرو و گلکسی A52 قد علم می‌کند؛ اما آیا سخت‌افزار میان‌رده‌ی اندرویدی هواوی می‌تواند نبود سرویس‌های گوگل را جبران کند؟ با زومیت همراه باشید تا با بررسی هواوی نوا ۸، پاسخی برای این سؤال بیابیم.

طراحی و کیفیت ساخت نوا ۸

هواوی طی سال‌های اخیر نشان داده است که به طراحی و دقت ساخت محصولاتش توجه ویژه‌ای دارد. نوا ۸ با اینکه در باطن به‌عنوان یک گوشی میان‌رده شناخته می‌شود؛ اما با طراحی زیبا و کیفیت ساخت بالا، حس‌وحال مشابه گوشی‌های رده‌بالا را منتقل می‌کند. با ابعاد فیزیکی ۷٫۶۴ × ۷۴٫۱ × ۱۶۰٫۱۲ میلی‌متر و وزن ۱۶۹ گرم، نوا ۸ هواوی را باید یک گوشی سبک، باریک و گزینه‌‌ای بسیار مناسبی برای کاربری‌های روزمره و استفاده‌ی مداوم بدانیم.

طراحی پشت گوشی نوا ۸ هواوی

پنل جلوی گوشی، نمایشگر OLED‌ با ابعاد ۶٫۵۷ اینچ و لبه‌های خمیده را در خود جای داده است. خوشبختانه خمیدگی نمایشگر در حدی نیست که در دست گرفتن گوشی باعث خطای لمس تصادفی شود. حاشیه‌های باریک، نسبت نمایشگر به بدنه را به حدود ۸۹ درصد رسانده‌اند. هواوی می‌گوید که با استفاده از تکنولوژی بسته‌بندی COP نمایشگر، توانسته حاشیه‌ی پایین نمایشگر را باریک‌تر کند. حفره‌ی دوربین سلفی نیز در قسمت بالای نمایشگر و حسگر اثر انگشت، زیر نمایشگر تعبیه شده‌اند.

صفحه نمایش گوشی نوا ۸ هواوی

فریم نوا ۸ از جنس فلز است که برای محصولی از دسته‌ی میان‌رده، نوعی مزیت به‌حساب می‌آید. لبه‌های چپ و راست فریم، براق و لبه‌های بالا و پایین آن مات هستند. دکمه‌های پاور و کنترل صدا در سمت راست فریم قرار گرفته‌اند تا سمت چپ فریم خالی باقی بماند. درگاه سیم‌کارت در فریم بالای گوشی، در کنار میکروفن حذف نویز و اسپیکر مکالمه قرار گرفته است و می‌تواند دو نانو سیم‌کارت را در خود جای دهد. اسپیکر اصلی، میکروفن دوم و درگاه USB 2.0 Type-C نیز در فریم پایین نوا ۸ جای گرفته‌اند. همان‌طور که می‌شد حدس زد،‌ از جک ۳٫۵ میلیمتری هدفون خبری نیست و کاربران باید از هدفون بی‌سیم یا تبدیل USB Typre-C برای اتصال هدفون سیمی استفاده کنند.

طراحان هواوی در طراحی پنل طلایی (Blush Gold) پشت نوا ۸، از پلاستیک و رویه‌ی شیشه‌ی ضد تابش (Anti-Glare) بهره گرفته‌اند. پنل به رسم گوشی‌های شرکت چینی، با تغییر زاویه‌ی تابش نور، جلوه‌های رنگی متفاوتی را نمایش می‌دهد. ماژول دوربین چهارگانه و بیضی‌شکل نوا ۸ در گوشه‌ی سمت چپ پنل جای دارد و اندکی برآمده است، اما چندان باعث لق زدن گوشی روی سطوح نمی‌شود. چینی‌ها می‌گویند که در طراحی و چینش دوربین‌ها، از حلقه‌های اطراف زحل الهام گرفته‌اند. لوگوی هولوگرامی نوا نیز در بخش پایین خودنمایی می‌کند.

صفحه‌نمایش و اسپیکر نوا ۸

هواوی در گوشی میان‌رده‌ی نوا ۸ از نمایشگر ۱۰ بیتی و خمیده‌ی OLED با ابعاد ۶٫۵۷ اینچ، رزولوشن ۲۳۴۰ × ۱۰۸۰ پیکسل و تراکم بسیار خوبِ ۳۹۲ پیکسل‌براینچ استفاده می‌کند. نمایشگر نوا ۸ نرخ نوسازی بیشینه‌ای برابر ۹۰ هرتز دارد و از فضای رنگی وسیع DCI P3 پشتیبانی می‌کند. کاربران می‌توانند بین نرخ نوسازی ۹۰ هرتز، ۶۰ هرتز یا نرخ نوسازی پویا، یکی را انتخاب کنند. هواوی ادعا می‌کند که با وجود نرخ نمونه‌برداری لمسی ۲۴۰ هرتز، تأخیر در اجرای فرمان‌های لمسی را کمتر کرده است تا هنگام بازی یا کاربری‌های روزمره، بهترین تجربه را برای کاربران فراهم کند. نمایشگر نوا ۸ از ویدئوهایی با استاندارد HDR 10 هم پشتیبانی می‌کند.

تماشای فیلم قهرمان روی گوشی نوا ۸ هواوی

در تست‌های زومیت برای ارزیابی روشنایی نمایشگر، نوا ۸ توانست عملکردی در حد و اندازه‌ی رقبای هم‌قیمت خود نشان دهد. در شرایط کم‌نور، روشنایی نمایشگر نوا ۸ تا حدود ۲٫۶ نیت پایین می‌آید که کار با گوشی را در محیط‌های تاریک بسیار راحت می‌کند. در فضاهای خارج از خانه، زیر تابش شدید نور، در صورتی که تنظیمات روشنایی نوا ۸ را روی حالت اتوماتیک قرار دهید، روشنایی نمایشگر تا حدود ۹۱۶ نیت بالا می‌رود. این مقدار روشنایی باعث می‌شود که بتوانید بدون مشکل، زیر نور خورشید با گوشی کار کنید. به لطف پنل OLED، عمق رنگ مشکی بسیار زیاد است، تا کنتراست نمایشگر نوا ۸ عالی باشد.

عملکرد نمایشگر هواوی نوا ۸ دربرابر رقبا
محصول ٫ پارامترها حداقل روشنایی حداکثر روشنایی دستی حداکثر روشنایی خودکار نسبت کنتراست Native خطای رنگی میانگین
سفید مشکی سفید مشکی سفید حالت پیش‌فرض دقیق‌ترین حالت
هواوی نوا ۸ ۲٫۶ ۰ ۶۳۴ ۰ ۹۱۶ ۲٫۵ ۲٫۵ (Vivid)
گلکسی M62 ۲٫۲۶ ۰ ۶۱۲ ۰ ۷۳۱٫۵ ۴٫۱ ۳٫۲ (Natural)
ردمی نوت ۱۰ پرو ۳٫۰۵ ۰ ۶۷۰ ۰ ۱۱۱۱ ۳٫۷ ۱٫۴ (Standard)
گلکسی S20 FE ۲٫۲ ۰ ۶۰۸ ۰ ۱۲۷۰ ۴٫۶ ۲٫۲ (Natural)
گلکسی A52 نسخه 5G ۱٫۸۱ ۰ ۵۴۲ ۰ ۸۳۴٫۵ ۵ ۲٫۹ (Natural)
گلکسی A72 ۲٫۳۶ ۰ ۶۴۶ ۰ ۱۳۱۰ ۵٫۵ ۳ (Natural)
می ۱۱ لایت ۳٫۳۷ ۰ ۶۴۷٫۵ ۰ ۱۱۱۲ ۴٫۱ ۱٫۵ (Original)
می ۱۰ تی ۰٫۶۸ ۳٫۷۵ ۴۳۵ ۳٫۸ ۴۳۵ ۱۱۵٫۵ ۳٫۹ ۱٫۷ (Original)

* زومیت تمامی نتایج جدول بالا را با ابزاری مخصوص به‌‌‌دست آورده است.

برای نوا ۸ هواوی، دو پروفایل رنگی Vivid و Normal درنظر گرفته شده است و دستگاه در حالت پیش‌فرض، روی پروفایل Vivid قرار دارد. با توجه به نتایجی که در آزمایش دقت رنگ نوا ۸ به دست آوردیم، پروفایل Vivid پوشش‌دهی بسیار مناسبی در فضای رنگی DCI P3 دارد؛ اما پروفایل Normal فقط حدود ۷۰ درصد این فضای رنگی را پوشش می‌دهد. به همین دلیل، عملکرد پروفایل Normal را در فضای رنگی sRGB سنجیدیم تا به پوشش‌دهی ۹۳ درصد و دقت رنگ بسیار خوب پروفایل Normal در این فضا برسیم.

هواوی به کاربران نوا ۸ اجازه می‌دهد تا دمای پروفایل‌های Vivid و Normal را به‌دلخواه خود تنظیم کنند. علاوه بر اینکه امکان انتخاب بین دماهای از پیش تعیین شده‌ی سرد و گرم وجود دارد، می‌توانید با استفاده از پالت رنگی موجود، دمای رنگ‌ها را روی حالت دلخواهتان قرار دهید. با چنین قابلیتی، درواقع مجبور نیستید فضای رنگی وسیع‌تر پروفایل Vivid را فدای رنگ‌های گرم‌تر پروفایل Normal کنید.

تک اسپیکر نوا ۸ هواوی قدرت پخش نسبتا بالایی دارد و تفکیک صداها در آن به خوبی انجام می‌شود. به‌ویژه زمانی که با نوا ۸ پادکست و کتاب صوتی گوش کنید. در بقیه‌ی موارد، فرکانس بالای سازها اندکی گوش‌خراش هستند؛ اما بیس‌ها کوبنده پخش می‌شوند.

نرم‌افزار و رابط کاربری نوا ۸

هواوی نوا ۸ با سیستم عامل اندروید ۱۱ و نسخه‌ی ۱۲ رابط کاربری اختصاصی EMUI هواوی همراه شده است. همان‌طور که انتظار می‌رود، نوا ۸ از بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف گوشی‌های هواوی یعنی نبود سرویس‌های گوگل رنج می‌برد. در فهرست اپلیکیشن‌های هواوی نوا ۸، App Gallery جایگزین پلی استور، Petal Search جایگزین ویجت جستجوی گوگل و Petal Maps جایگزین گوگل مپس شده‌اند.

برای استفاده از اپ گالری باید حتما از Huawei ID استفاده کنید که همان حساب کاربری هواوی‌تان به حساب می‌آید. خوشبختانه در صورتی که هواوی آی‌دی نداشته باشید، می‌توانید با استفاده از حساب کاربری گوگل‌تان وارد اپ گالری شوید. درواقع با این گزینه، حساب گوگل شما به هواوی آی‌دی لینک می‌شود و به ساختن یک حساب جدا نیازی نخواهید داشت.

اپ گالری روی گوشی نوا ۸ هواوی

تقریبا می‌توانید بیشتر اپلکیشین‌های پرکاربرد یا محبوب را در اپ گالری پیدا کنید؛ اما با توجه به پشتیبانی نشدن سرویس‌های گوگل پلی، ممکن است در اجرای برخی از اپ‌ها با مشکل مواجه شوید. فارغ از مشکلاتی که در زمینه‌ی دانلود و اجرای اپلیکیشن‌ها سر راه کاربران گوشی‌های هواوی قرار دارد، رابط کاربری EMUI 12 که در طراحی منوها و آیکون‌ها، iOS اپل را به یاد می‌آورد، تجربه‌ی کاربری مناسبی را در اختیار قرار می‌دهد و راحت و روان اجرا می‌شود.

عملکرد و باتری نوا ۸

درحالی‌که هواوی گوشی نوا ۸ را در بازار چین با تراشه‌ی Kirin 985 به فروش می‌رساند، نسخه‌ی جهانی آن با تراشه‌ی میان‌رده‌ی Kirin 820E 5G در دسترس قرار دارد؛ تراشه‌ای که با لیتوگرافی ۷ نانومتر ساخته می‌شود و در واقع نسخه‌ی کم‌قدرت‌تر تراشه‌ی Kirin 820 به حساب می‌آید.

بخش CPU در تراشه‌ی 820E، از شش هسته‌ی پردازشی تشکیل شده است که سه هسته‌ی قدرتمند و نه‌چندان جدید Cortex-A76 با فرکانس ۲٫۲۲ گیگاهرتز و سه هسته‌ی کم‌مصرف Cortex-A55 با فرکانس ۱٫۸۴ گیگاهرتز کار می‌کنند. وظیفه‌ی پردازش‌های گرافیکی نیز به عهده‌ی پردازنده‌ی شش هسته‌ای Mali-G57 قرار دارد.

بازی با گوشی نوا ۸ هواوی

پردازنده‌ی Kirin 820E از حافظه‌های LPDDR4x تا ظرفیت بیشینه‌ی ۸ گیگابایت و حافظه‌های ذخیره‌سازی UFS 2.1 یا eMMC 5.1 پشتیبانی می‌کند. با وجود اینکه تراشه‌ی 820E به مودم 5G مجهز شده، اما قابلیت اتصال به شبکه‌ی 5G‌ برای نوا ۸ در نظر گرفته نشده است. وای‌فای ۵ با پشتیبانی از باندهای فرکانسی ۲٫۴ و ۵ گیگاهرتز و همچنین بلوتوث ۵٫۱ سایر امکانات ارتباطی نوا ۸ هواوی هستند.

نوا ۸ در دو نسخه‌ی ۸ | ۱۲۸ گیگابایت و ۸ | ۲۵۶ گیگابایت به فروش می‌رسد. با توجه به اینکه در گوشی میان‌رده‌ی هواوی از درگاه کارت حافظه خبری نیست، امکان ارتقای ظرفیت حافظه‌ی ذخیره‌سازی برای کاربران وجود ندارد. ما برای بررسی مدل ۸ | ۱۲۸ گیگابایت را در اختیار داشتیم. نوا ۸ از حافظه‌ی UFS 2.1 استفاده می‌کند، بنابراین از لحاظ سرعت در رده‌ی بهترین‌ها جای نمی‌گیرد.

عملکرد حافظه‌ی ذخیره‌سازی هواوی نوا ۸ دربرابر رقبا
مدل‌ها / عملکرد نرخ خواندن ترتیبی
(مگابایت‌برثانیه)
نرخ نوشتن ترتیبی
(مگابایت‌برثانیه)
نرخ خواندن تصادفی
(مگابایت‌برثانیه)
نرخ نوشتن تصادفی
(مگابایت‌برثانیه)
هواوی نوا ۸ ۹۸۰٫۳ ۲۱۴٫۵ ۱۴۴٫۸۸ ۱۸۱٫۶
ردمی نوت ۱۰ پرو ۴۸۳٫۵۶ ۲۶۹٫۶۴ ۱۳۴٫۰۱ ۱۲۲٫۳۸
گلکسی A72 ۵۰۷٫۳۳ ۲۶۷٫۸۶ ۱۳۹٫۳۴ ۱۲۵٫۶۳
شیائومی می ۱۰ تی ۱۷۲۳٫۰۹ ۷۳۵٫۲۳ ۲۲۶٫۲۲ ۲۰۹٫۹۲
گلکسی S20 FE ۱۵۷۲٫۵ ۶۷۴٫۷۷ ۱۹۹٫۴۴ ۲۳۶٫۳۲
می ۱۱ لایت ۴۹۱٫۷۱ ۲۴۶٫۴ ۱۴۰٫۰۲ ۹۸٫۳۲
گلکسی M62 ۱۳۷۶٫۰۹ ۵۶۸٫۲ ۱۵۶٫۳۹ ۱۶۵٫۷۱
گلکسی A52 مدل 5G ۹۲۵٫۵۳ ۵۰۹٫۸ ۱۵۱٫۲۷ ۱۱۹٫۴۳

* تمامی بنچمارک‌های ذکرشده در این جدول را زومیت اجرا کرده است.

همان‌طور که در جدول نتایج مشاهده می‌کنید، حافظه‌ی ذخیره‌سازی نوا ۸ عمل خواندن ترتیبی را حدودا دو برابر سریع‌تر از ردمی نوت ۱۰ پرو به انجام می‌رساند؛ اما در مقایسه با می ۱۰ تی شیائومی که به حافظه‌ی پرسرعت UFS 3.1 مجهز شده است، عمل خواندن را ۴۳ درصد آهسته‌تر به انجام می‌رساند.

برای بررسی عملکرد سخت‌افزار نوا ۸، بنچمارک‌ها را با نرخ نوسازی ۹۰ هرتز روی آن اجرا کردیم. پردازنده‌ی Kirin 820E به‌کار رفته در نوا ۸، در بیشتر بخش‌ها عملکرد قابل قبولی در حد رقبای هم‌قیمت و بعضا ارزان‌تر نشان می‌دهد؛ اما وجود تنوع زیاد در بازار گوشی‌های میان‌رده، باعث می‌شود همچنان بتوان دستگاه‌هایی قدرتمندتر در همین محدوده‌ی قیمتی پیدا کرد.

عملکرد نوا ۸ هواوی در برابر رقبا
نام و کارایی بنچمارک / محصول PCMark Speedometer 2.0 GeekBench 5 GFXBench
عملکرد کلی مرورگر پردازنده‌ی گرافیکی پردازنده‌ی مرکزی شبیه‌ساز بازی (نرخ فریم)

OpenCL
Vulkan/Metal

Single Core
Multi Core
Aztec Ruins
Onscreen/1440p
Car Chase
Onscreen/1080p
OpenGL Vulkan Metal OpenGL Metal
هواوی نوا ۸
(۹۰ هرتز)
۸۹۱۰ ۴۴٫۴ ۲۸۴۰
۲۱۲۰
۵۶۷
۱۹۱۴
۱۶
۱۱
۱۳
۱۰
۲۱
۲۲
ردمی نوت ۱۰ پرو
(۱۲۰ هرتز)
۸۹۴۲ ۴۲٫۹ ۱۲۸۵
۱۱۰۶
۵۶۵
۱۷۶۲
۱۱
۷٫۴
۱۱
۷٫۷
۱۶
۱۹
شیائومی می ۱۰ تی
(۱۴۴ هرتز)
۹۶۶۴ ۶۵٫۲ ۹۰۷
۳۳۱۹
۲۹
۲۰
۲۹
۲۰
۴۴
۵۱
گلکسی A52 مدل 5G
(۱۲۰ هرتز)
۹۵۲۹ ۴۵٫۲ ۶۴۷
۱۹۱۹
۱۰
۷٫۲
۱۱
۷٫۶
۱۶
۱۹
گلکسی S20 FE ۱۲۰۴۴ ۶۲٫۴ ۹۲۴
۲۷۵۱
۳۱
۲۲
۱۸
۲۰
۴۰
۴۷
شیائومی می ۱۱ لایت
(۹۰ هرتز)
۸۰۸۰ ۴۲٫۱ ۱۱۹۳
۱۰۳۱
۵۶۵
۱۷۹۸
۱۱
۷٫۴
۱۲
۷٫۷
۱۷
۱۹
گلکسی M62 ۷۲۴۳ ۵۲٫۸ ۸۰۸
۱۸۷۶
۲۸
۱۸
۲۰
۱۷
۲۰
۱۷
گلکسی A72
(۹۰ هرتز)
۸۵۷۷ ۴۰٫۶ ۵۴۹
۱۶۵۷
۱۰
۶٫۹
۱۱
۷٫۱
۱۵
۱۷

* تمامی بنچمارک‌های ذکرشده در این جدول را زومیت اجرا کرده است.

مثلا در کاربری‌های عادی و وبگردی، گلکسی S20 FE مدل 4G می‌تواند با تراشه‌ی اگزینوس ۹۹۰، به ترتیب ۳۵ و ۴۰ درصد بهتر از نوا ۸ عمل کند. در اجرای بازی‌ها نیز توقع زیادی از نوا ۸ هواوی نداشتیم و همان‌طور که در جدول مشهود است، نتایج نیز همین موضوع را تأیید می‌کنند. برای مقایسه، شیائومی می ۱۰ تی می‌تواند در اجرای بازی‌ها، به نرخ‌هایی در حدود ۸۰ درصد بیشتر از نوا ۸ دست پیدا کند.

هواوی برای نوا ۸ باتری نه‌چندان حجیم ۳۸۰۰ میلی‌آمپر ساعتی و شارژر قدرتمند ۶۶ واتی در نظر گرفته است. چینی‌ها می‌گویند که شارژر نوا ۸ می‌تواند باتری آن را در مدت ۱۵ دقیقه، تا ۶۰ درصد شارژ کند. برای کاربری‌های روزمره مثل وب‌گردی، ویرایش عکس یا گشت‌وگذار در شبکه‌های اجتماعی، باتری گوشی هواوی می‌تواند حدود ۱۱ ساعت پاسخ‌گو باشد. بااین‌حساب، با درنظر گرفتن ۵ ساعت استفاده‌ی روزانه از گوشی، می‌توانید دو روز را بدون نیاز به شارژ کردن نوا ۸ سپری کنید. نوا ۸ از شارژ معکوس ۵ واتی هم پشتیبانی می‌کند.

عملکرد باتری نوا ۸ هواوی دربرابر رقبا
محصول ٫ آزمایش نمایشگر باتری زمان لازم برای شارژ پخش ویدئو PCMark
ابعاد و رزولوشن میلی‌آمپرساعت دقیقه:ساعت دقیقه:ساعت دقیقه:ساعت
هواوی نوا ۸
(۹۰ هرتز)
۶٫۵۷ اینچ
۲۳۴۰×۱۰۸۰
۳۸۰۰
۰۰:۳۵
۲۵:۰۰ ۱۱:۱۱
ردمی نوت ۱۰ پرو
(۱۲۰ هرتز)
۶٫۶۷ اینچ
۲۴۰۰×۱۰۸۰
۵۰۲۰ ۱:۲۱ ۲۳:۴۸ ۹:۵۹
شیائومی می ۱۰ تی ۶٫۶۷ اینچ
۲۴۰۰×۱۰۸۰ پیکسل
۵۰۰۰ ۱:۰۰ ۱۵:۱۰ ۱۳:۰۱
گلکسی M62 ۶٫۷ اینچ
۲۴۰۰×۱۰۸۰ پیکسل
۷۰۰۰ ۲:۰۰ ۳۶:۵۷ ۱۸:۱۷
می ۱۱ لایت
(۹۰ هرتز)
۶٫۵۵ اینچ
۲۴۰۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۴۲۵۰

۱:۰۱

۱۶:۴۰ ۹:۵۵
گلکسی A52 مدل 5G
(۱۲۰ هرتز)
۶٫۵ اینچ
۲۴۰۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۴۵۰۰

۱:۰۰

۱۳:۴۴ ۹:۱۶

گلکسی S20 FE
(۱۲۰ هرتز)

۶٫۵ اینچ
۲۴۰۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۴۵۰۰ ۱:۳۰ ۱۴:۴۱ ۸:۳۰
گلکسی A72
(۹۰ هرتز)
۶٫۷ اینچ
۲۴۰۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۵۰۰۰ ۱:۰۰ ۱۶:۳۵ ۱۳:۰۵

* تمامی بنچمارک‌های ذکرشده در این جدول را زومیت اجرا کرده است.

نوا ۸ می‌تواند با یک بار شارژ کامل، تا ۲۵ ساعت به صورت مداوم ویدئو پخش کند که برای کسانی که از گوشی برای تماشای ویدئو و فیلم استفاده می‌کنند خبر بسیار خوبی خواهد بود.

دوربین نوا ۸

نوا ۸ مثل بیشتر گوشی‌های هم‌رده‌اش از چهار دوربین واید، اولتراواید، ماکرو و عمق‌سنج استفاده می‌کند. هواوی برای دوربین اصلی یا همان واید، حسگر ۶۴ مگاپیکسلی و لنزی با دیافراگم f/1.9 را در نظر گرفته است. دوربین اولتراواید با حسگر ۸ مگاپیکسلی و لنز f/2.4، زاویه‌ی دیدی برابر ۱۲۰ درجه را فراهم می‌آورد. دوربین‌های ماکرو و عمق‌سنج از حسگرهای ۲ مگاپیکسلی با لنز f/2.4 بهره می‌برند؛ درحالی‌که وظیفه‌ی ثبت عکس‌های سلفی نیز برعهده‌ی حسگری ۳۲ مگاپیکسلی و لنزی با دیافراگم f/2.0 قرار دارد. دوربین اصلی و سلفی نوا ۸ امکان ضبط ویدیوهای 4K و عکاسی HDR‌ را نیز دارند.

عکاسی با گوشی نوا ۸ هواوی

رابط کاربری اپلیکیشن عکاسی نوا ۸ از همان قانون و قاعده‌ی گوشی‌های اندرویدی پیروی می‌کند. شاتر، دکمه‌ی تغییر بین دوربین‌های سلفی و اصلی و همچنین میان‌بر گالری در بخش پایین برنامه جای گرفته‌اند و نوار زیر منظره‌یاب نیز حالت‌های مختلف تصویربرداری مثل عکس، حالت شب، ویدئو، پرتره، عکاسی ماکرو و امکانات بیشتری همچون عکاسی پانوراما، اسلوموشن، تایم‌لپس و پرو را از طریق گزینه‌ی بیشتر (More) ارائه می‌کند. در نوار بالای صفحه نیز می‌توان گزینه‌های تنظیمات، فیلترهای پیش‌فرض، فلش، قابلیت AI Camera و همچنین گزینه‌ی AI Lens هواوی را مشاهده کرد.

رابط کاربری دوربین گوشی نوا ۸ هواوی

با استفاده از حالت پرو، می‌توانید به تنظیمات حرفه‌ای‌تر مثل ایزو و سرعت شاتر دسترسی داشته باشید؛ البته این حالت فقط برای دوربین اصلی (واید) در دسترس است. دوربین نوا ۸ با ترکیب هر ۴ پیکسل مجاور برای دستیابی به پیکسل‌های بزرگ‌تر، در حالت پیش‌فرض عکس‌ها را با دقت ۱۶ مگاپیکسل ثبت می‌کند. در صورتی که بخواهید عکس‌هایتان از تمام ظرفیت مگاپیکسل‌ها بهره‌مند شوند، می‌توانید از گزینه‌ی پرو یا حالت عکاسی High-Res استفاده کنید.

گستره‌ی دینامیکی و جزئیات عکس‌های نوا ۸

حالت HDR عکاسی برای نوا ۸ به صورت خودکار فعال می‌شود. با توجه به تجربه‌ای که در زمان عکاسی با میان‌رده‌ی هواوی داشتیم، فعال شدن خودکار HDR‌ دقت مناسبی ندارد و حتی با وجود اعمال HDR، باز هم دوربین نوا ۸ نمی‌تواند جزئیات تصاویر را در مقایسه با سایر رقبا به خوبی حفظ کند.

دوربین اصلی

دوربین اصلی نوا ۸ در عکس‌های HDR عملکرد متوسطی از خود به نمایش می‌گذارد. جزئیات در مناطق پرنور تصویر که رو به آفتاب قرار دارند، چندان خوب حفظ نمی‌شود و شاهد از بین رفتن بافت‌ها در این نقاط هستیم.

عکس HDR دوربین اصلی

برش واقعی عکس HDR دوربین اصلی


دوربین اولتراواید

دوربین اولتراواید نوا ۸ در زمینه‌ی حفظ جزئیات تصاویر از دوربین اصلی هم ضعیف‌تر عمل می‌کند؛ بنابراین برای داشتن تصاویر بهتر در شرایط سایه‌روشن، استفاده از دوربین اصلی توصیه می‌شود.

عکس HDR دوربین اولتراواید

برش واقعی عکس HDR دوربین اولتراواید


زوم دو برابری دوربین اصلی

با انتخاب حالت زوم دو برابری، تصویر دوربین اصلی به‌صورت نرم‌‌افزاری بریده می‌شود و بنابراین همان‌طور که انتظار می‌رود، کیفیت بافت‌ها و جزئیات نسبت به عکس‌های 1x افت می‌کنند.

عکس 2X دوربین اصلی

برش واقعی عکس 2X دوربین اصلی


رنگ عکس‌های نوا ۸

رنگ عکس‌های نوا ۸ به سردی تمایل دارد و این موضوع در دوربین اولتراواید شدیدتر خود را نشان می‌دهد. به‌علاوه، در صورتی که HDR فعال نشود، قسمت‌هایی که در نور شدید قرار گرفته‌اند، به اصطلاح می‌سوزند.

رنگ‌ها در عکس دوربین اصلی

رنگ‌ها در عکس دوربین اولتراواید


عملکرد دوربین نوا ۸ در تاریکی

با اینکه حالت عکاسی شب یا همان Night Mode برای دوربین اصلی نوا ۸ در نظر گرفته شده است؛ اما فعال کردن آن به بدتر شدن کیفیت عکس‌ها می‌انجامد. در واقع برای روشن‌تر شدن عکس‌ها، بافت‌ها به‌شدت سافت می‌شوند و در نتیجه جزئیات عکس‌ها از بین می‌رود. در حالت Photo نیز دوربین اصلی عملکرد بسیار بهتری نسبت به دوربین اولتراواید به‌نمایش می‌گذارد.

عکس دوربین اولتراواید – حالت Photo

عکس دوربین اصلی – حالت Photo

عکس دوربین اصلی – حالت Night


برش واقعی عکس دوربین اولتراواید – حالت Photo

برش واقعی عکس دوربین اصلی – حالت Photo

برش واقعی عکس دوربین اصلی – حالت Night


عکس پرتره و سلفی نوا ۸

با وجود قابلیت HDR، دوربین سلفی ۳۲ مگاپیکسلی نوا ۸ در نور کافی عکس‌ها را با دقت خوبی ثبت می‌کند؛ اما گستره‌ی دینامیکی آن چندان بالا نیست. دوربین نوا ۸ برای ثبت عکس‌های پرتره افکت بوکه را روی آن پیاده‌ می‌کند که نتیجه‌ی آن سافت شدن محسوس عکس است.

عکس پرتره با افکت بوکه

عکس سلفی


عکس ماکرو نوا ۸

دوربین ماکروی نوا ۸ در ثبت جزئیات ریز سوژه‌هایی که در فاصله حدود ۴ سانتی‌متری آن قرار داشته باشند، عملکرد مناسبی دارد؛ البته براثر فقدان فوکوس خودکار، برای ثبت جزئیات سوژه، باید دستانتان لرزش نداشته باشند.

عکس دوربین ماکرو


جمع‌بندی و مقایسه نوا ۸ با رقبا

هواوی سعی دارد با پیاده‌سازی المان‌های طراحی خاص خود و همراه ساختن سخت‌افزار مناسب در نوا ۸، به بازار شدیدا رقابتی گوشی‌های میان‌رده بازگردد. بااین‌وجود، در دنیایی که سرویس‌های گوگل به بخش جدایی‌ناپذیر تجربه‌ی ما از کاربری گوشی‌های هوشمند تبدیل شده‌اند، نوا ۸ چندان یارای همگام شدن با همتاهای اندرویدی بی‌شمارش را ندارد؛ به‌خصوص وقتی فاکتور قیمت را نیز وارد معادله کنیم.

بخش محصولات زومیت روی گوشی نوا ۸ هواوی

با چشم‌پوشی از مقایسه نوا ۸ با رقبا،‌ می‌توانیم بگوییم که نوا ۸ با بهره‌گیری از نمایشگر OLED با نرخ نوسازی ۹۰ هرتز، شارژر پرقدرت ۶۶ وات و طراحی زیبا و سبک، حداقل نیمی از راه بدل‌شدن به یکی از بهترین‌های بازار را به‌راحتی می‌پیماید.

نکات مثبت

  • نمایشگر OLED با رنگ‌های دقیق
  • نرخ نوسازی ۹۰ هرتز
  • عرضه با شارژر ۶۶ واتی
  • طراحی زیبا و کیفیت ساخت خوب
  • شارژدهی مناسب

نکات منفی

  • عملکرد نه‌چندان کارآمد دوربین
  • نبود سرویس‌های گوگل
-


شاید صنعت خودروسازی هند بیشتر با محصولاتی مثل شاسی بلند فورس موتورز تراکس کروزر (Force Motors Trax Cruise) شناخته شود، اما این کشور اکنون یک پروژه سوپراسپور بسیار پیشرفته نیز دارد. ابرخودرو جدید این کشور Eknok نام دارد که شرکت وزیرانی اوتوموتیو (Vazirani Automotive) آن را تولید کرده است. این شرکت یکی تولیدکننده‌ی خودرو در مقیاس کوچک بوده که در بمبئی مستقر شده است. اگر نام این شرکت برای شما کمی آشنا به‌نظر می‌رسد، به این دلیل است که در اوایل سال جاری، یک ابرخودرو برقی به‌نام «شول توربین» را در گودوود به نمایش گذاشت.

به گزارش موتور وان، Eknok یک ابرخودروی برقی است که خنک‌کننده‌ی هوا برای سرد کردن دمای باتری‌ها بهره می‌برد. این درحالی است که اکثر خودروهای الکتریکی مدرن از سیستم خنک‌کننده‌ی مایع برای سرد کردن دمای باتری‌ استفاده می‌کنند. به‌گفته‌ی این خودروساز، فناوری موسوم به DiCo بر پایه‌ی یک بیومیمیکر کار می‌کند؛ روشی که برخی از حیوانات هم برای تنظیم دمای بدن خود از آن بهره می‌إرند. وزیرانی، به‌لطف این قابلیت، بدون استفاده از سیستم خنک‌کننده‌ی پیچیده‌ی مایع، و بهره گرفتن از بدنه‌ای که تمام از فیبر کربن ساخته شده است، وزن خودرو جدید خود را در سطح ۷۳۸ کیلوگرم نگه داشته است.

بر اساس اطلاعات رسمی منتشرشده در مورد این خودرو، اوج خروجی پیشرانه‌‌ی الکتریکی آن ۷۲۲ اسب‌بخار (معادل ۵۳۱ کیلووات) است که مدت زمان مورد نیاز برای شتاب صفر تا صد آن را به رقم خیره‌کننده‌ی ۲٫۵۴ ثانیه رسانده است. این خودرو به‌عنوان سبک‌ترین خودروی الکتریکی جهان و سریع‌ترین خودرو تولیدشده در هند تا این‌ لحطه شناخته می‌شود. شرکت وزیرانی همچنین مدعی شده است ضریب درگ Ekonk در بین خودروهای مشابه، یکی از کم‌ترین ضرایب موجود است.

مقاله‌ی مرتبط:

چانکی وزیرانی، کارمند سابق رولز رویس و جگوار لندرور و بنیان‌گذار شرکت وزیرانی در این رابطه گفت:

Eknok به معنی آغاز واقعی فعالیت ما است؛ جایی که برای اولین‌بار، طراحی و نوآوری با هم ترکیب شده‌اند. این محصول اولین خودرو ما محسوب می‌شود که نمونه‌ی واقعی آن تولید شده است. کلمه‌ی Eknok در متون مقدس هندی، به‌معنی «آغاز نور الهی یا انفجار بزرگ» است.

البته درحال‌حاضر، Eknok فقط یک نمونه‌ی اولیه‌ است که در پیستِ سرعتِ Natrax در نزدیکی Indore هند، آزمایش شده است. مشخص نیست که آیا این محصول به تولید انبوه خواهد رسید یا خیر، اما فناوری‌های مورد استفاده در آن، می‌ةواند در یک خودروی تولیدی از سری «شول» پیاده‌سازی شود.

نظر شما در مورد این خودرو الکتریکی چیست؟

-


اخیرا شایعاتی مبنی‌بر پروژه‌ی مخفی و هدست معرفی‌نشده‌ی اپل بیش از هر زمان دیگری به‌گوش می‌رسد و گزارش‌ها حاکی از آن است که نخستین هدست اپل به‌جای استفاده‌ی مستقل از فناوری واقعیت افزوده یا واقعیت مجازی، تلفیقی از هر دو فناوری را به‌عنوان محصولی شاخص و مشخصات سخت‌افزاری بسیار قوی ارائه می‌دهد. اکنون مینگ‌چی کو، تحلیلگر نام‌آشنای محصولات اپل، در گزارشی خطاب به سرمایه‌گذارن ادعا کرده است که تولید انبوه اولین هدست واقعیت ترکیبی (MR) اپل در سه‌ماهه‌ی چهارم سال ۲۰۲۲ آغاز می‌شود و درکنار پشتیبانی از نسل پنجم شبکه موبایل (5G)، از Wi-Fi 6e نیز برخوردار خواهد بود.

کو می‌گوید که اپل قصد دارد از نیاز به اتصال سیمی بین هدست و رایانه اجتناب کند و ظاهرا برای دستیابی به این مهم، هدست یادشده از Wi-Fi 6E بهره خواهد گرفت. Wi-Fi 6E تمامی ویژگی و قابلیت‌های Wi-Fi 6، نظیر تأخیر کم و سرعت چشمگیر انتقال داده‌ را ارائه می‌دهد، با این‌ تفاوت که Wi-Fi 6E به‌صورت گسترده از باند ۶ گیگاهرتز پشتیبانی می‌کند که درنتیجه، پهنای باند را افزایش می‌دهد و تداخل کمتری برای دستگاه مجهز به این تراشه ایجاد می‎‌کند.

اعتقاد بر این است که اپل حداقل روی دو پروژه‌ی مبتنی‌بر فناوری AR و VR، یکی هدست واقعیت ترکیبی برای عرضه در سال ۲۰۲۲ و دیگری با نام احتمالی اپل گلس (Apple Glass) کار می‌کند. از قرار معلرم، اپل در فرایند طراحی آن با مشکلات مواجه شده و عرضه‌ی آن به‌تأخیر افتاده است. اپل گلس می‌تواند تلاقی آیفون و دستگاه واقعیت افزوده‌ای به‌شکل عینک‌های امروزی باشد. احتمالا این محصول بسیار ارزان‌تر از برادر پیشرفته‌اش خواهد بود و به‌نوعی بازار مصرفی و عموم مردم را هدف قرار می‌دهد.

تصویری مفهومی از هدست واقعیت ترکیبی اپل

مینگ‌چی کو خاطرنشان می‌کند که نخستین دستگاه نصب‌شده روی سر (HMD) اپل مانند هدست‌های مشابه رقیب، از Wi-Fi 6E برای پاسخ‌گویی به نیازهای سطح بالا و ارائه‌ی تجربه‌ی بی‌سیم همه‌جانبه استفاده می‌کند. به‌طورکلی، استفاده از آخرین مشخصات Wi-Fi نیازی اساسی برای دستگاه‌های HMD به‌منظور بهبود تجربه بی‌سیم محسوب می‌شود. شواهد نشان می‌دهد که HMDهای جدید متا (فیسبوک) و اپل و سونی همگی از این استاندارد وای‌فای در سال ۲۰۲۲ استفاده خواهند کرد. کو در‌ادامه می‌گوید:

پیش‌بینی می‌کنیم متا و اپل و سونی تأثیرگذارترین برندها در بازار دستگاه‌های متاورس در سال ۲۰۲۲ باشند؛ به‌طوری‌که متا و اپل و سونی HMD‌های جدید را از سه‌ماهه دوم تا سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۲ عرضه می‌کنند.

مقاله‌ی مرتبط:

پیش‌تر مارک گِرمن از بلومبرگ گزارش داده بود که کانون توجه اپل روی بازی و پخش محتوای ویدئویی و ویدئوکنفرانس معطوف خواهد بود و احتمالا کوپرتینویی‌ها تأکید ویژه‌ای بر بخش گیمینگ خواهند کرد. گِرمن می‌گوید که اپل به‌دنبال هدستی است که بتواند بازی‌های واقعیت مجازی را با کیفیت درخورتوجه اجرا کند.

نمایشگر یکی دیگر از اجزای بسیار مهم و رابط میان کاربر و دنیای خیالی هدست‌ها محسوب می‌شود. شایعات قبلی از آن حکایت می‌کردند که کوپرتینویی‌ها قصد دارند نخستین نسل از هدست واقعیت ترکیبی خود را به پیشرفته‌ترین نمایشگر موجود مجهز کنند.

پیش‌بینی می‌شود که هدست مذکور نخستین‌بار در محصولات اپل برای ارائه‌ی محتوا از نمایشگرهای فوق‌پیشرفته‌ی micro LED ساخت سونی و با وضوح خیره‌کننده 8K بهره می‌گیرد. در مقام مقایسه، هدست HTC Vive Cosmos Elite تقریبا وضوح ۱۴۴۰ در ۱۷۰۰ پیکسل را ارائه می‌دهد.

تاکنون، اطلاعات زیادی از میزان نوسازی و میدان دید نمایشگر محصول منتشر نشده است؛ اما با‌‌توجه‌‌به نزدیکی نمایشگر به چشم، نرخ نوسازی باید به‌قدری زیاد باشد که تأخیر محتوا در حداقل ممکن برساند. هدست‌های رقیب معمولا از نمایشگرهای ۹۰ هرتز یا بیشتر استفاده می‌کنند‌. باید منتظر بمانیم و ببینیم اپل در اینجا چه گزینه‌ای را انتخاب می‌کند.

-


گوگل که خود یکی از شرکت‌های زیرمجموعه‌ی هولدینگ آلفابت محسوب می‌شود، علاوه‌بر سرویس نقشه‌های خود، مالک Waze نیز است. Waze یک برنامه‌ی ناوبری است از الگوریتم‌هایی که بر اساس الگوهای ترافیکی تاریخی و اطلاعات جمع‌آوری شده از کاربران بهره می‌برد تا کاربران با خیال آسوده، از سریع‌ترین مسیر برای جابه‌جا شدن از یک موقعیت مکانی به یک موقعیت مکانی دیگر استفاده کنند. اخیرا گزارش‌هایی منتشر شده که اعلام می‌کند این اپلیکیشن مسیرهای اشتباهی به کاربران اسرائیلی پیشنهاد می‌دهد، به‌طوری‌که معمولا برخی از کاربران خود را مستقیما به قلب ترافیک فرستاده است.

به گزارش فون آرنا، گای برکوویتز، مدیر عامل Waze در این رابطه گفت:

ما با الگوریتم مشکل داریم. هرچه به افراد بیشتری خدمات دهیم، این مشکل سیستم ما را بیشتر تحت تأثیر قرار می‌دهد. ویروس کرونا ما را در موقعیتی قرار داده است که باید الگوریتم خود را دوباره توسعه دهیم.

تغییر در الگوهای ترافیکی Waze در اسرائیل، باعث ارائه‌ی مسیریابی‌های نادرست در این اپلیکیشن شده است.

در زمان شیوع کرونا ویروس، ترافیک در جاده‌ها خیلی کم‌تر شد. اکنون که کاربران اسرائیلی دیگر در خانه نمی‌مانند، الگوهای ترافیکی، کاملا متفاوت شده است و این تغییرات روی الگوریتم مورد استفاده برای ارائه‌ی سریع‌ترین مسیر بین دو نقطه، تأثیر گذاشته است.

برکوویتز گفت:

سوابق عبور و مرور جاده که بخشی از الگوریتم ما است، حالا دیگر واقعیت را نشان نمی‌دهد. به جاده‌ای فکر کنید که سوابق تاریخی نشان می‌دهد هیچ ترافیکی در آن وجود دیده نمی‌شود، ولی امروزه ترافیک زیادی در آن جریان دارد؛ بدین ترتیب کرونا ویرویس، سوابق تاریخی ما از ترافیک جاده‌ها را از بین برده است. الگوریتم‌ها باید تغییر کند و باید تمرکز بیشتری روی ترافیک داشته باشیم؛ البته این موضوع همیشه درست نیست، زیرا راهی که ما به شما پیشنهاد می‌دهیم، الزاما یک راه کوتاه یا سریع نیست، بلکه راه ارائه شده‌ی Waze است.

مقاله‌ی مرتبط:

برخی کاربران Waze شکایت کرده‌اند که مسیرشان را به شهرهای دور از مقصد خود تغییر داده‌اند و به‌نظر این دسته از کاربران، اپلیکیشن مورد اشاره به‌درستی کار نمی‌کند. بر اساس گزارشی که Waze در این رابطه نقل کرده است، ترافیک جاده‌ای در اسرائیل، طی دو هفته‌ی اول اکتبر حدود ۲۳ درصد بیشتر از سطح ترافیک در زمان همه‌گیری کرونا بوده است. بر اساس گزارش‌ها، افزایش ترافیک جاده‌ای به‌دلیل نگرانی مردم در مورد استفاده از وسایل حمل‌ونقل عمومی، افزایش یافته است.

گوگل در سال ۲۰۱۳ اپلیکیشن Waze را با پرداخت مبلغی بین ۱/۰۳ تا ۱/۳۰ میلیارد دلار خریداری کرد. این شرکت چند سال بعد برخی از بهترین ویژگیهای Waze را حذف و آن‌ها به سرویس نقشه‌های خود اضافه کرد. از جمله این قابلیت‌ها می‌توان به امکان ثبت گزارش تصادف و تله‌های سرعتی توسط کاربران گوگل‌مپز اشاره کرد.

در چند سال گذشته، این سؤال برای بسیاری افراد به‌وجود آمده است که چرا گوگل پس از خرید Waze، این سرویس را تعطیل نکرده است، زیرا این اپلیکیشن رقیب سرویس نقشه‌های این شرکت محسوب می‌شود. در سال ۲۰۱۹، یعنی هنگامی که گوگل، قابلیت گزارش رویدادها را از Waze به گوگل‌مپز انتقال داد، صحبت‌هایی مبنی بر اینکه Waze به‌آرامی تعطیل خواهد شد، به‌میان آمد. البته ظاهرا این پیش‌بینی‌ها صحت ندارد زیرا این اپلیکیشن فقط در اسرائیل بیش از یک میلیون کاربر فعال دارد.

نظر شما در مورد مشکل Waze در ارائه‌ی مسیرهای اشتباه به کاربران چیست؟

-

بررسی کیس گیمینگ MSI Aegis Ti5 | ماهان مال

دسته بندی : دسته‌بندی نشده تاریخ : یکشنبه 31 اکتبر 2021


پی‌سی یا کنسول؟ شاید یکی از سؤال‌های همیشگی پس ذهن گیمرها همین باشد. خیلی از گیمرها پاسخ را یافته‌اند و بین دو پلتفرم محبوب بازی، یکی را برای همیشه انتخاب کرده‌اند. این‌روزها احتمالا قیمت‌های نجومی سخت‌افزار و هزینه‌ی بالای سر هم کردن سیستم‌های گیمینگ، یافتن پاسخ سؤال بزرگ را برای بسیاری از گیمرهای مردد هم راحت‌تر کرده است: کنسول با سخت‌افزار قدرتمند اما قیمت بسیار معقول‌تر.

طراحی کیس گیمینگ MSI AegisTi5

اما فارغ از هر شرایطی، نباید از حق بگذریم؛ چه پی‌سی گیمر باشید یا کنسول گیمر، نمی‌توانید شگفتی و برق چشم‌هایتان را بعد از دیدن سیستمی که بازی‌های جدید را با آخرین تنظیمات گرافیکی و فراتر از حد تصورتان اجرا می‌کند، انکار کنید. کیس گیمینگ MSI Aegis Ti5 با طراحی منحصربفرد و سخت‌افزار حسرت‌برانگیزش، حداقل در نظر ما کاربران ایرانی یک کالای بسیار لوکس به حساب می‌آید. اما برای همه‌ی خوره‌های تکنولوژی، حتی سفر به لبه‌ی این دنیای همیشه در حال پیشرفت هم می‌تواند تجربه‌ای هیجان‌انگیز باشد. اگر شما هم با ما موافقید، در این سفر همراه زومیت باشید.

طراحی و کیفیت ساخت کیس گیمینگ Aegis Ti5

با اولین نگاه به کیس گیمینگ MSI احتمالا سناریوهای متعددی به ذهنتان خطور می‌کند: استارکرفت، هیلو، روبوکاپ، ترمیناتور… Aegis Ti5 تصویر آشنایی از بازی‌ها و فیلم‌های علمی-تخیلی پیش رویتان ترسیم می‌کند. تایوانی‌ها در زبان طراحی Aegis Ti5 المان‌های یک دستگاه گیمینگ را به شکل منحصربفردی پیاده‌سازی کرده‌اند. برخلاف بسیاری از کیس‌های گیمینگ موجود در بازار که چشممان به دیدنشان عادت کرده است، در Aegis Ti5 هیچ لبه یا گوشه‌ای پیدا نمی‌شود و در جای‌جای آن، از فرم خمیده با شیب نرم استفاده شده است. طراحی آینده‌نگرانه و سایبورگی MSI شاید برای هرکسی جذاب نباشد، اما قطعا طرفداران پروپاقرصی در میان گیمرها پیدا می‌کند.

طراحی پشت کیس گیمینگ MSI AegisTi5

خوشبختانه از تغییر رنگ‌های عجیب و غریب روی پوشش بدنه خبری نیست و MSI‌ در Aegis Ti5 از رنگ‌های مشکی و خاکستری محبوب گیمرها بهره گرفته است تا تضاد بصری مدنظرش را ایجاد کند. ترکیب شاسی فلزی و پوشش پلاستیکی، بدنه‌ی Aegis Ti5 را تا حد خوبی نسبت به ضربه مقاوم کرده است. MSI با طراحی بدون روزنه‌ی بدنه، روند متداول دیگری را نقض کرده است تا با یکپارچه‌تر کردن دستگاه، حس و حال سای‌فای را هرچه بیشتر به گیمرها القا کند.

تقریبا نیمی از قسمت میانی کیس به یک نوار عریض سیاه و براق اختصاص یافته است که نمای روبه‌رو و بالای کیس را دربر می‌گیرد. بقیه‌ی نواحی بدنه را پوشش خاکستری مات می‌پوشاند که با حاشیه‌های فرورفته شیاردار، به بخش سیاه متصل می‌شود. دو نوار نازک نورپردازی RGB روی این قسمت تعبیه شده تا تضاد نورها با رنگ سیاه، نورپردازی را به بهترین نحو نمایان کند. در بخش بالای نمای روبه‌رو، دایال (Dial) منحصربفرد Aegis Ti5 قرار دارد که نظیرش را در محصولات مشابه ندیده‌ایم و به عنوان میانبری برای تغییر تنظیمات مختلف سیستم مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در بخش بالای کیس، مجموعه‌ی کوچکی از چند درگاه در کنار دکمه‌ی پاور جای گرفته‌اند. MSI نمای هیجان‌انگیزی از فن‌های خنک‌کننده‌ی کارت گرافیک RTX 3090 در قسمت بالای کیس به گیمرهای همیشه کنجکاو ارائه کرده است که نورپردازی هماهنگ با سایر بخش‌ها، جذابیت دیداری آن را دو چندان می‌کند. دو بازوی کوچک جمع‌شونده در دو سمت نمای بالا تعبیه شده‌اند که می‌توان از آن‌ها برای قرار دادن هدفون یا کابل‌های متصل به کیس استفاده کرد.

دیواره‌های اطراف کیس، محل قرارگیری فن‌های قدرتمند Aegis Ti5 هستند که با دریچه‌های مشکی ریز و نوار نورپردازی از پوشش خاکستری بدنه تفکیک می‌شوند. دیواره‌ی پشتی Aegis Ti5 نیز مجموعه‌ی کاملی از درگاه‌ها و یک دریچه‌ی فن را در خود جای داده است. سیلندر افقی زیر کیس محل قرار گرفتن پاور ۸۵۰ واتی دستگاه است که با نوار نورپردازی RGB احاطه می‌شود.

دو پایه‌ی فلزی مستحکم اما غیر هم‌اندازه، وزن ۱۵٫۶ کیلوگرمی Aegis Ti5 را به بهترین نحو مدیریت می‌کنند. همان‌طور که از وزن Aegis Ti5 می‌توانید حدس بزنید، با یک کیس غول‌پیکر طرف هستیم که ابعاد آن به ۵۱۱ × ۲۳۹ × ۵۵۱ میلی‌متر می‌رسد، بنابراین شاید قرار دادن آن روی میز گزینه‌ی چندان عاقلانه‌ای نباشد.

درگاه‌های کیس گیمینگ Aegis Ti5

مجموعه‌ی درگاه‌های کیس گیمینگ Aegis Ti5 در هر دو پنل جلو و پشت آن تعبیه شده‌اند. در پنل جلو‌، دو درگاه USB 3.2 Gen 1 Type-A، یک جک ۳٫۵ میلی‌متری هدفون، یک جک ۳٫۵ میلی‌متری میکروفون و یک درگاه USB 3.2 Gen 2 Type C جای گرفته‌اند که برای اتصال دانگل ماوس و کیبورد و هدفون/میکروفون کافی هستند.

پنل پشتی کیس گیمینگ MSI AegisTi5

طبق انتظار، مجموعه‌ی کامل‌تر درگاه‌ها را می‌توان در پنل پشت کیس یافت که شامل ۵ درگاه صدا، یک درگاه اپتیکال S/PDIF، دو درگاه شبکه RJ45 (2.5G و 1G)، سه درگاه USB 3.2 Gen 2 Type-A، یک درگاه USB 3.2 Gen 2×2 Type C با سرعت انتقال داده‌ی بیشینه‌ی ۲۰ گیگابیت بر ثانیه (۲ برابر سرعت انتقال Gen 2)، یک درگاه تاندربولت ۴ با پشتیبانی از Diplay Port 1.4a و همچنین شارژ معکوس ۶۰ وات و سازگار با USB 4، یک درگاه HDMI 2.0b با پشتیبانی از HDR و رزولوشن 4K با نرخ فریم ۶۰ هرتز، یک درگاه PS/2 و در نهایت دو درگاه USB 2.0‌ می‌شود. بعلاوه، کارت گرافیک نیز یک درگاه HDMI 2.1 و سه Display Port 1.4a در اختیار می‌گذارد که با استفاده از درگاه HDMI 2.1 می‌توان بازی‌ها را در رزولوشن 4K با نرخ فریم ۱۲۰ هرتز اجرا کرد.

در کنار درگاه‌های ارتباطی، کیس گیمینگ Aegis Ti5 به وای‌فای 6E هم مجهز است که علاوه بر پشتیبانی از باند فرکانسی ۲٫۴ و ۵ گیگاهرتز، در باند ۶ گیگاهرتز نیز کار می‌کند. امکان ارتباط با بلوتوث ۵٫۱ نیز برای Aegis Ti5 درنظر گرفته شده است.

سخت‌افزار و تجربه بازی کیس گیمینگ Aegis Ti5

جدیدترین مدل کیس گیمینگ Aegis Ti5 به پردازنده Core i9-11900K اینتل مجهز شده است. اینتل ادعا می‌کند که پردازنده‌های نسل ۱۱ عملکرد نسل پیشین خود را ۲۲ درصد بهبود می‌دهد. واحد CPU در این پردازنده از هشت هسته و ۱۶ رشته‌ی پردازشی تشکیل می‌شود و هسته‌ها به ۱۶ مگابایت حافظه کش L3 دسترسی دارند. فرکانس پایه‌ی CPU برابر با ۳٫۵۰ گیگاهرتز است و روی کاغذ می‌تواند به فرکانس توربوی ۵٫۳۰ گیگاهرتز برسد. توان طراحی حرارتی CPU به صورت پیش‌فرض ۱۲۵ وات درنظر گرفته شده است، اما شرکت‌های سازنده می‌توانند بسته به قدرت خنک کنندگی سیستم‌هایشان، توان طراحی حرارتی را تا ۹۵ وات پایین بیاورند که فرکانس پایه نیز در چنین حالتی به ۳ گیگاهرتز کاهش می‌یابد.

برای پردازش‌های گرافیکی، پردازنده‌ی 11900K از واحد پردازش گرافیکی UHD Graphics 750 بهره‌مند شده است که حافظه‌ی بیشینه‌ای برابر ۶۴ گیگابایت را پشتیبانی می‌کند و با ۳۲ واحد پردازشی، قادر است محتوای 4K‌ را با نرخ فریم ۶۰ هرتز نمایش دهد.

کیس گیمینگ MSI AegisTi5

اما نقطه‌ی قوت کیس گیمینگ MSI قطعا به کارت گرافیک قدرتمند RTX 3090 انویدیا با فرکانس پایه‌ی ۱٫۳۹ گیگاهرتز باز می‌گردد که از ۱۰۴۹۶ واحد پردازشی CUDA بهره‌مند شده است و حافظه‌ی GDDR6X آن با ظرفیت ۲۴ گیگابایت، از باس ۳۸۴ بیتی برای دستیابی به پهنای باند ۹۳۵٫۸ گیگابایت بر ثانیه استفاده می‌کند. توان RTX 3090 در محاسبات با دقت FP16 به ۳۵٫۷ ترافلاپس می‌رسد که حدود ۲۰ درصد بهتر از RTX 3080 است. در شرایط بوست شده، فرکانس بیشینه‌ی کارت گرافیک انویدیا روی کاغذ می‌تواند به ۱٫۷۰ گیگاهرتز برسد.

پردازنده‌ی 11900K اینتل از حافظه‌های DDR4-3200 با فرکانس ۱۶۰۰ مگاهرتز پشتیبانی می‌کند و با چهار اسلات، می‌تواند میزبان ۱۲۸ گیگابایت رم باشد. کیس گیمینگ Aegis Ti5 با استفاده از ۴ ماژول ۳۲ گیگابایتی DDR4-3200، از بیشترین ظرفیت حافظه‌ی پشتیبانی شده در 11900K بهره‌مند است. درحالی‌که به عرضه‌ی حافظه‌های DDR5 نزدیک می‌شویم، پشتیبانی از نسل جدید حافظه‌های DDR می‌توانست مزیت بزرگی برای سیستم گران‌قیمت MSI به حساب بیاید.

کیس Aegis Ti5 به دو ترابایت حافظه‌ی ذخیره‌سازی SSD سامسونگ با رابط NVMe PCIe 4x و یک ترابایت حافظه‌ی ذخیره‌سازی HDD مجهز شده است. با وجود اتصال PCIe‌ نسل ۴،‌ عمل خواندن و نوشتن در حافظه‌ی ذخیره‌سازی Aegis Ti5 با سرعت خیره‌کننده‌ی ۶٫۶ و ۴٫۹ گیگابایت بر ثانیه انجام می‌شود تا نصب و لود شدن بازی‌ها در کوتاه‌ترین زمان ممکن صورت بگیرد.

عملکرد حافظه Aegis Ti5 دربرابر سیستم‌های دیگر
مدل‌ها / عملکرد نرخ خواندن ترتیبی
(مگابایت‌برثانیه)
نرخ نوشتن ترتیبی
(مگابایت‌برثانیه)
Aegis Ti5 ۶۶۴۳٫۹۸ ۴۹۱۳٫۹۳
ASUS Strix G15 ۳۱۸۲٫۴۶ ۱۷۲۹٫۸۸
MSI Katana GF66 ۱۹۸۵٫۹۲ ۹۶۳٫۰۸
MSI Raider GE66 ۳۳۹۲٫۴۰ ۳۱۰۴٫۱۳
Acer ConceptD 7 Ezel Pro ۳۵۶۲٫۸۷ ۳۰۲۷٫۲۲
Microsoft Surface Book 3 15 ۲۰۷۱٫۸۷ ۸۰۵٫۹۵

*تمامی بنچمارک‌های ذکرشده در این جدول را زومیت اجرا کرده است.

برای اطلاع از چندوچون چینش سخت‌افزار داخلی و قابلیت ارتقای سیستم، دسکتاپ گیمینگ Aegis Ti5 را کالبدشکافی کردیم. با برداشتن پوشش سمت راست کیس، دو فن خنک‌کننده‌ی کناری را می‌بینیم که پس از عبور از آن‌ها، سخت‌افزار قدرتمند Aegis Ti5 نمودار می‌شود. MSI مانور زیادی روی سیستم خنک‌کنندگی Aegis Ti5 می‌دهد و برای بهتر خنک شدن سیستم، CPU و GPU را در دو محفظه جداگانه قرار داده است؛ CPU در محفظه‌ی بزرگ‌تر پایین و کارت گرافیک RTX 3090 در محفظه‌ی جمع‌وجورتر بالای کیس جای گرفته‌اند.

برای خنک‌سازی CPU-ی هشت‌هسته‌ای اینتل، MSI علاوه بر دو فن خنک‌کننده‌ی کناری، از «خنک‌کننده‌ی مایع» اختصاصی خود روی برد اصلی بهره گرفته است. تایوانی‌ها ادعا می‌کنند که با وجود چنین سیستمی، حتی در پردازش‌های بسیار سنگین، با کنترل دما، عملکرد در بهترین حالت خود باقی می‌ماند. با توجه به اینکه انویدیا کارت گرافیک قدرتمند خود را به سه فن خنک‌کننده مجهز می‌کند، MSI سیستم خنک‌کننده‌ی جداگانه‌ای برای آن در نظر نگرفته است.

روی برد اصلی، چهار اسلات حافظه‌ی DDR4 قابل مشاهده هستند که با چهار حافظه‌ی ۳۲ گیگابایتی اشغال شده‌اند. دو SSD یک ترابایتی سامسونگ نیز روی برد اصلی قرار گرفته‌اند که ارتباطشان با برد اصلی را از طریق رابط NVMe PCIe 4x برقرار می‌کنند. MSI حافظه‌ی ذخیره‌سازی HDD را به زیر کیس و خارج از محفظه‌ی دربرگیرنده‌ی بخش‌های سخت‌افزاری انتقال داده است.

با کنار زدن پوشش سمت چپ کیس، پشت برد اصلی نمودار می‌شود. MSI برای خنک‌کردن بخش VRM (ماژول تنظیم ولتاژ)، از یک فن کوچکتر بهره برده است. درواقع دمای VRM پارامتر مهمی در سیستم‌ها تلقی می‌شود و باید بدون سیستم خنک‌کننده، همواره بین ۸۰ تا ۱۰۰ درجه باقی بماند.

کیس گیمینگ MSI AegisTi5

برای اینکه گیمرها بتوانند بیشترین کنترل را روی سیستم پرقدرتشان داشته باشند، MSI نرم‌افزارهای MSI Center یا Dragon Center را در نظر گرفته است. در این نرم‌افزارها امکان انتخاب بین سناریوهای Silent, Balanced یا Extreme Performance وجود دارد تا کاربر بسته به نوع عملکرد مورد انتظارش از سیستم یکی از آن‌ها را انتخاب کند. البته با استفاده از گزینه‌ی Customize می‌توان با تغییر پارامترهای مختلفی همچون فرکانس CPU، فرکانس GPU، فرکانس حافظه و ولتاژ پردازنده، یک پروفایل شخصی‌سازی شده نیز تنظیم کرد.

منوی Hardware Monitoring‌ در نرم‌افزارهای کنترلی MSI، امکان پایش عملکرد بخش‌های مختلف سیستم را در هر لحظه را فراهم می‌کند. امکان تغییر الگوی نورپردازی کیس Aegis Ti5 و تغییر دادن انیمیشن استندبای دایال نیز از طریق نرم‌افزار Dragon Center فراهم شده است.

از آنجایی که خروج از بازی و اجرا کردن نرم‌افزار برای تغییر تنظیمات سیستم کار چندان خوشایندی نیست، MSI‌ از یک میانبر منحصربفرد در این راه بهره گرفته و کیس Aegis Ti5 را به یک دایال گیمینگ (Gaming Dial) سخت‌افزاری برای تغییر پارامترهای مختلف سیستم مجهز کرده است. روی دایال MSI‌ نمایشگری تعبیه شده است تا بتوان بدون نیاز به خروج از بازی، تنظیمات مدنظر را روی آن مشاهده و اعمال کرد. کاربران می‌توانند از بخش تنظیمات مخصوص همین دایال در نرم‌افزارهای MSI Center یا Dragon Center، تا پنج دستور مختلف را به آن تخصیص دهند که تغییر سناریوی عملکرد سیستم، تنظیم صدا، عوض کردن موسیقی در حال پخش و نمایش عملکرد سخت‌افزار روی نمایشگر دایال، کاربردی‌تر از سایر دستورها هستند.

یکی دیگر از قابلیت‌های جالب دایال گیمینگ MSI امکان تعیین میانبر (Shortcut) است تا بتوان بین حداکثر پنج بازی یا برنامه سوییچ کرد. کافی است در بخش تنظیمات دایال در نرم‌افزارهای MSI، یکی از پنج دستور قابل انتخاب دایال را به میانبرها اختصاص دهید و سپس محل ذخیره‌ی برنامه‌ها، بازی‌ها یا حتی فایل‌های مدنظرتان را وارد نرم‌افزار کنید. با انتخاب هرکدام از آن‌ها روی دایال و بدون نیاز به انجام کوچک‌ترین حرکت اضافه‌ای با ماوس و کیبورد، برنامه‌ی مدنظرتان اجرا می‌شود و هم‌زمان می‌توانید بین هرکدام از این برنامه‌ها هم جابه‌جا شوید.

برای بررسی عملکرد CPU و GPU، ویندوز ۱۱ مایکروسافت را روی سیستم نصب و بنچمارک‌های مختلف را با سناریوی Extreme Performance اجرا کردیم.

عملکرد Aegis Ti5 دربرابر سیستم‌های دیگر (Plugged)
لپ‌تاپ / بنچمارک مشخصات فنی عملکرد روزمره وب‌گردی شبیه‌ساز بازی عملکرد در گرافیک عملکرد CPU در رندر توان محاسباتی CPU توان محاسباتی GPU
PCMark 10 Speedometer 2.0 GFXBench 3DMark CineBench R23 GeekBench 5 GeekBench 5
Aztec Ruins High Tier Time Spy Wild Life Night Raid Single
Multi
Single
Multi
OpenCL
DirectX 12/Metal DirectX 12 Vulkan/Metal DirectX 12 iGPU
dGPU
Aegis Ti5 Core i9-11900K
RTX 3090
۷۷۱۶ ۲۲۹٫۳ ۴۷۴٫۱
فریم برثانیه
۱۷۴۹۸ ۱۰۶۱۲۸ ۷۱۶۵۷
۱۶۶۵
۱۵۱۸۱

۱۸۳۰
۱۰۵۹۰

۸۰۴۴
۲۲۰۱۷۶

Strix G15 Ryzen 9
5900HX
RTX 3060
۷۲۱۵ ۱۷۰٫۴ ۲۱۹٫۹ فریم‌برثانیه ۸۴۷۴ ۴۸۵۷۹ ۴۳۵۵۴ ۱۴۸۲
۱۳۵۹۹
۱۴۹۱
۸۴۷۰
۱۷۳۸۶
۱۱۰۰۱۱
Katana GF66 Core i7-11800H
RTX 3060
۶۶۸۰ ۱۸۰٫۸ ۱۷۵٫۳ فریم‌برثانیه ۷۱۷۷ ۴۱۹۴۵ ۳۹۹۸۸ ۱۴۹۹
۱۰۷۷۹
۱۵۵۴
۷۶۷۳
۸۴۰۷
۹۸۸۵۵
Raider GE66 Core i7-10875H
RTX 2070 Super
۵۸۸۲ ۱۵۰٫۰ ۲۰۹٫۱ فریم‌برثانیه ۸۳۹۳ ۴۸۳۴۰ ۴۶۷۰۲ ۱۲۰۱
۹۶۳۳
۱۳۴۶
۸۱۰۶
۶۱۴۴
۹۵۷۳۳
ConceptD 7 Ezel Pro Core i7-10875H
Quadro RTX 3000
۵۱۷۳ ۱۶۴٫۰ ۱۳۳٫۳۹ فریم‌برثانیه ۵۷۵۳ ۲۱۱۴۱ ۲۷۶۰۰ ۱۳۰۷
۱۰۵۱۳
۱۳۴۰
۷۹۰۴
۶۴۴۷
۷۲۸۶۶
MacBook Pro M1 Apple M1
Apple GPU
۲۰۹ ۸۱٫۳۷ فریم‌برثانیه ۱۸۰۳۶ ۱۵۱۲
۷۷۷۸
۱۷۲۹
۷۶۷۰
۱۹۱۹۴
Acer Helios 300 Core i7 – 10750H
1650Ti
۵۱۴۸ ۹۷٫۱۴ فریم‌برثانیه ۳۹۳۴ ۲۳۶۹۸ ۲۸۷۹۳ ۱۲۳۸
۶۸۲۹
۱۲۳۹
۴۸۳۸
۵۵۸۳
۴۱۴۲۴
Surface Book 3 15 Core i7 – 1065G7
1660Ti Max-Q
۴۲۷۰ ۱۳۱٫۱ فریم‌برثانیه ۴۹۷۹ ۲۲۱۸۲ ۱۱۵۳
۴۴۷۵
۱۳۳۴
۴۳۴۷
۱۰۷۳۹
۶۰۳۱‍۶

* تمامی بنچمارک‌های ذکرشده در این جدول را زومیت اجرا کرده است.

بین سیستم‌هایی که تابه‌حال در زومیت بررسی شده‌اند، لپ‌تاپ گیمینگ ROG Strix G15 ایسوس با کارت گرافیک قدرتمند RTX 3060 موبایل توانسته بود بهترین عملکرد را از خود نشان دهد. اما همان‌طور که انتظار می‌رفت، Aegis Ti5 به مدد سخت‌افزار فضایی‌اش، با اقتدار مقام بهترین سیستم زومیت را از آن خود می‌کند. این برتری در پردازش‌های مبتنی بر GPU خود را بیشتر نشان می‌دهند، جایی که RTX 3090 در تمام سناریوها، RTX 3060 موبایل را با برتری دو برابری به گوشه‌ی رینگ می‌راند. از لحاظ توان محاسباتی CPU، پردازنده‌ی Core-i9 11900K اینتل با ۲۲ درصد برتری در پردازش‌های تک‌هسته‌ای و ۲۵ درصد عملکرد بهتر در پردازش‌های چندهسته‌ای از پردازنده‌ی Ryzen 9 5900HX موبایل با هشت هسته پیشی می‌گیرد.

طراحی پنل جلو کیس گیمینگ MSI AegisTi5

به منظور بررسی پایداری عملکرد کیس گیمینگ Aegis Ti5 در پردازش‌های سنگین و طولانی مدت، ابتدا آزمون چندرشته‌ای CineBench R23 را به مدت ۳۰ دقیقه برای CPU اجرا کردیم، در شرایطی که پروفایل عملکرد سیستم روی حالت Extreme Performance قرار داشت.

فرکانس CPU در آزمون پایداری عملکرد کیس Aegis Ti5

توان CPU در آزمون پایداری عملکرد کیس Aegis Ti5

دمای CPU در آزمون پایداری عملکرد کیس Aegis Ti5

همان‌طور که در نمودارها مشاهده می‌کنید، فرکانس CPU تنها در ابتدای آزمون به فرکانس توربوی تعریف شده توسط اینتل یعنی ۵٫۳۰ گیگاهرتز نزدیک شد و به مدت ۱۰۰ ثانیه روی فرکانس ۴٫۸ گیگاهرتز قرار گرفت. در این مدت، توان مصرفی به حدود ۲۳۰ وات و دمای پردازنده نیز به مجاورت ۸۲ درجه سانتی‌گراد رسید.

در ادامه‌ی آزمون، پارامترهای مورد بررسی ما به شرایط پایدار خود رسیدند و فرکانس، دما و توان به ترتیب روی ۴۳۰۰ مگاهرتز، ۶۸ درجه‌ی سانتی‌گراد و ۱۵۰ وات قرار گرفتند. چنین نتایجی نشان می‌دهند که MSI در پیاده‌سازی سیستم خنک‌کننده تا حد زیادی موفق بوده است تا دمای پردازنده در حالت توربو نیز زیر ۸۵ درجه‌ی سانتی‌گراد باقی بماند.

فرکانس GPU در آزمون پایداری عملکرد کیس Aegis Ti5

توان GPU در آزمون پایداری عملکرد کیس Aegis Ti5

دمای GPU در آزمون پایداری عملکرد Aegis Ti5

در ادامه و برای پایش عملکرد GPU، بنچمارک Time Spy را به مدت ۲۰ دقیقه و با پروفایل Extreme Performance اجرا کردیم. در این شرایط، فرکانس GPU تقریبا در تمام طول آزمون، در مجاورت ۱٫۷۰ گیگاهرتز قرار داشت و حتی در لحظات ابتدایی به ۱٫۸۰ گیگاهرتز نیز رسید. توان مصرفی GPU در تمام لحظات حالت پایدار، بین ۳۰۰ تا ۳۵۰ وات نوسان می‌کرد و دما به جز لحظات ابتدایی اجرای بنچمارک، در مجاورت ۸۰ درجه‌ی سانتی‌گراد قرار گرفت.

عملکرد Aegis Ti5 در بازی‌‌ها با وضوح QHD
بازی / عملکرد تنظیمات گرافیکی نرخ‌فریم میانگین
GTA V Highest Quality ۱۶۳٫۵ فریم‌برثانیه
Gears 5 Ultra Quality ۱۴۳٫۹ فریم‌برثانیه
Immortals Fenyx Rising Ultra Graphics ۹۲ فریم‌برثانیه
Far Cry 5 Ultra Quality ۱۴۵ فریم‌برثانیه
Bright Memory: Infinite RTX Quality DLSS ۷۶ فریم‌برثانیه

به منظور بررسی عملکرد دسکتاپ گیمینگ Aegis Ti5 در اجرای بازی‌ها، از مانیتور گیمینگ Q27M گیگابایت با وضوح تصویر QHD (رزولوشن (۲۵۶۰×۱۴۴۰) و نرخ نوسازی ۱۷۰ هرتز استفاده و بازی‌ها را با بالاترین تنظیمات گرافیکی اجرا کردیم. هنگام اجرای بازی‌هایی همچون GTA V، محدود بودن نرخ نوسازی مانیتور به عنوان گلوگاه، باعث می‌شد عملکرد از ۱۷۰ فریم‌برثانیه بالاتر نرود. با در نظر گرفتن این محدودیت، Aegis Ti5 توانست روی بالاترین تنظیمات گرافیکی، عموم بازی‌ها را با نرخ میانگین بالای ۱۴۰ فریم‌برثانیه اجرا کند و حتی در بدترین حالت، نرخ میانگین بسیار خوب ۷۶ فریم‌برثانیه را در اجرای بازی Bright Memory: Infinite RTX به دست دهد.

عملکرد Aegis Ti5 در کاربری‌های حرفه‌ای
کامپیوتر/کاربری مشخصات فنی رندر مدل BMW با وضوح Full-HD و پلتفرم Cuda تبدیل ویدئوی 4K HDR به 1080p با انکد سخت‌افزاری H.264
Aegis Ti5 Core i9-11900K
RTX 3090
۱۸ ثانیه ۹۰ ثانیه
سیستم مرجع زومیت Core i7-10700
RTX 2060
۷۲ ثانیه ۱۷۸ ثانیه

کیس گیمینگ Aegis Ti5 در کاربری‌های حرفه‌ای نیز رکوردهای جدیدی را از خود به جای می‌گذارد. دسکتاپ MSI رندر مدل BMW در نرم‌افزار Blender را ۷۵ درصد سریع‌تر از سیستم مرجع زومیت و ۵۳ درصد سریع‌تر از لپ‌تاپ گیمینگ Strix G15 ایسوس انجام به انجام رساند. در ادامه، Aegis Ti5 تنها به ۹۰ ثانیه زمان نیاز داشت تا ویدیوی معیار 4K HDR زومیت به طول ۹۰ ثانیه را در نرم‌افزار HandBrake و با انکد سخت‌افزاری H.264 به ویدیوی Full HD تبدیل کند؛ یعنی ۴۹ درصد سریع‌تر از سیستم مرجع زومیت.

جمع‌بندی

کیس گیمینگ Aegis Ti5 قوی‌ترین سخت‌افزار مورد نیاز برای بازی را در اختیار گیمرهایی قرار می‌دهد که حاضر هستند برای تجربه‌ی آخرین حد تنظیمات گرافیکی و نرخ فریم‌های سه‌رقمی، هزینه‌ی ۲۷۰ میلیون تومانی را به گردن بگیرند.

طراحی پنل جلوی کیس گیمینگ MSI AegisTi5

در صورتی که بتوانید با قیمت سرسام‌آور و طراحی خاص و منحصربفرد کیس گیمینگ شرکت تایوانی کنار بیایید، با در اختیار داشتن پردازنده‌ی Core i9-11900K اینتل، کارت گرافیک RTX 3090 انویدیا و ۱۲۸ گیگابایت حافظه‌ی DDR4-3200، می‌توانید حداقل تا زمان به بازار آمدن حافظه‌های DDR5، یکی از قوی‌ترین سیستم‌های بازی را در اختیار داشته باشید.

نکات مثبت

  • کارت گرافیک RTX 3090 با عملکرد خیره‌کننده در اجرای بازی‌ها
  • پردازنده‌ی قدرتمند هشت هسته‌ای نسل ۱۱ اینتل
  • عملکرد پایدار گرافیک و پردازنده در تمامی شرایط
  • دایال کاربردی برای تغییر وضعیت سیستم و جابه‌جایی بین بازی‌ها
  • سیستم خنک‌کننده‌ی حرفه‌ای و کم‌سروصدا

نکات منفی

  • نبود قابلیت پشتیبانی از رم DDR5
  • طراحی بحث‌برانگیز
  • کیفیت متوسط بدنه
-


شیائومی از اواخر آگوست (شهریور ۱۴۰۰) به‌روزرسانی MIUI 12.5 Enhanced Edition را برای دستگاه‌های واجد شرایط منتشر کرده است. نسخه‌ی جهانی ردمی نوت ۹ اخیرا جدیدترین به‌روزرسانی MIUI را دریافت کرده و تنها چند روز بعد، انتشار به‌روزرسانی جدید برای نسخه‌ی هندی نیز با شماره بیلد جدیدی آغاز شده است.

به‌گزارش گیزموچاینا، به‌روزرسانی MIUI 12.5 Enhanced Edition برای ردمی نوت ۹ در هند با شماره V12.5.2.0.RJOINXM عرضه شده و از آنجایی که MIUI 12.5 Enhanced Edition به‌جای ارائه‌ی ویژگی‌های جدید، بیشتر بر بهینه‌سازی دستگاه تمرکز دارد، پس از به‌روزرسانی هیچ تغییر ظاهری مشاهده نخواهد شد. گفتنی است این به‌روزرسانی همچنین پچ امنیتی اکتبر ۲۰۲۱ (مهر و آبان ۱۴۰۰) را به‌همراه دارد. این بیلد در حال حاضر دارای برچسب «Stable Beta» است.

مقاله‌ی مرتبط:

بااین‌وجود، به‌روزرسانی جدید باید در روز‌های آینده برای نسخه‌ی هندی همه‌ی کاربران ردمی نوت ۹ در دسترس باشد. بدین ترتیب انتظار می‌رود که انتشار به‌روزرسانی به‌صورت تدریجی در مناطق مختلف عرضه شود.

ردمی نوت ۹ با رابط کاربری MIUI 11 مبتنی بر اندروید ۱۰ عرضه شد. تاکنون این گوشی هوشمند تنها یک آپدیت MIUI و اندروید را در قالب MIUI 12 و اندروید ۱۱ دریافت کرده است.

-

مطالب محبوب
تبلیغات متنی