ماهان مال

» مالماهان مال | راهنمای خرید حرفه ای » صفحه 4

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.


سازمان فضایی فدرال روسیه، روسکوسموس، اخیرا فاش کرد که تاجری قزاقستانی که هم‌اکنون مالک نسخه گران‌قیمتی از فضاپیمای مشهور بوران شوروی است، پیشنهاد کرده این نسخه از شاتل فضایی شوروی را با جمجمه آخرین خان کشورش معاوضه می‌کند. شبکه روسی راشاتودی از قول دیمیتری روگوزین، رئیس سازمان فضایی روسیه، اعلام کرد که طرف قزاقستانی پس از ابراز نگرانی مقام‌های روسی درباره‌ی وضعیت اسفبار فضاپیمای بوران، این پیشنهاد عجیب را به این سازمان داده است. مسکو قبلا با رسیدن اخبار نگران‌کننده‌ای از قزاقستان که حتی بیم نابودی این فضاپیما می‌رفت، بازگشت هرچه سریع‌تر بوران به کشور را خواستار شده بود. با‌این‌حال، همچنان موضع رسمی مقام‌های روسی به این خبر مشخص نیست.

«بوریا» دومین فضاپیمای مدارگردی بود که برای برنامه «بوران شوروی» ساخته شد. تارنمای ارز تکنیکا در‌این‌باره نوشت:

هدف برنامه فضایی چهار دهه‌ی قبل شوروی این بود که ناوگانی از فضاپیماهای قابل‌استفاده‌ی مجدد (مشابه شاتل فضایی ناسا) برای سفرهای فضایی فراهم کند. با‌وجوداین، برنامه‌ی یادشده پس از فروپاشی شوروی و نهایتا کمبود بودجه لغو شد. تا آن زمان، پروژه‌ی ساخت بوریا ۹۵ درصد پیشرفت کرده بود. اولین شاتل برنامه بوران سال ۱۹۸۸ پرواز آزمایشی بدون‌سرنشینی را نیز تکمیل کرد. با‌این‌حال، این فضاپیما پس از فروریختن آشیانه‌‌ی محل نگه‌داری در پایگاه فضایی بایکونور قزاقستان کاملا از بین رفت. با تخریب نسخه‌ی اصلی بوران، ارزش نسخه‌ی آزمایشی بوریا برای مقام‌های سازمان فضایی روسیه بیش‌‌از‌پیش شد.

این نسخه از فضاپیمای بوریا در آشیانه‌‌ی دیگری در همین پایگاه فضایی نگه‌داری می‌شود. برخلاف نسخه‌های دیگر، این مدل خاص قابلیت پرواز نیز دارد. با‌این‌همه، بهار امسال گروهی از خراب‌کاران وارد آشیانه شدند و به تخریب و حتی نقاشی روی فضاپیمای ارزشمند روس‌ها دست زدند که موجب نگرانی مقام‌های روسی شد. روگوزین در بیانیه‌ای اعلام کرد که این سازمان فضایی روسیه به‌شدت نگران آینده بوریا است. روگوزین سال قبل سعی کرده بود بوران را بخرد و به روسیه بیاورد؛ ولی متوجه شد مالکیت آن دراختیار شخص ناشناسی قرار دارد که در آن زمان هویتش مشخص نشد. نهایتا چند ماه قبل، مالک آن شخصی به نام دارن موسی معرفی شد.

شاتل فضایی شوروی شاتل فضایی شوروی در آشیانه‌ی فرسوده‌ای به حال خود رها شده است و به‌دلیل بی‌توجهی وضعیت مناسبی ندارد

ازآنجاکه نسخه‌های کمی از فضاپیمای روسی وجود دارد، ارزش آن بسیار زیاد برآورد می‌شود. شاتل فضایی شوروی که در این مدت تملکش برعهده تاجر قزاقستانی بوده است، در آشیانه‌ی فرسوده‌ای به حال خود رها شده است و به‌دلیل بی‌توجهی‌ وضعیت مناسبی ندارد. حال که مالک فضاپیمای بوران مشخص شده است، تاجر قزاقستانی فرصت را غنیمت شمرده و با چانه‌زنی در مذاكرات به‌دنبال اِعمال فشار بيشتر برای مقام‌های روسی است. دارن موسی در مصاحبه‌ای که روز جمعه در روزنامه‌ای روسی‌زبان در قزاقستان چاپ شد، از موضعش دفاع کرد و گفت قطعا اجازه نمی‌دهد شاتل بدون هیچ هزینه‌ای به روسیه بازگردانده شود.

کنزاری کاسیموف؛ کلاف ‌سردرگم جمجمه‌ دلاور قزاق

جمجمه‌ی آخرین خان قزاق، کنزاری کاسیموف، مدت‌ها است محل مناقشه‌ی بین مسکو و نورسلطان است. کنزاری کاسیموف در قزاقستان بیش از آنکه شخصیتی تاریخی باشد، به شمایلی اسطوره‌ای تبدیل شده است. به‌نقل از تارنمای اوراسیانِت، در دهه‌ی ۱۸۳۰، امپراطوری روسیه عزمش را برای گسترش قلمرو خود در نواحی جنوبی استپ‌های روسیه جزم کرد و با ساخت دژهایی نفوذ تزارها به منطقه کشیده شد. بدین‌ترتیب، به‌تدریج نفوذ روس‌ها باعث مختل‌شدن زندگی عشایری و از‌بین‌رفتن اقتدار خان‌های محلی و درنتیجه به‌راه‌افتادن سلسله شورش‌های خونین شد.

شورشیان قزاقستان تلاش می‌کردند مردم را از زیر یوغ روس‌ها آزاد کنند و حکومت خان‌خانی را دوباره به قدرت برگردانند؛ ولی شورش‌ها به‌ شکست محکوم بودند. کنزاری کاسیموف رهبر مقتدر و شجاعی بود که برای بیش از دَه سال نقش قهرمان ملی را برای رهایی مردم از استبداد روسیه ایفا کرد. امروزه میدان‌ها و مدرسه‌ها و روستاهای زیادی به نام او نام‌گذاری می‌شود؛ اما سرنوشت بقایای جسدش هیچ‌وقت مشخص نشده است.

موسی می‌گوید اجازه نمی‌دهد شاتل بدون هیچ هزینه‌ای به روسیه بازگردانده شود

گفته می‌شود وقتی کاسیموف پس از پیشروی نیروهای تزاری عقب‌نشینی کرد، تصمیم گرفت برای تجدید قوا با قبایل شمالی قرقیزستان متحد شود؛ اما اورمون، سردار قبیله ساریباغش، مدت‌ها قبل با تغییر موضع راهش را از متحدان ضدروسی جدا کرده بود.

همین موضوع آتش جنگی خونین را بین نیروهای کاسیموف و اورمون شعله‌ور کرد که موجب دستگیری و اعدام قهرمان ملی قزاق‌ها در حوالی سال ۱۸۴۷ شد. برخی روایت‌های تاریخی آورده‌‌اند که قرقیزها کاسیموف را گردن زدند و سرش را به‌رسم وفاداری به روس‌ها تحویل دادند.

مجسمه‌ای از کنزاری کاسیموف در میدانی در نورسلطان، پایتخت قزاقستانمجسمه‌ای از کنزاری کاسیموف در میدانی در نورسلطان، پایتخت قزاقستان

همین موضوع همواره باعث اختلاف بین قزاق‌ها و قرقیزها بوده است که حتی همین حالا نیز می‌توان ردپای آن را در درگیری‌های گاه‌و‌بی‌گاه کاربران دو قومیت در شبکه‌های اجتماعی دید. با‌این‌حال، اکثر روایت‌ها این‌طور عنوان کردند که سرِ بریده‌ی کاسیموف ممکن است در جایی در سن‌پترزبورگ، پایتخت سابق امپراتوری روسیه یا در موزه‌ی کانست‌کامرا (موزه‌‌ی مردم‌شناسی و مردم‌نگاری) یا موزه‌ی ارمیتاژ قرار داشته باشد. باوجوداین، هر دو موزه مالکیت سر و هر شیء دیگر مرتبط با کاسیموف را انکار کرده‌اند.

طبق فرضیه‌ی دیگر، ممکن است سرِ کاسیموف در موزه‌ی محلی شهر اومسک، هم‌مرز با شمال قزاقستان، قرار داشته باشد. البته این موزه نیز قبلا مالکیت جمجمه آخرین خان قزاق‌ها را تکذیب کرده است. اوالی‌خان قیصاروف، نماینده‌ی سابق پارلمان قزاقستان و رئیس بنیاد کاسیموف، قبلا اعلام کرده بود که سرِ خان قزاق در جایی در «صندوق الماس»، گنجینه‌ی مشهوری در زرادخانه‌ی کرملین مسکو، محل نگه‌داری اشیای گران‌بها، نگه داشته می‌شود.

ابهام در تملک فضاپیمای بوریا

موضوعی که باعث می‌شود معامله روس‌ها با دارن موسی بعید به‌نظر برسد، موضوع مالکیت شرکت‌های این تاجر قزاقستانی است. درواقع درحالی‌که این روزها دارن موسی گرم مصاحبه با نشریه‌های داخلی و چانه‌زنی‌های داغ یک‌طرفه با مقام‌های روسی است، مقام‌های دولتی قزاقستان بیکار ننشسته‌اند و تمام تلاششان را می‌کنند تا هرچه زودتر او را به پای میز محاکمه دادگاه بکشانند. روز پنجشنبه، بغداد موسین، وزیر توسعه‌ی دیجیتال، نوآوری و صنایع هوافضا قزاقستان، اعلام کرد که می‌خواهد از موسی به‌دلیل تملک غیرقانونی فضاپیمای روسی شکایت کند. به‌گفته‌ی این وزیر، دارن موسی به‌صورت غیرقانونی سه سهم از پایگاه فضایی بایکونور را تصاحب کرده است که قبلا دادگاه دو‌سهم را غیرقانونی اعلام کرده بود. موسین در‌این‌باره گفت: «ما باور داریم که دارن موسی هیچ‌ حقی برای مالکیت شرکت و دارایی‌ها و [فضاپیمای] بوران ندارد.»

پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، روسیه مجبور شد ایستگاه فضایی بایکونور را از قزاقستان اجاره کند. به‌مرورِزمان نیز برخی از شرکت‌های فضایی روسیه که در این کشور فعالیت می‌کردند، با محدود‌شدن بودجه‌های خود برخی از دارایی‌هایشان را به دولت و شرکت‌های قزاقستانی فروختند. پیمان‌کار اصلی برنامه‌ی بوران شرکتی به نام صنایع فضایی اِنرگیا، بزرگ‌ترین پیمان‌کار برنامه‌ی فضایی شوروی بود. بعدها شرکت تابعه‌ای از اِنرگیا برای مدیریت دارایی‌های این شرکت در بایکونور تأسیس شد.

مقاله‌های مرتبط:

سال ۲۰۰۴، این شرکت دو فضاپیمای بوران را به اینفراکوس انتقال داد و مالکیت این فضاپیماها نیز متعاقب آن به شرکت روسی‌قزاقستانی آلیتا واگذار شد؛ شرکتی که دارن موسی سال ۲۰۱۱ سهامش را خرید. او بعدها نام شرکت را به «آراس‌سی بایکونور» تغییر داد. بوریا نیز بخشی از دارایی‌های شرکت آراس‌سی بایکونور است.

ناگفته نماند مالکیت خودِ شرکت همچنان محل اختلاف‌نظر است. مقام‌های دولت قزاقستان دارایی‌های این شرکت را به دولت متعلق می‌دانند و بحث را به دادگاه کشانده‌اند. موسی در مصاحبه‌ اخیرش اعلام کرد پیگیری قانونی این موضوع سه سال است که در دستور‌کار دادگاه قرار دارد. دارن موسی تلویحا مقام‌های قزاقستانی را تهدید کرد و گفت در‌صورت لزوم، این پرونده را به دادگاه‌های بین‌المللی می‌کشاند تا وضعیت اسفبار و فساد دستگاه قضایی قزاقستان را برملا کند. بدین‌ترتیب، تعیین تکلیف فضاپیمای ارزشمند روس‌ها به اعلام رأی نهایی دادگاه منوط است.

-


اگر کمی با دنیای رمز ارزها آشنا باشید، حتما تابه‌حال نام ایردراپ به گوشتان خورده است. ایردراپ دقیقا چیست؟

تقریبا کمتر کسی را می‌توان دید که از دریافت هدیه رایگان صرف‌نظر کند و پیگیر رسیدن به آن نباشد. ایردراپ نیز دقیقا مانند دریافت هدیه است؛ اما اگر بخواهیم کمی تخصصی‌تر آن را توضیح دهیم، ایردراپ به فرایند توزیع بدون هزینه رمزارز در حجم زیاد و به مقصد تعداد زیادی کیف‌پول‌ دیجیتالی گفته می‌شود. به‌عبارت‌دیگر، با کمک ایردراپ می‌توانید به شکل رایگان رمزارز جمع‌آوری کنید.

در کمپین ایردراپ کوین نیک مارکت، قصد بر این است تا در زمانی مشخص به‌مناسبت تولد این برند، ۲۵۰ میلیون رمزارز شیبا به تمام کاربرانی که در آن شرکت کنند، اهدا شود.

شرکت‌کنندگان بدون قرعه‌کشی، تنها طبق قوانین و شرایطی که درادامه توضیح خواهیم داد، جایزه دریافت خواهند کرد. این جایزه بدبن‌صورت خواهد بود که مقدار ارز دیجیتال معین‌شده به‌طور مساوی بین تمام شرکت‌کنندگان تقسیم می‌شود. مقداری که به هر شرکت‌کننده تعلق می‌گیرد، بسته به تعداد کاربران متغیر است.

برای شرکت در این ایردراپ و کسب رایگان توکن‌های شیبا، باید قوانین ساده‌ای را اجرا کنید. توجه کنید که کاربران باید برای شرکت در کمپین ایردراپ کوین نیک مارکت روند ذیل را به‌ترتیب انجام دهند و اگر کاربری حتی یکی از مراحل را چه عمدا و چه سهوا رعایت نکند، در این کمپین شرکت داده نخواهد شد. پس بسیار دقت کنید.

به‌دلیل اینکه کمپین ایردراپ پلتفرم کوین نیک مارکت برای اولین‌بار است که در ایران برگزار می‌شود، سعی کردیم قوانینی درنظرگرفته‌شده برای آن نیز بسیار آسان باشد. پس حتما حواستان باشد که قوانین زیر را برای شرکت در کمپین اجرا کنید.

اولین کاری که باید برای شرکت در این کمپین انجام دهید، فالوکردن پیج اینستاگرام کوین نیک مارکت (coinnikmarket) است. در قدم دوم، باید عضو کانال تلگرام کوین نیک مارکت (@coinnikmarket) شوید. پس از انجام این کارها، اکانت توییتر کوین نیک مارکت (coinnikmarket) را فالو کنید. در آخرین مرحله، حداقل باید یک خرید یا فروش در مدت زمان ۱۰ تا ۳۰ مهر در پلتفرم معاملاتی کوین نیک مارکت انجام دهید. البته اگر قبلا صفحات کوین نیک مارکت را در رسانه‌های اجتماعی دنبال کرده‌اید، فقط کافی‌ است در سایت حداقل یک خرید یا فروش رمزارز انجام دهید. همین.

پس حتما برای شرکت در این ایردراپ بزرگ، مراحل گفته‌شده را کاملا انجام دهید.

کوین نیک

برای شرکت در این کمپین به‌اندازه کافی فرصت دارید. شما از روز شنبه ۱۰ مهر تا جمعه ۳۰ مهر فرصت دارید که با اجرای مراحل ذکرشده، در این ایردراپ سهیم باشید. فراموش نکنید که حتما در این بازه زمانی باید قوانین را اجرا کنید. پس اگر خریدوفروش قبل یا بعد از این مدت انجام داده باشید، ایردراپ به شما تعلق نخواهد گرفت. البته اگر از قبل عضو رسانه‌های اجتماعی کوین نیک مارکت هستید و در سایت نیز ثبت‌نام کرده‌اید، فقط کافی است در این بازه زمانی حداقل یک تراکنش در سایت کوین نیک مارکت انجام دهید. برای شرکت در کمپین ایردراپ کوین نیک مارکت، وارد این لینک شوید و مشخصات خود را وارد کنید.

بعد از اتمام کمپین و با‌‌توجه‌به تعداد کاربرانی که به‌درستی قوانین را اجرا کرده باشند، به تمامی شرکت‌کنندگان سهم برابری از ۲۵۰ میلیون توکن شیبا داده خواهد شد. زمان واریز وجوه، ۸ آبان ۱۴۰۰ و هم‌زمان با تولد یک‌سالگی کوین نیک مارکت خواهد بود.

کوین‌نیک مارکت بازار معاملاتی بدون واسطه ارزهای دیجیتال است که در آن کاربران با یکدیگر به خریدو‌فروش ارزهای دیجیتال می‌پردازند. شما به‌راحتی و با داشتن کارت‌های شتاب بانکی، می‌توانید رمز ارزهای مدنظرتان را به‌صورت ریالی بخرید. کاربران به‌سادگی و با امنیت کامل ارزهای دیجیتال خود را در صرافی معامله یا نگه‌داری می‌کنند. از طرفی چون در کوین‌نیک مارکت قیمت‌ها را کاربران تعیین می‌کنند، می‌توانید بیت کوین و دیگر ارزهای دیجیتال را با قیمتی کمتر از صرافی‌های دیگر تهیه کنید. درضمن، فرایند احراز هویت در کوین نیک مارکت، تنها در مدت پنج دقیقه انجام می‌شود.

درحال‌حاضر، ده‌ها رمزارز مختلف درون پلتفرم معاملاتی کوین نیک مارکت وجود دارد و شما درصورت نگه‌داری وجوه خود در داخل کیف‌پول‌های صرافی، لازم به پرداخت کارمزد انتقال بلاک‌چین بین رمز ارزهای مختلف را ندارید.

کوین نیک مارکت اولین و بزرگ‌ترین ایردراپ رمز ارزها در ایران را برگزار می‌کند. پس سعی کنید از این فرصت طلایی استفاده کنید و به‌رایگان توکن شیبا دریافت کنید. تنها کافی‌ است مشخصات خود را در این صفحه وارد و چند قانون ساده را اجرا کنید و بدون قرعه‌کشی صاحب توکن شیبا شوید.

-


زامبی‌ها و مردگان متحرک مدت‌ها است که توأمان موجب وحشت و شیفتگی ما می‌شوند. درحالی‌که برای بسیاری این موجودات نامیرا بیشتر به قلمروی فیلم‌ها و کتاب‌های فانتزی و ترسناک تعلق دارند، ولی در نقطه‌ای از کره خاکی ما، زامبی‌ها واقعی‌اند و همچون هر موجود زنده‌ دیگری از گوشت‌ و پوست و استخوان‌اند. این نقطه جایی به جز هائیتی، کشور فقیر و مصیبت‌زده‌ای در منطقه کارائیب نیست. مسافرانی که از هائیتی بازگشتند داستان‌های شگفت‌انگیزی از قربانیان گمنامی تعریف کردند که توسط جادوگرانی شیطان‌صفت مسموم شده و به خاک سپرده شده بودند.

جادوگران سپس با نبش قبر اجساد قربانیان را از قبر خارج کرده و با پودر جادویی دوباره زنده کردند. قربانی بدشانس که اختیار و حافظه‌اش از او گرفته شده بود، با نام جدیدی غسل‌تعمید یافته و به عنوان برده به کار گرفته می‌شد. تارنمای علمی Biology Online می‌نویسند، روشنفکران هائیتی به سرعت این داستان‌ها را به عنوان افسانه‌هایی نژادپرستانه مورد تمسخر قرار دادند و جامعه علمی هم همیشه سعی در نادیده گرفتن این ادعاها داشته، ولی همه‌ی اینها تا زمانی بود که یک مورد مستند از زامبی‌ واقعی گزارش شد که دیگر قابل‌کتمان نبود. این مورد مربوط به شخصی به نام «کلارویس نارسیس» بود.

کلارویس نارسیس، زامبی واقعی

روز ۳۰ آوریل سال ۱۹۶۲، ساعت ۲۱:۴۵ دقیقه بود که کلارویس نارسیس ۳۹ ساله به بیمارستان آلبرت شوایتزر در شهر دی‌شاپل در آرتیبونیت (از شهرهای مهم کشور هائیتی) مراجعه کرد. کلارویس برای مدتی مریض‌احوال بود. او مدت‌ها بود که از تب، بدن‌درد و بی‌حالی شاکی بود؛ ولی این اواخر سرفه‌های خون او هم شروع شده بود. به این ترتیب، وضعیت او به سرعت رو به وخامت گذاشت. پزشکان بیمارستان همچنین گفتند کلارویس دارای مشکلات گوارشی، اِدِم ریه (آب آوردن ریه)، سرمازدگی، مشکلات تنفسی و فشار خون است. خواهرش آنجلینا بعدا به یاد آورد که لب‌های کلارویس کبود (ناشی از افت سطح اکسیژن خون) و حس گزگز و خواب‌رفتگی در تمام بدن داشت.

کلارویس نارسیس در کنار خواهرش آنجلیناکلارویس نارسیس درکنار خواهرش آنجلینا

پزشکان نتوانستند بیماری مرد بیچاره را به‌درستی تشخیص دهند و علائم او نیز پیوسته بدتر می‌شد. سرانجام، کلارویس نارسیس سه روز پس از بستری‌شدن در بیمارستان درگذشت. دو پزشک معالج کلارویس، یک آمریکایی و دیگری پزشک محلی تحصیل‌کرده در آمریکا، مرگ او را اعلام کردند. ماری‌کِلر، خواهر بزرگ‌تر او جسد را شناسایی کرد و اثر انگشت خود را روی گواهی‌فوت او گذاشت. جسد نزدیک به ۲۰ ساعت در سردخانه ماند تا اینکه روز بعد به خاک سپرده شد.

به نقل از «مجله هاروارد»، هجده سال بعد از این ماجرا، آنجلینا نارسیس در بازار دهکده لَ‌اِستر قدم می‌زد که به شخصی برخورد که ادعا می‌کرد همان کلارویس، برادر مرحوم اوست. این مرد خود را با نام مستعار دوران کودکی‌ کلارویس معرفی کرد. نامی که سال‌ها بود کسی از آن استفاده نمی‌کرد و مهم‌تر اینکه تنها اعضای خانواده او را با این نام صدا می‌زدند. کلارویس همان‌طور که با نگاهی تهی از زندگی به چشمان از حدقه درآمده خواهرش خیره مانده بود، داستان عجیبش را موبه‌مو برای خواهرش تعریف کرد.

مُرده‌ای که شبی زنده شد

کلارویس نارسیس گفت، اندکی قبل از اعلام مرگ، چنان حس سوزشی داشت، انگار پوستش را در آتش انداخته باشند یا اینکه حشره‌ای موذی دائم روی پوستش بخزد. او می‌گفت صدای خواهرش آنجلینا را شنیده که با اعلام خبر مرگش زیر گریه زده و با تمام هوش‌وحواسش حس کرده که کسی ملحفه سفیدی را روی سرش کشیده است. در کمال وحشت او با وجودی که توان حرکت یا صحبت نداشت، ولی با هوشیاری همه‌چیز را از نظر می‌گذارند.

کلارویس درحالی‌که ترسِ مهیبی تا مغزِ استخوانش رسوخ می‌کرد، دیده بود که میخ‌هایی را بر تابوت او کوبیده‌اند و جسدش را دفن کردند. او حتی زخمی روی گونه‌ی راست خود داشت که می‌گفت از اثر یکی از میخ‌های تابوت است. او بعدا به‌خاطر می‌آورد که حس کرده روی قبرش غوطه‌ور شده است.

هر چند ادعای زامبی‌بودن کلارویس آنجلینا را متعجب کرد، ولی ادعای تازه‌ای نبود. در همان زمان در سال ۱۹۸۰ بود که دو زن از دهکده‌های دیگری ادعا کرده بود تبدیل به زامبی شده‌اند. در همان سال در شمال هائیتی، دهقانانی ادعا کرده بودند گروهی از زامبی‌های سرگردان را دیده‌اند که بی‌هدف در حوالی مزارع پرسه‌ می‌زنند. از این جهت، اکثر مردم هائیتی کمابیش از جادوی سیاه و آنچه جادوگران وودو بر سر زامبی‌ها می‌آوردند شنیده بودند.

مزارع نیشکر جادوگران وودو کلارویس و سایر زامبی‌ها را همچون بردگان شبانه‌روز در مزارع نیشکر به کار بسته بودند

مرد مسخ‌شده نمی‌دانسته برای چه‌مدتی در قبر مانده تا همان شب یک جادوگر وودو و همراهانش تابوت او را باز کردند. جادوگر و همراهانش بعد از برخیزاندن او از قبر، آنقدر به او شلاق زدند تا کاملا عزم و اراده‌اش را خُرد کنند. آن‌ها سپس دست و پا و دهان او را بسته و به مزرعه نیشکری برده‌اند. کلارویس دو سال را در این مزرعه نیشکر به سر برده است. او در آنجا به همراه سایر زامبی‌ها از صبح تا غروب کار می‌کردند و فقط در طول روز برای خوردن یک وعده غذای ناچیز دست از کار می‌کشیدند. او بعدا گفت که در آن برهه‌ در وضعیتی رؤیاگونه بدون هیچ اختیار و اراده‌ای قرار داشته و تمام وقایع همچون آنکه حرکت‌آهسته باشند از دیدش می‌گذشتند.

جادوگر وودو و همراهانش همان شب با نبش قبر، او را دوباره زنده کردند

دو سال بعد کلارویس و چند زامبی دیگر به‌طرز معجزه‌آسایی از آن مزرعه‌ جهنمی فرار کردند. آن روز جادوگر وودو یکی از زامبی‌های نگون‌بخت را به‌دلیل نافرمانی به باد کتک گرفته بود.

زامبی در اوج نومیدی بیلی به چنگ می‌آورد و با چند ضربه کاری شکنجه‌گرش را می‌کشد. نارسیس شانزده سال بعد را در نواحی روستایی هائیتی سرگردان بود. او بارها به خانواده‌اش نامه نوشت، ولی تمام نامه‌های او بی‌پاسخ ماند. کلارویس تنها پس از مرگ برادرش که معتقد بود همه‌ی این ماجراها زیر سر اوست، جرات کرد به دهکده خود بازگردد.

در همان سال ۱۹۸۲ بود که دو محقق به ماجراهای کلارویس علاقه‌مند شدند. یکی از این محققان دکتر ناتان کلاین، روانپزشکی برجسته‌ای بود که حدود ۳۰ اخیر را در هائیتی کار می‌کرد. مرکز روانپزشکی و نورولوژی مارس-کلاین نیز به همت او راه‌اندازی شده بود. این مرکز اولین و تنها مرکز روانپزشکی مدرن تا آن زمان در هائیتی بود. محقق دیگر دکتر لامارک دویون بود که ریاست این مرکز را روانپزشکی برعهده داشت.

این دو محقق می‌دانستند که با نبش قبر کلارویس نارسیس چیز زیادی دست آن‌ها را نخواهد گرفت. اگر مردی که ادعا می‌کرد کلارویس است کلاهبردار ‌بود، او یا همراهانش می‌توانستند به‌راحتی مدت‌ها قبل جنازه را از قبر خارج کرده باشند. از سوی دیگر، اگر او واقعا قربانی زامبی‌سازی جادوگران وودو بود، کسانی که این بلا را سر او آورده بودند، می‌توانستند جنازه دیگری را جای او گذاشته باشند. در این حالت، در دورانی پیش از «انگشت‌نگاری دی‌ان‌ای» شناسایی جنازه عملا غیرممکن بود.

وید دیویس، مردم‌شناس و مردم‌گیاه‌شناس دانشگاه هاروارد، واشینگتن وید دیویس، مردم‌شناس و مردم‌گیاه‌شناس دانشگاه هاروارد واشینگتن

در مقابل، دکتر دویون به کمک اعضای خانواده کلارویس، پرسش‌نامه‌ای را که حاوی سوابق خانوادگی و بسیاری از اسرار مگوی خانواده می‌شد جمع‌آوری کردند. کلارویس به تمام سوالات به درستی پاسخ داد. تا اینجا او مطمئنا او هیچ انگیزه‌ای برای تقلب نداشت، چرا که در هائیتی با زامبی‌ها همچون مطرودان جامعه برخورد می‌شد و کسی دوست نداشت داغ چنین ننگی را بر پیشانی داشته باشد. نهایتا پاسخ‌های او به همراه شهادت خانواده، همسایگان و پزشکان معالجش در بیمارستان دکتر دویون را متقاعد کرد این مرد درواقع خود کلارویس است.

اسرار پودر جادویی جادوگران وودو

اگر داستان کلارویس نارسیس واقعی بوده باشد که به دلایل مختلفی چنین است، در این صورت باید دلایل قانع‌کننده‌ای برای اتفاقات هولناکی که بر سر این مرد بیچاره آمده وجود داشته باشد. آیا جادوگران وودو به نوعی ترکیبات دارویی دسترسی داشتند که توانسته‌اند با کاهش ضربان قلب و تنفس او را تا نزدیکی مرگ ببرند و دوباره به زندگی بازگردانند؟ درصورتی‌که این فرض را بپذیریم، چنین دارویی فواید زیادی می‌توانست داشته باشد؛ از داروی بیهوشی جدید تا وسیله‌ای برای فروبردن فضانوردان به حالت «زیست تعویقی» در مأموریت‌های فضایی طولانی‌مدت.

در سال ۱۹۸۲ بود که لامارک دویون و ناتان کلاین از یکی از زیست‌شناسان مشهور برای ادامه تحقیقات کمک خواستند. دکتر ریچارد ایوانز شولتز از دانشگاه هاروارد، استاد دانشگاهی با شخصیتی کاریزماتیک و فوق‌العاده ماجراجو که بسیاری او را «پدر مردم‌گیاه‌شناسی معاصر» می‌دانند. او بیش از ۱۳ سال را در مکزیک و آمازون به مطالعه گیاهان توهم‌زا پرداخته بود؛ اما ایوانز شولتز که دل‌مشغولی‌های زیادی داشت، به‌جای خود وید دیویس ۲۸ ساله، یکی از دانشجویان خوش‌قریحه دانشگاه هاروارد را به آنجا فرستاد. به این ترتیب، وید دیوس برای جست‌وجوی راز سّم زامبی‌ها به هائیتی سفر کرد.

صحنه‌ای از فیلم «جنگ جهانی زد (۲۰۱۳)»صحنه‌ای از فیلم «جنگ جهانی زد (۲۰۱۳)»

دیویس در سفر پرماجرای خود با چندین جادوگر وودو ارتباط برقرار کرد. او از جادوگران مختلفی در مکان‌های متفاوت دستور تهیه پودرهای مختلفی را دریافت کرد. هر کدام از جادوگران وودو ترکیب‌های عجیب و غریب خاص خود را داشتند که شامل موادی همچون وزغ، قورباغه درختی، مار، مارمولک، هزارپا و کرم‌دریایی می‌شدند. با این حال، در تمام پودرهای جادویی همواره ۳ ماده مشترک وجود داشت:

۱) استخوان‌های سوخته و خُردشده انسان و سایر بقایای انسانی

۲) گیاهانی با پرزها و خارهای سوزش‌آور، صمغ‌های سّمی و بلورهای کلسیم اگزالات

۳) ماهی بادکنکی

استخوان‌ انسان از نظر دارویی بی‌اثر و خنثی است، هر چند وجود آن برای وید دیویس دردسرهای زیادی درست کرد. گیاهانی با پرزهای سوزش‌آور یا سایر عوامل محرک قطعا می‌توانند با سایش پوست باعث ورود مستقیم سّم به جریان جریان خون شوند. برخی از این پودرها حاوی رتیل (که بازهم دارای پرزهای سوزش‌آور است) یا شیشه‌های خردشده بود که همان تأثیر را داشت.

این مواد باعث خارش و سوزش شده و موجب می‌شوند قربانی با تلاش‌های بیهوده خود برای خلاص‌شدن از درد و خراشیدن پوست خودش را زخمی کند که به جذب بهتر سّم کمک می‌کند. جادوگران وودو اصرار داشتند که پودرهای جادویی نباید خورده شوند. بلکه پیشنهاد آن‌ها ریختن پودر درون کفش قربانی، مالیدن آن به کمر یا پاشیدن آن روی زخم بود. آن‌ها همچنین به دیویس گفتند که ممکن است برای اثرگذاری پودر نیاز به استفاده چندباره از آن باشد.

ماهی‌ بادکنکی و سّم مهلک تترودوتوکسین

سومین ماده تشکیل‌دهنده پودر زامبی، ماهی بادکنکی بود که جنجال‌برانگیز شد. ماهی بادکنکی حاوی «تترودوتوکسین»، مهلک‌ترین سّم شناخته‌شده در طبیعت برای انسان است. تترودوتوکسین که تا پانصد برابر قوی‌تر از سیانور است، به کانال‌های سدیم در غشای سلول‌های عصبی چسبیده و مانع از ارسال تکانه‌های عصبی می‌شود. علائم مسمومیت با تترودوتوکسین هم شامل ضعف و بی‌حالی، خواب‌رفتگی، کبودی لب‌ها، مشکلات گوارشی، ادم ریه، سرمازدگی، مشکلات تنفسی، افت فشار خون و ناتوانی در صحبت و نهایتا فلج کامل بدن است.

بله درست متوجه شدید، کلارویس نارسیس در هنگام مرگ در بیمارستان آلبرت شوایتزر دقیقا همین علائم را داشت. گوشت ماهی بادکنکی با وجود (یا شاید برعکس به‌دلیل) کشندگی در ژاپن در تهیه غذای لذیذ و گران‌قیمتی به نام «فوگو» کاربرد دارد. بیشتر سموم موجود در ماهی بادکنکی در امعاء و احشاء (به‌خصوص در اندام‌های تناسلی) قرار دارد. با خارج‌کردن این بخش‌ها از شکم ماهی بادکنکی می‌توان به‌راحتی از گوشت آن خورد. میزان تترودوتوکسین موجود در ماهی های بادکنکی بین جنسیت‌های مختلف (ماده‌ها سّم بیشتری دارند) و حتی بین ماهی‌های جنس یکسان و در زمان‌های مختلف سال متفاوت است.

یک بشقاب غذای فوگو یک بشقاب غذای فوگو

سرآشپزهای ماهر ژاپنی برش‌های نازک گوشت ماهی بادکنکی را در غذای فوگو به‌شکل گل‌داوودی می‌چینند که به‌طرز وهم‌آوری سمبل مرگ در فرهنگ این کشور است و خود ماهی‌ نیز به داشتن یکی از زهرآگین‌ترین سموم دنیا شهرت دارد. فوگو طعم خاصِ و منحصر به فردی دارد که درکنار آنکه باعث ایجاد یک حس سوزشِ دل‌چسب در دهان می‌شود، حس سرخوشی خاصی را نیز در فرد به وجود می‌آورد. با این حال، گاهی اوقات کسانی که فوگو می‌خورند تصادفا میزان بیش از حدی سّم تترودوتوکسین دریافت کرده و کاملا فلج می‌شوند. ضربان قلب و تنفس این افراد به‌طرز خارق‌العاده‌ای تا سطح نامحسوسی کاهش پیدا می‌کند.

برخی از این افراد پس از اعلام مرگ و حتی بعد از بستن تابوت دوباره به حالت عادی برمی‌گردند. اکثر قربانیان مسمومیت با تترودوتوکسین گزارش دادند که نسبت به تمام اتفاقات پیرامون خود آگاهی داشته‌اند، ولی قادر به صحبت و حرکت نبوده‌اند. بار دیگر می‌توانید این علائم را با وضعیت کلارویس نارسیس مقایسه کنید.

وید دیوس برای جست‌وجوی راز سّم زامبی‌ها به هائیتی سفر کرد

به احتمال زیاد افرادی که با سّم تترودوتوکسین مسموم می‌شوند و به اشتباه دفن می‌شوند، به علت کمبود اکسیژن خون دچار آسیب‌های مغزی می‌شود. چنانچه ناتان کلاین و سایر محققان اشاره کرده‌اند، قشرهای بالاتر مغز که وظیفه کنترل اختیار و اراده را برعهده دارند، می‌میرند.

در همین حال‌، قشرهای اولیه مغز که کارکردهای حیاتی مانند ضربان قلب و تنفس را کنترل می‌کنند همچنان سالم می‌مانند. این امر می‌تواند به خوبی وضعیت زامبی‌گونه‌ای که اکثر قربانیان پودر دچار آن می‌شوند را به خوبی توضیح دهد. با این حال، به احتمال زیاد، کلارویس نارسیس از معدودهای افرادی بود که توانست با اندک یا بدون آسیب‌مغزی جدی از این مصیبت جان سالم به‌در ببرد.

دیویس گزارش داد، کلارویس در زمانی که با او مصاحبه‌ می‌کرد به آرامی سخن می‌گفت، ولی به جز این کاملا وضعیت عادی داشت. دیویس در دوره تحقیقات خود به زامبی دیگری هم برخورد. این زامبی زن جوانی به نام فرانچینا ایلئوس بود که در حالتی نزدیک به نباتی به سر می‌برد.

برده‌داری زامبی‌ها؛ تجسم یک کابوس عینی

جادوگران وودو به وید دیویس گفتند پس از نبش قبر، قربانیان را با ضرب‌و‌شتم تسلیم کرده و سپس به زور به آن‌ها خمیری که از سیب‌زمینی شیرین، شربت نیشکر و تاتوره (گیاهی بومی منطقه کارائیب مشهور به «خیار زامبی») تهیه شده خورانده می‌شود. گیاه تاتوره حاوی مواد توهم‌زای آتروپین و اسکوپولامین است. این مواد به‌نوبه خود باعث بروز علائمی همچون هذیان، گیجی، روان‌پریشی و فراموشی کامل را می‌شوند.

بازهم به یاد بیاورید کلارویس نارسیس چطور دورانی که در مزرعه نیشکر به بردگی گرفته شده بود را در وضعیتی رؤیاگونه سپری می‌کرد. علاوه بر این، گفته می‌شود به زامبی‌ها خوراکی‌های بدون نمک داده می‌شد که باعث بی‌رمقی و رخوت شدید به‌خصوص در گرمای سوزان هائیتی می‌شود.

ماهی‌بادکنکی اصلی‌ترین ماده‌ تشکیل‌دهنده پودر زامبی استماهی بادکنکی اصلی‌ترین ماده‌ تشکیل‌دهنده پودر زامبی است

حال این سؤال به ذهن می‌آید: چرا کسی باید شخص دیگری را به زامبی تبدیل کند؟ قطعا این امر برای تأمین نیروی کار نیست که در کشور هائیتی بسیار ارزان است. درواقع، در زمانی که دیویس در هائیتی اقامت داشت، میانگین دستمزد روزانه هر کارگر کمتر از ۱ دلار بود. اکثر افرادی که از فرایند زامبی‌سازی جان سالم به در می‌برند آنقدر ضعیف و ناتوان می‌شدند که دیگر به عنوان نیروی کار ارزشی نداشتند.

مردم هائیتی پیش از سرنگونی مستعمره فرانسوی و الغای برده‌داری خود سابقه طولانی و مخوفی مملو از ظلم و ستم را پشت سر گذاشته بودند. زامبی در نظر مردم هائیتی تجسمی از بدترین کابوس‌ و ترس‌ آن‌ها یعنی مسخ و از دست دادن آزادی است. به‌عقیده دیویس، زامبی‌‌شدن شدیدترین مجازات اجتماعی علیه کسی است که آداب و رسوم جامعه را زیرپا گذاشته. بسیاری از مردم محلی کلارویس نارسیس را فرد پرخاشگر و بهانه‌گیری دانسته‌اند که به ناحق ثروتی برای خود اندوخت. او بارها با اعضای خانواده‌اش دعوا و مرافعه راه‌انداخته و حتی فرزندان متعددی هم داشته که از بار مسئولیت آن‌ها شانه خالی کرده است.

کلارویس با رسیدن به سنین میان‌سالی باتوجه به اینکه مشکل مالی چندانی نداشت، اولین کسی در دهکده بود که توانست سقف کاهگلی کلبه‌اش را با سقف حلبی جایگزین کرد. شاید از همه مهم‌تر، او از واگذاری سهم برادرش از زمین خانوادگی خودداری کرد، برادری که باید معاش خانواده‌ای را تأمین می‌کرد. داشتن زمین در هائیتی که اکثر خانواده‌ها برای امرار معاش به کشاورزی متکی هستند، مسئله بسیار مهمی است. خود کلارویس هم عقیده داشت برادری که سهم زمینش را به او نداده، احتمالا تصمیم گرفته او را تبدیل به زامبی کند.

جنجال‌آفرینی تحقیقات زامبی‌ها

وید دیویس با نمونه‌ای از پودر زامبی‌ساز از هائیتی به آمریکا بازگشت. لئو روشین، محققی از مؤسسه روانپزشکی ایالتی نیویورک گزارش داد، استفاده موضعی از این پودر روی موش‌ها باعث ایجاد حالت زیست تعویقی، چیزی شبیه وضعیت قربانیان مسمومیت بر اثر خوردن فوگو شده است. خود دیویس نیز فرضیه خود را در دو کتاب «مار و رنگین‌کمان» و «گذرگاه تاریکی» مطرح کرد و عنوان داشت که سّم تترودوتوکسین نقش اصلی را در پودر زامبی ایفا می‌کند.

تقریبا بلافاصله پس از انتشارات فرضیه‌های دیویس بود که جنجال‌ها شروع شد. تاکشی یاسوموتو و سی.وای. کائو، محققانی بودند که در مجله «توکسیکون» نتایج تجزیه‌وتحلیل دو نمونه از پودر زامبی را گزارش کردند. این دو محقق که از مخالفان اصلی دیویس و تحقیقات زامبی او بودند، نتیجه‌گیری کردند: «ادعایی که به‌طور گسترده‌ای در نشریات انتشار یافته که ادعا می‌کند تترودوتوکسین همان ماده‌ای است که انسان را به زامبی بدل می‌کند، هیچ پایه و اساس واقعی ندارد.»

زامبی‌‌شدن شدیدترین مجازات علیه کسی است که آداب و رسوم جامعه را زیرپا گذاشته است

هیچ دلیل خاصی برای تردید در صحت یافته‌های یاسوموتو و کائو نداریم. با این حال، اشتباه نابخشودنی که این دو مرتکب شدند این است که آن‌ها از محتویات چند لوله آزمایشگاهی برای تعبیر و تفسیر یک نظام اعتقادی و جهان‌بینی یک فرهنگ استفاده کردند.

به نظر یاسوموتو و کائو این پودرهای جادویی را جادوگرانی از فرهنگی بدوی و نه یک شرکت داروسازی بزرگ تهیه کرده بودند. در سطور قبل گفته شد که میزان سّم تترودوتوکسین موجود در ماهی بادکنکی در هر جنس و هر ماهی نسبت به دیگری تفاوت دارد. علاوه بر این، یاسوموتو و کائو درست گفته بودند که تترودوتوکسین در محلول قلیایی تجزیه می‌شود؛ ولی این دو این واقعیت را نادیده گرفته بودند که جادوگرهای وودو اصرار داشتند، پودر را باید حتما روی زخم باز مالید یا اینکه مستقیما وارد جریان خون کرد.

کلارویس در تمام مدت زنده بود و به چشم خود می‌دید که زنده‌زنده دفن می‌شودکلارویس در تمام مدت زنده بود و به چشم خود می‌دید که زنده‌زنده دفن می‌شود

آن‌ها همچنین اشاره کردند، نیمی از نمونه‌هایی که دیویس از ماهی بادکنکی تهیه کرده و ظاهرا برای تهیه پودر زامبی به کار می‌رفته، از یک گونه غیررسمی گرفته شده است. هر چند این دو این نکته ساده را نادیده گرفته بودند که ممکن است اشتباه جادوگران وودو در تشخیص بین گونه‌های سمی و غیر سمی باعث این تنوع در کیفیت پودرها بوده باشد. انتقاد دیگری که محققان از دیویس داستند، شرکت او در نبش قبر نوزادی تازه ‌متولد شده بود. هر چند بدون دیویس و حتی اگر پای او به هائیتی نمی‌رسید همچنین اتفاقی می‌افتاد.

منتقدان دیگری نیز وارد معرکه شدند و بازهم انتقادات بالا گرفت. عده‌ای دیویس را به خاطر پرداخت پول برای خرید پودر زامبی مورد انتقاد قرار دادند. خود وید دیویس در جایی گفته، وقتی مردم هائیتی برای تهیه پودر زامبی پول می‌پردازند، چرا او نپردازد؟ در ادامه حتی برخی دو کتاب او و همینطور فیلمی که از روی کتاب مار و رنگین‌کمان ساخته شده بود را به تمسخر گرفتند. مسلما ماجرای اقتباس سینمایی از کتاب دیویس به‌طرز مبهوت‌کننده‌ای احمقانه‌ بود، ولی این یکی دیگر تقصیر دیویس نبود. چنانچه جان لوکاره، نویسنده بریتانیایی نقل‌قول مشهوری دارد که می‌گوید: «دیدن کتاب‌تان که تبدیل به یک فیلم می‌شود درست مانند این است که گاو شما را تبدیل به عصاره گوشت کرده باشند.»

یاسوموتو و کائو در اشاره به این نکته گفتند که دیویس به اعتبار خود صدمه زده است؛ ولی حتی اگر حق با این محققان از خود راضی باشد (که نیست) بازهم هیچ‌چیز نمی‌تواند حجم بالای گزافه‌گویی‌ها و لحن‌تند آن‌ها را توجیه کند. آیا تمام هدف روشنگری این نیست که نور حقیقت را به نواحی از زندگی که در تاریکیِ جهل و خرافه فرو رفته‌اند تاباند؟ بنابراین، به‌سختی می‌توان انگیزه‌ این حملات شخصی را چیزی جز حسادت محض بدانیم.

سفر به سرزمین زامبی‌ها

به نظر موارد مختلفی که از زامبی‌ها گزارش شده‌اند علل متعددی دارند. رولاند لیتلوود از کالج دانشگاهی لندن و چاوانس دویون از دانشگاه پلی‌کلینیک پورتو پرنس در هائیتی، سه نفر را که گفته می‌شود زامبی هستند بررسی کردند. دو نفر از این افراد اهمیت خاصی دازند، زیرا لیتلوود و دویون توانستند آزمایش دی‌ان‌ای را روی آن‌ها انجام دهند. یکی از آن‌ها مرد جوانی بود که به‌دلیل افت اکسيژن خون دچار آسیب مغزی شده و دیگری زن جوانی بود که به نظر می‌رسید مبتلا به ناهنجاری‌های جنینی ناشی از الکل باشد. آزمایش‌های لیتلوود و دویون نشان دادند، این افراد اصلا با کسانی که ادعا می‌کردند خانواده‌شان هستند نسبتی نداشتند.

نویسندگان مقاله عنوان کردند، بیماران روانی و اشخاصی با آسیب‌های روانی اغلب در خیابان‌های هائیتی سرگردان هستند و به نظر مردم ممکن است این افراد را با یکی از عزیزان فوت‌کرده خود اشتباه گرفته و با خود به خانه‌ها برده باشند. هر چند نویسندگان مقاله علت انگیزه این افراد را توضیح ندادند؛ ولی نیازی به گفتن نیست که بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند نسخه‌ روبه‌زوال و درهم‌شکسته‌ای از عزیزان مرحوم خود را به‌جای اینکه کاملا از دستشان دهند در خانه داشته باشند. بسیار خوب، تا اینجا به این نتیجه‌ رسیدیم که هیچ‌وقت در هیچ‌کجا یک مورد واقعی زامبی‌شدن مستند نشده است. البته چنین کاری در هائیتی و هرکجای دنیا جرم سنگینی محسوب می‌شود؛ ولی همچنان برخی از حقایق غیرقابل کتمان هستند:

  • اعتقاد به زامبی‌ها در هائیتی همگانی است.
  • پودر زامبی همیشه حاوی ماهی بادکنکی است.
  • گوشت ماهی بادکنکی حداقل در برخی مواقع حاوی مقادیر قابل‌توجهی تترودوتوکسین است.
  • تترودوتوکسین می‌تواند موجب ایجاد حالت زیست تعویقی شود که تقریبا از مرگ قابل‌تشخیص نیست.

این حقایق به همراه واقعیت‌هایی که از مورد عجیب کلارویس نارسیس گفته شد، ممکن است هیچ‌وقت شک ما را به یقین تبدیل نکند، ولی تا اینجا کفه ترازو به نفع فرضیه دیویس سنگینی می‌کند، حتی اگر بپذیریم زامبی‌سازی به آن‌صورت که بسیاری تصویر می‌کنند اتفاقی عادی و همه‌روزه در هائیتی نیست. واقعیتی که خود دیویس هم روی آن تأکید زیادی داشت: ‌«هیچ‌وقت نگفته‌ام که نوعی خط تولید زامبی در هائیتی وجود دارد.»

مقاله‌های مرتبط:

درواقع، ممکن است که زامبی‌سازی دیگر در هائیتی انجام نگیرد و اگر چنین باشد باید دیویس را کسی بدانیم که با برملا‌کردن ماجراهای پشت‌پرده، جلوی این عمل ظالمانه را گرفته. اگر چنین است، نبش قبر یک کودک (که قبلا به هر دلیلی جان خود را از دست داده بود و کم یا زیاد شدن از جنازه‌اش به‌جایی برنمی‌خورد) به نظر معامله منصفانه‌ای بوده؛ ولی همچنان یک سؤال دیگر بی‌پاسخ مانده، چرا ژاپنی‌هایی که حتی گاهی در مصرف تترودوتوکسین زیاده‌روی می‌کنند به زامبی تبدیل نمی‌شوند؟

جواب این سؤال را باید آنچه دیویس «ذهنیت و شرایط محیطی و اجتماعی» می‌داند بدانیم. ذهنت و انتظاری که خود فرد بعد از مصرف پودر دارد و محیط و اجتماعی که اعتقادات و باورهای فرد را شکل داده در این اتفاق سهیم هستند. تنها تصور کنید کلارویس نارسیس بیچاره چه تجربه هولناکی را از سر گذرانده است. او به‌دلیل کارهایی که انجام داده کاملا از اجتماع طرد شده و وقتی به حال خود برگشته دیده که بیمارتر و ضعیف‌تر شده است.

در اوج یأس و نومیدی، او وارد محیط‌ بیگانه‌‌ای-یک بیمارستان به سبک غربی- شده و با گوش‌های خودش شنیده پزشکان مرگش را اعلام کرده‌اند. او نمی‌توانست حرکت یا صحبت کند و ملحفه روی صورتش کشیده شده و میخ‌هایی بر تابوتش کوبیده شدند. شکی نیست که او در این حال حس می‌کرد بدترینِ کابوس‌هایش به یکباره رنگ حقیقت به خود گرفته است. به یاد داشته باشید که او از فرهنگی برخاسته است که در آن اعتقاد به زامبی‌ها و جادوگران نیرومند حقایقی فراگیر بودند. در نهایت، این پودرهای جادوگران وودو نبود که این بلایا را بر سر کلارویس نارسیس آورد، بلکه ذهن خود او مسبب آن بود.

عکس شاخص: زنان هائیتیایی حین برگزاری یکی از مناسک‌ آیینی وودو عید پاک در برکه‌ای در حوالی شهر سوونانس، هائیتی. درحالی‌که مردم هائیتی به‌اجبار استعماراگران فرانسوی دین مسیحیت کاتولیک را پذیرفتند، هیچ‌وقت از سنت‌های باستانی اجداد و نیاکان خود روی برنگرداندند.

-

هواوی میت بوک 16 معرفی شد | ماهان مال

دسته بندی : دسته‌بندی نشده تاریخ : سه‌شنبه 5 اکتبر 2021


هواوی ساعاتی پیش لپ‌تاپ ۱۶ اینچی جدیدش را رونمایی کرد. نمایشگر این محصول از نسبت تصویری ۳ به ۲ بهره می‌برد که در‌مقایسه‌با نمایشگرهای ۱۶ به ۹، ارتفاع بیشتری دارد و برای انجام کارهای مختلف مناسب‌تر است. این لپ‌تاپ ماه می در چین معرفی شد و اکنون قرار است در بازار اروپا هم عرضه شود.

مقاله‌ مرتبط:

به‌گزارش جی‌اس‌ام آرنا، میت‌بوک ۱۶ به صفحه‌نمایش آی‌پی‌اس LCD با وضوح تصویر ۲۵۲۰ در ۱۶۸۰ پیکسل، تراکم پیکسلی ۱۸۹ پیکسل‌بر‌اینچ، نسبت کنتراست ۱۵۰۰:۱ و درجه روشنایی ۳۰۰ نیت مجهز شده است. از دیگر ویژگی‌های صفحه‌نمایش میت‌بوک جدید هواوی می‌توان به پشتیبانی از HDR و دقت رنگ ۱۰۰ درصد در sRGB اشاره کرد. این صفحه‌نمایش از نوع لمسی و با لایه ضدجذب اثرانگشت پوشانده شده است.

میت بوک ۱۶ رایزن

میت‌بوک جدید در چند مدل دردسترس خریداران قرار گرفته است. شما می‌توانید مدل مجهز به تراشه Ryzen 5 5600H یا Ryzen 7 5800H را سفارش دهید. این پردازنده‌ها به‌ترتیب از ۶ و ۸ هسته (۱۲ و ۱۶ تِرِد) بهره می‌برند و پردازنده گرافیکی یکپارچه‌شده با آن‌ها به‌ترتیب Vega 7 CU و Vega 8 CU است. توان مصرفی این تراشه‌ها ۳۵ وات است که می‌توان با فشردن کلید‌های ترکیبی Fn+P، آن را تا ۵۴ وات افزایش داد.

هواوی از دو فن ۷۵ میلی‌متری و دو لوله خنک‌کننده ضخیم برای خنک‌کردن سخت‌افزار این لپ‌تاپ بهره گرفته است. محصول جدید این شرکت چینی از ۱۶ گیگابایت حافظه رم DDR4 دوکاناله و ۵۱۲ گیگابایت حافظه NVMe SSD برخوردار است.

هواوی میت بوک ۱۶

باتری این لپ‌تاپ ۸۴ وات‌ساعتی است که با هربار شارژ کامل می‌تواند تا ‍۱۲/۵ ساعت ویدئو پخش کند. شارژر این دستگاه نیز ۱۳۵ واتی است که فقط با ۱۵ دقیقه شارژ، می‌تواند انرژی لازم برای ۳/۵ ساعت کار با آن را فراهم کند. این شارژر از یواس‌بی تایپ سی استفاده می‌کند که می‌توان از آن برای شارژ گوشی‌های هوشمند هواوی بهره برد که از فناوری سوپرشارژ این شرکت پشتیبانی می‌کنند.

لبه میت بوک ۱۶

در یک لبه این لپ‌تاپ، دو درگاه یواس‌بی تایپ سی و درگاه HDMI و جک ۳/۵ میلی‌متری ترکیبی برای هدفون و میکروفون و در لبه دیگر آن، دو درگاه یواس‌بی A 3.2 نسل یک دیده می‌شود. میت‌بوک ۱۶ هواوی به دو بلندگوی ۲ واتی استریو مجهز شده است که صدای آن از زیر صفحه‌کلید پخش خواهد شد. این محصول از دو میکروفون داخلی و نیز فناوری حذف نویز بهره می‌برد که باعث می‌شود حجم باس صدا حین تماس‌های صوتی کاهش یابد.

صفحه‌کلید این لپ‌تاپ فاقد بخش پَد اعداد است؛ ولی از تاچ‌پدی بزرگ بهره می‌برد که روی آن با لایه‌ای از جنس شیشه مات پوشانده شده است. ضخامت این لپ‌تاپ ۱۷/۸ میلی‌متر و وزنش ۱/۹۹ کیلوگرم و رنگ بخش بیرونی آن محصول هم خاکستری است.

میت‌بوک جدید هواوی از وای‌فای ۶ و بلوتوث ۵/۱ پشتیبانی می‌کند و سنسور اثر‌انگشت آن با دکمه پاور دستگاه یکپارچه شده است؛ بنابراین، می‌توانید با استفاده از این قابلیت بدون واردکردن رمزعبور و با امنیت زیاد وارد محیط ویندوز شوید.

هواوی میت بوک ۱۶

ناگفته نماند امکان اتصال گوشی‌های هوشمند و اجرای هم‌زمان سه اپلیکیشن موبایلی روی این لپ‌تاپ وجود دارد. شما از ماوس و صفحه‌کلید می‌توانید برای کنترل اپلیکیشن‌های موبایلی استفاده کنید. این لپ‌تاپ از قابلیت Drug & Drop روی اپلیکیشن‌های موبایلی پشتیبانی می‌کند. همچنین با استفاده از این قابلیت، می‌توان اسناد مدنظر روی گوشی را با لپ‌تاپ ویرایش کرد.

با اتصال تبلت‌ ازطریق کابل یا وای‌فای، می‌توانید از این لپ‌تاپ به‌عنوان نمایشگر دوم لپ‌تاپ میت‌بوک ۱۶ استفاده کنید و محتویات صفحه تبلت را نیز روی صفحه‌نمایش آن نمایش دهید. این دستگاه از اتصال کابلی و بی‌سیم مانیتورهای میت‌ویو نیز پشتیبانی می‌کند.

به‌زودی، نسخه مجهز به پردازنده Ryzen 5 5600H میت‌بوک ۱۶ با قیمت حدود ۱،۱۰۰ یورو و نسخه مجهز به پردازنده Ryzen 7 5800 H آن با قیمت ۱،۲۰۰ یورو دردسترس مشتریان اروپایی قرار خواهد گرفت.

دیدگاه شما کاربران زومیت درباره لپ‌تاپ جدید هواوی میت‌بوک ۱۶ چیست؟

-


ماه در حال دورشدن از زمین است. تنها قمر زمین هر سال به‌اندازه‌ی تقریبا ۳/۸ سانتی‌متر از زمین دور می‌شود. هیچ راهی برای توقف این روند وجود ندارد و نمی‌توان زمان را به‌عقب برگرداند. هر کاری انجام دهیم، نیروهای گرانش نامرئی و یکپارچه هستند که ماه را از زمین دور می‌کنند و در چندمیلیون سال آینده، باید با ماه وداع کنیم.

درحدود ۴/۵ میلیارد سال پیش، ماه به‌شکل توده‌ای از سنگ‌ریزه‌ها در اطراف زمین شناور بود. در آن زمان، ماه به زمین ده برابر نزدیک‌تر از فاصله‌ی کنونی بود. به‌عقیده‌ی دانشمندان سنگ‌ها ماه حاصل برخورد زمین و جرم اسرارآمیزی در ابعاد مریخ بودند. به‌دلیل این برخورد کیهانی ماه به‌شکل توده‌ای گداخته و داغ و قرمز در آسمان شب می‌درخشید. سپس، با سرعت تقریبی ۲۰ سانتی‌متر در سال از زمین دور شد.

به‌همین‌ترتیب، ماه به دورشدن از زمین ادامه داد. جاذبه‌ی قمرها با وجود کوچک‌بودن می‌تواند بر سیاره‌های میزبانشان تأثیر بگذارد و باعث اندک برآمدگی آن‌ها به‌سمت بیرون شود. در سیاره‌ای اقیانوسی مثل زمین، این اثر به‌شکل جزرومد نمایش داده می‌شود. ماه باعث کشش اقیانوس‌ها می‌شود؛ اما به‌مرور حرکت ماه در مدار خود افزایش می‌یابد. جیمز اودونوگ، دانشمند سیاره‌ای JAXA، سازمان فضایی ژاپن می‌گوید:

اگر سرعت خود را هنگام چرخش در مدار زمین افزایش دهید، می‌توانید با موفقیت بیشتری از جاذبه‌ی زمین بگریزید.

دانشمندان این پدیده را عقب‌نشینی قمری می‌نامند؛ عبارتی جذاب که می‌توان آن را راه فراری برای ماه دانست. آن‌ها این عقب‌نشینی را با تابش پرتوهای لیزر به آینه‌هایی که فضانوردان آپولو در ماه قرار داده بودند، اندازه‌گیری کردند و با این داده‌ها و منابع دیگر به اندازه‌گیری حرکت‌های قبلی پرداختند. سرعت عقب‌نشینی ماه در طول سال‌های گذشته تغییر کرده و نوسان‌هایی متقارن با رویدادهای درخورتوجه مثل بمباران‌های شهاب‌سنگی ماه و تغییرات عصر یخبندان زمین رخ داده است.

عقب‌نشینی پیوسته تأثیری فراتر از جزرومد بر زمین خواهد گذاشت. نیروهایی که ماه را از ماه دور می‌کنند، باعث آهسته‌‌شدن چرخش زمین و افزایش طول روزها می‌شوند. در ابتدا که ماه به زمین نزدیک‌تر بود، زمین با سرعت بیشتری به دور خود می‌چرخید و یک روز زمینی، تنها معادل چهار ساعت بود. براساس سرعت فعلی عقب‌نشینی قمری، یک قرن طول می‌کشد تا دو میلی‌‌ثانیه به روز زمینی اضافه شود.

مقاله‌های مرتبط:

به‌دلایل علمی، انتظار می‌رود ماه برای همیشه به دورشدن از زمین ادامه دهد و برخلاف فیلم اکشن Moonfall، با ما برخورد نخواهد کرد. درحدود ۶۰۰ میلیون سال آینده، ماه به‌اندازه‌ای از زمین دور می‌شود که انسان‌ یکی از پدیده‌های سماوی را از دست خواهد داد: ماه‌گرفتگی. دیگر ماهی در کار نخواهد بود تا جلو نور خورشید را مسدود کند و سایه‌اش را روی زمین بیندازد؛ اما ماه بازهم به زمین وابسته خواهد بود و این‌بار چشم‌اندازی متفاوت و داغ‌تر از زمین را نظاره می‌کند.

در آن زمان، آب اقیانوس‌ها شروع به تبخیر می‌کنند. البته در فاصله‌ی چندمیلیارد سال آینده هم خورشید کاملا ماه و زمین را از مدار خارج می‌کند. خورشید با رسیدن به پایان سوخت خود، منبسط و متورم می‌شود و سیاره‌های داخلی منظومه‌ی شمسی را خواهد بلعید.

-


به‌گزارش روابط‌عمومی ایرانسل، با راه‌اندازی این خط تولید سیم‌کارتی در‌اختیار مشترکان ایرانسل قرار می‌گیرد که مراحل طراحی و تولید و اجرای سیستم‌عامل آن، کاملا در داخل کشور انجام شده است.

در مراسم افتتاح این پروژه، امروز، ۱۲مهر، با حضور بیژن عباسی‌آرند، مدیرعامل ایرانسل، محمدحسین سلیمانیان، مدیرعامل شرکت صنایع قطعات الکترونیک ایران (صقا) و مهندس محمدمهدی قهرمان‌ایزدی، مدیرعامل شرکت صنایع الکترونیک شیراز (صاشیراز)، در سالن همایش‌های شرکت صنایع قطعات الکترونیک شیراز برگزار شد.

این پروژه که فاز طراحی آن از سال ۱۳۹۸ آغاز شده بود، پس از انجام ارزیابی‌های گوناگون روی نمونه اولیه و عبور موفقیت‌آمیز از تست‌های مختلف، به مرحله تولید انبوه رسیده است. ایرانسل، اولین و بزرگ‌ترین اپراتور دیجیتال ایران، این پروژه را با همکاری شرکت صنایع قطعات الکترونیک ایران اجرا کرده است و در فاز نخست آن، ۲۰ میلیون سیم‌کارت با سیستم‌عامل بومی به‌وسیله ایرانسل عرضه خواهد شد.

یکی دیگر از ویژگی‌های مهم این پروژه، آن است که مراحل تست سیستم‌عامل سیم‌کارت (Qualification & Validation)، برای نخستین بار در داخل کشور و با همکاری پژوهشگران دانشگاه صنعتی شریف و مطابق با معتبرترین استانداردهای بین‌المللی و مراجع جهانی (ETSI، 3GPP و…) انجام شده است.

مدیرعامل ایرانسل در مراسم افتتاح این پروژه، با بیان اینکه امروز شاهد ثمره کار تیمی خیلی خوب بین مجموعه اپراتور و صنعت هستیم، تأکید کرد:

در مجموعه اپراتور، سیاست ما این است که نیروهای توانمند داخلی را درگیر پروژه‌‌ها کنیم تا بتوانیم هرچه‌بیشتر از توان داخلی استفاده کنیم.

او در‌ادامه اعلام کرد که مدیران این اعتقاد را پیدا کرده‌اند که حتما باید از ظرفیت داخلی برای تأمین نیاز مشترکان استفاده کنیم. عباسی‌آرند با اشاره به اینکه سیم‌کارت جزو اقلامی است که کمبود و کسری موجودی آن به‌محض بروز موجب افزایش قیمت می‌شود، تصریح کرد:

تولید سیم‌کارت برای مدیریت انباشت در انبار و توزیع در شبکه خیلی مهم است تا بدین‌ترتیب بتوان افزایش قیمت احتمالی را کنترل کرد… تلاش ما این بوده که تولید کامل هم در‌کنار تأمین در داخل انجام شود و امیدواریم با همکاری دو طرف قطع کامل وابستگی را رقم بزنیم.

تولید مودم‌های داخلی

در‌ادامه این مراسم، مدیرعامل ایرانسل با بیان اینکه علاوه‌بر تعمیر و نگه‌داری در‌حال‌حاضر تولید مودم و بخشی از نرم‌افزارها و پلتفرم‌ها و بخشی از سخت‌افزارهای مورد‌نیاز ایرانسل در قسمت Passive از داخل در حال تأمین است، گفت: «تأمین داخلی سخت‌افزارهای Active هم در برنامه ما است که در‌عین پیچیدگی، تلاش می‌کنیم بخشی از آن را با استفاده از ظرفیت داخلی تولید کنیم.»

او با اشاره به اینکه این سیم‌کارت قابلیت پشتیبانی از نسل پنجم تلفن‌همراه را دارد، بر افزایش حمایت و سرمایه‌گذاری در این زمینه تأکید کرد. عباسی‌آرند با بیان اینکه اقدام صقا در کاهش هزینه و قیمت هم به‌نفع اپراتور و هم صقا و هم مردم است، ابراز امیدواری کرد با‌‌توجه‌‌به پتانسیل موجود در شرکت صنایع قطعات الکترونیک ایران، شاهد موفقیت‌های مشابه در این صنعت باشیم.

در این مراسم، مدیرعامل شرکت صنایع قطعات الکترونیک ایران نیز با بیان اینکه این شرکت محصولات مختلفی تولید می‌کند، تصریح کرد:

گل سرسبد محصولات ما، سیم‌کارت ایرانسل با فناوری به‌روز بومی است که انصافا در این زمینه کار بزرگی انجام شده و این نتیجه همکاری و مشارکت دو تیم است.

سلیمانیان اعلام کرد که تمام تلاششان را انجام می‌دهند تا همکار خوبی برای ایرانسل باشند و در صنایع قطعات الکترونیک ایران بتوانند شاهد پیشرفت روزافزون در این بخش باشند.

مدیر پروژه تولید سیم‌کارت بومی نیز در این مراسم با بیان اینکه از زمان حضور عباسی‌آرند در ایرانسل بسیاری از تابوها شکسته شده و شاهد همت واقعی در تولید سیم‌کارت بومی بوده‌ایم، گفت: «سیم‌کارت بومی ایرانسل، دارای ویژگی‌های خاص و پیشرفته‌ای در قیاس با نمونه‌های موجود نزد سایر اپراتورها است.»

وی ادامه داد:

آزمایشگاه دانشگاه صنعتی شریف به‌عنوان مرجع تست این سیم‌کارت در داخل انتخاب شد و با تولید این سیم‌کارت، ضمن به‌حداقل‌رساندن وابستگی به خارج، امکان اضافه‌شدن قابلیت‌های جدید متناسب با خدمات دیجیتال و به‌روزرسانی دائمی نرم‌افزاری فراهم شده است.

خرداد امسال نیز، خط تولید مودم بومی TF-i60 S1 با حمایت ایرانسل، نخستین ارائه‌دهنده 5G رکورددار سرعت اینترنت در ایران، با قابلیت پشتیبانی از فناوری اینترنت همراه و ثابت راه‌اندازی شده بود.

-


به‌گفته‌ی مقام‌های آمریکایی، دارکوب نوک‌عاجی که شکارچیان پرندگان در خلیج آرکانزاس در جست‌وجوی آن بوده‌اند و سسک باکمن، پرنده آوازه‌خوان سینه زردی که زمانی بین جنوب‌شرقی ایالات متحده و کوبا مهاجرت می‌کرد، از بین رفته است. آواز پرنده کائوآئی او او که در جنگل‌های هاوایی زندگی می‌کرد، فقط به‌شکل ضبط‌شده وجود دارد. علاوه‌براین‌، دیگر هیچ امیدی برای نجات چندین نوع صدف آب‌های شیرین وجود ندارد که زمانی جریان‌های آب و رود‌های جورجیا تا ایلینوی را پالایش می‌کردند.

طبق گزارش نیویورک تایمز، مقام‌های حیات‌وحش آمریکا روز چهارشنبه اعلام کردند که درمجموع، ۲۲ جانور و یک گیاه باید به‌عنوان گونه‌های منقرض‌شده اعلام شوند و از فهرست گونه‌های درمعرض خطر انقراض حذف شوند. این اطلاعیه می‌تواند از آینده خبر دهد و در میانه‌ی بحران جهانی تنوع زیستی می‌آید که میلیون‌ها گونه را تهدید کرده است و بسیاری را ممکن است در چند دهه آینده منقرض کند.

دارکوب‌های نوک‌عاجی در سال ۱۹۳۵ در لوئیزیانا فیلم‌برداری شدند. حتی در آن زمان نیز، این پرنده کمیاب بود. با وجود درخواست‌های حامیان محیط‌زیست و مقام‌های حیات‌وحش، بعدها درختان این منطقه را شرکت Chicago Mill and Lumber قطع کرد.

فعالیت‌های انسانی مانند کشاورزی، قطع درختان، معدن‌کاری و سدسازی زیستگاه حیوانات را نابود می‌کند و زیستگاه‌های باقی‌مانده را آلوده می‌کند. مردم به شکار غیرمجاز و صید بیش‌ازحد مشغول می‌شوند. تغییرات اقلیمی نیز خطرهای جدیدی به‌همراه دارد. بریجت فاهی در سازمان خدمات شیلات و حیات‌وحش ایالات متحده بر طبقه‌بندی گونه‌ها نظارت می‌کند. وی گفت:

هریک از این ۲۳ گونه نشان‌دهنده نابودی دائمی یکی از میراث‌های طبیعی کشور و تنوع زیستی جهانی است. این تلفات نیز یادآور نگران‌کننده‌ای است که نشان می‌دهد انقراض پیامدی از تغییرات زیست‌محیطی است که انسان موجب آن می‌شود.

انقراض‌های جدید شامل یازده پرنده، هشت صدف آب شیرین، دو ماهی، یک خفاش و یک گیاه است. بسیاری از آن‌ها احتمالا هنگام تصویب قانون گونه‌های درمعرض خطر در سال ۱۹۷۳ تا حد زیادی منقرض شده بودند؛ بنابراین، شاید هیچ‌گونه حفاظتی نمی‌توانست آن‌ها را نجات دهد.

فیلمی از کائوآئی او او که مربوط به دهه‌ی ۱۹۷۰ یا ۱۹۸۰ است

نوآ گرینوالد، مدیر بخش گونه‌های درمعرض خطر انقراض در سازمان غیرانتفاعی مرکز تنوع زیستی گفت: «قانون گونه‌های درمعرض خطر به‌موقع تصویب نشد تا بتواند بیشتر این گونه‌ها را نجات دهد.»

از زمان تصویب قانون مذکور، ۵۴ گونه در ایالات متحده از فهرست گونه‌های درمعرض خطر حذف شده‌اند؛ زیرا جمعیت آن‌ها بهبود یافته است؛ درحالی‌که ۴۸ گونه نیز به‌حدی کافی بهبود پیدا کرده‌اند که از فهرست گونه‌های درمعرض خطر به فهرست گونه‌های درمعرض تهدید منتقل شوند. تاکنون، ۱۱ گونه به‌عنوان گونه‌های منقرض‌شده اعلام شده‌اند.

به‌گفته دانشمندان، بدون حفاظت گونه‌های بسیار بیشتری از بین خواهند رفت؛ اما درحالی‌که انسان‌ها زمین را به‌شدت تغییر می‌دهند، باید کارهای بسیار بیشتری برای حفاظت از گونه‌ها انجام شود. لیا گربر، بوم‌شناس و مدیر مرکز پیامدهای تنوع زیستی در دانشگاه ایالتی آریزونا گفت: «تنوع زیستی اساس سیستم‌های اجتماعی و اقتصادی است؛ با‌این‌حال، هنوز نتوانسته‌ایم بحران انقراض را حل کنیم.»

ماه آینده، دور جدیدی از مذاکرات با توافق‌های جدیدی درباره تنوع زیستی جهان آغاز می‌شود. یکی از پیشنهادهایی که اخیرا در کانون توجه قرار گرفته، طرحی با نام 30×30 است که هدف آن محافظت از حداقل ۳۰ درصد از اقیانوس‌ها و خشکی‌های زمین تا سال ۲۰۳۰ است.

گامبوزیای سان مارکوس نوعی ماهی منقرض شده

آلودگی حاصل از شهرهای مجاور یکی از عوامل کاهش جمعیت نوعی ماهی به نام گامبوزیای سان مارکوس در رودخانه سان‌مارکوس تگزاس بود. این ماهی آخرین‌بار در سال ۱۹۸۳ در حیات‌وحش مشاهده شد

هیچ جانوری در این دسته بیش از دارکوب نوک‌عاجی، بزرگ‌ترین دارکوب در ایالات متحده، با اشتیاق جست‌وجو نشده است. این پرندگان که در جنگل‌های کهن‌سال و مرداب‌های جنوب‌شرقی زندگی می‌کردند، زمانی که مهاجران اروپایی و زادگان آن‌ها جنگل‌ها را از بین بردند و پرندگان را شکار کردند، کم شدند. آخرین مورد مستند در سال ۱۹۴۴ در لوئیزیانا مشاهده شد.

در سال ۲۰۰۴، قایقرانی به نام جین اسپارلینگ با دیدن دارکوبی شبیه دارکوب‌های نوک گ‌عاجی در باتلاق آرکانزاس، موجب آغاز موجی از جست‌وجوها شد. چند روز پس از شنیدن این خبر، دو شکارچی پرنده باتجربه به نام‌های تیم گالاگر و بابی هریسون برای جست‌وجو به او پیوستند. این دو فرد روز دوم درحالی‌که روی قایق‌های خود پارو می‌زدند، می‌خواستند برای ناهار توقف کنند که ناگهان پرنده بزرگی درست مقابل آن‌ها پرواز کرد. هریسون به‌خاطر می‌آورد: «تیم و من هر دو باهم فریاد زدیم: نوک‌عاجی!» با این کار، پرنده ترسید و فرار کرد؛ اما آن‌ها مصرانه می‌گویند که بر‌‌اساس الگوی مشخصی که روی بال‌های این پرنده وجود دارد، اطمینان دارند دارکوب نوک‌عاجی بوده و دارکوب کاکل‌دار نبوده است که شبیه‌ترین خویشاوند این پرنده است.

گروهی از پرنده‌شناسان دانشگاه کرنل طبق چندین جست‌وجوی دیگر، چند مورد مشاهده و بعدا فیلمی مبهم در سال ۲۰۰۵ در مجله ساینس اعلام کردند که دارکوب نوک‌عاجی (Campephilus principalis) هنور در آمریکای‌شمالی وجود دارد. با اعلام این خبر، جنجالی به پا شد. برخی کارشناسان استدلال کردند که ویدئو مربوط به دارکوب‌های کاکل‌دار است. تلاش‌های مکرر آژانس‌های حیات‌وحش برای پیداکردن این پرنده موفقیت‌آمیز نبود و بسیاری از کارشناسان را به این نتیجه رساند که پرنده منقرض شده است.

ایمی تراهن، زیست‌شناسی از سازمان خدمات شیلات و حیات‌وحش، جدیدترین ارزیابی را برای دارکوب مدنظر کامل کرد. او گفت باید طبق بهترین شواهد موجود نتیجه‌گیری‌ کند. تراهن درنهایت انقراض پرنده را تأیید کرد. او گفت: «این احتمالا یکی از دشوارترین کارهایی است که در حرفه‌ام انجام داده‌ام و واقعا مرا به گریه انداخت.»

پرنده نوکوپو منقرض شده

نوکوپو او مائوئی از سال ۱۹۹۶ به‌شکل مستند دیده نشده است

جزایر، جایی که در آن حیات‌وحش به‌طور جداگانه تکامل پیدا کرده است، به‌شدت تحت‌تأثیر انقراض‌های ناشی از ورود گونه‌های دیگر به‌دست انسان قرار گرفته‌اند و ۱۱ مورد از گونه‌های ذکرشده به‌عنوان گونه‌های منقرض‌شده از هاوایی و گوآم هستند.

خوک‌ها و بزها و گوزن‌ها زیستگاه‌های جنگلی را نابوده کرده‌اند. موش‌های صحرایی و خدنگ‌ها و مارهای درختی قهوه‌ای پرندگان و خفاش‌های بومی را شکار می‌کنند. پشه‌ها که قبلا در هاوایی وجود نداشتند، در دهه ۱۸۰۰ با کشتی‌ها به این سرزمین آورده شدند و با آلوده‌کردن پرنده‌ها به مالاریای پرندگان، آن‌ها را از بین می‌برند.

مقاله‌های مرتبط:

هاوایی زمانی منزلگاه بیش از ۵۰ گونه پرنده جنگلی بود که به عسل‌کش معروف هستند. برخی از این پرندگان رنگ روشن و منقارهای بلند و خمیده‌ای داشتند که از آن برای نوشیدن شهد گل‌ها استفاده می‌کردند. با درنظرگرفتن انقراض‌های پیشنهادشده در این دسته، فقط ۱۷ گونه از این پرندگان باقی مانده‌اند.

بیشتر گونه‌های باقی‌مانده اکنون زیر فشار شدیدی قرار دارند. پرندگانی که در ارتفاعات بالاتر زندگی می‌کردند، زمانی از مالاریای پرندگان در امان بودند؛ زیرا این محیط برای پشه‌ها بسیار سرد بود. باوجوداین به‌دلیل تغییرات اقلیمی، پشه‌ها در ارتفاعات بالا نیز گسترش پیدا کرده‌اند. میشل بوگاردوس از اداره ماهی‌گیری و حیات‌وحش جزایر اقیانوس آرام گفت: «شاهد کاهش شدید جمعیتی هستیم که مرتبط با افزایش پشه‌ها درنتیجه مستقیمی از تغییرات اقلیمی است.» او گفت فقط چندین گونه دربرابر مالاریای پرندگان مقاومت نشان داده‌اند؛ بنابراین، اگر جمعیت پشه‌ها در کل این زیستگاه کنترل نشود، بیشتر آن‌ها احتمالا با انقراض مواجه خواهند شد.

صدف های آب شیرین منقرض شده

مجموعه بالا از آرشیو مؤسسه اسمیتسونین شش گونه از گونه‌های موجود در فهرست پیشنهادی روز چهارشنبه را نشان می‌دهد

صدف‌های آب شیرین از گروه‌هایی هستند که بیشتر از همه در آمریکای‌شمالی درمعرض خطر قرار گرفته‌اند؛ اما دانشمندان درباره هشت گونه ذکرشده در فهرست دانش کافی را ندارند تا با اطمینان دلیل نابودی آن‌ها را مشخص کنند.

به‌گفته زیست‌شناسان، این انقراض‌ها احتمالا با مخازن آبی مرتبط هستند که انسان‌ها در مدت صد سال گذشته ساخته‌اند و اساسا رودخانه‌های محل زندگی صدف‌ها را به دریاچه تبدیل کرده است. آیا تغییر در زیستگاه بر برخی از جنبه‌های چرخه بسیار منظم زندگی آن‌ها تأثیر گذاشته است؟ آیا این موجودات پالایش‌کننده آب به‌دلیا رسوبات یا آلودگی آب آسیب دیدند؟

صدف‌های آب شیرین متکی بر سازگاری‌هایی هستند که در سال‌های بی‌شمار از تکامل ایجاد شده است. صدف‌های ماده ماهی‌های مختلف را بسته به گونه با زائده‌ای جذب می‌کنند که مانند ماهی ریز، چنگاره، حلزون، حشره یا کرم به‌نظر می‌رسد. آن‌ها سپس لاروهای خود را روی بدن ماهی‌ها خارج می‌کنند تا به ماهی متصل شود و ضمن پناه‌دادن به آن‌ها، به پراکنش لاروها کمک کند.

شاید دلیل انقراض صدف‌ها این بوده باشد که ماهی میزبان آن‌ها جابه‌جا شده یا از بین رفته است. تایلر هرن زیست‌شناسی از سازمان خدمات شیلات و حیات‌وحش آمریکا است که روی احیای صدف‌های آب شیرین کار می‌کند. وی گفت: «فکر نمی‌کنم آنچه از دست داده‌ایم، کاملا درک کرده باشیم. این صدف‌ها اسراری داشتند که هرگز به آن‌ها پی نخواهیم برد.»

-


پژوهشگران با مطالعه گونه‌ای از کنه‌های سوسک‌مانند، برای اولین‌بار نشان دادند جانوران می‌توانند برای مدت بسیار طولانی (احتمالا میلیون‌ها سال) کاملا بدون رابطه جنسی دوام بیاورند. جانوری که پژوهشگران مطالعه کردند، کنه اوپیلا نوا (Oppiella nova) است.

تاکنون، بقای یک گونه جانوری در دوره‌های زمانی طولانی بدون تولیدمثل جنسی بسیار بعید و تقریبا غیرممکن در نظر گرفته می‌شد؛ اما گروهی از جانورشناسان و زیست‌شناسان تکاملی از دانشگاه‌های کلن و گوتینگن آلمان و نیز دانشگاه لوزان سوئیس و دانشگاه مونپلیه فرانسه برای اولین‌بار اثر مزلسون را در گونه اوپیلا نوا نشان دادند که گونه تک‌جنسی از کنه‌های سوسک‌مانند است. اثر مزلسون توصیف‌کننده آثار مشخصی در ژنوم موجود است که از تولیدمثل کاملا غیرجنسی حکایت می‌کند.

تابه‌حال، دانشمندان مزیت‌های عالی تولیدمثل جنسی را ازنظر تکامل در تنوع ژنتیکی حاصل در فرزندان با برخورد دو ژنوم متفاوت که یک جفت والد تأمین می‌کنند، مشاهده کرده‌اند. در موجوداتی که دو مجموعه کروموزوم دارند؛ یعنی در هریک از سلول‌های خود دو نسخه ژنوم دیده می‌شود، مانند انسان‌ها و نیز گونه‌هایی از کنه سوسک‌مانند که تولیدمثل جنسی دارند، رابطه جنسی تضمین‌کننده ترکیب مداومی از دو نسخه است. بدین‌ترتیب، تنوع ژنتیکی میان افراد مختلف تضمین می‌شود؛ اما دو نسخه از ژنوم درون یک فرد به‌طور متوسط بسیار شبیه هم باقی می‌مانند.

مقاله‌های مرتبط:

این امکان نیز وجود دارد که گونه‌های دارای تولیدمثل غیرجنسی که کلون‌های ژنتیکی از خودشان را تولید می‌کنند، تنوع ژنتیکی را وارد ژنوم خود کنند و درنتیجه در جریان تکامل با محیط خود سازگار شوند. بااین‌حال برخلاف گونه‌های دارای تولیدمثل جنسی، فقدان تولیدمثل جنسی و ترکیب ژنوم‌ها در گونه‌های دارای تولیدمثل غیرجنسی موجب می‌شود دو نسخه از ژنوم به‌طور مستقل جهش‌ها را در خود جمع کنند و درون هر فرد از هم فاصله بگیرند و متفاوت شوند؛ یعنی دو نسخه مستقل از یکدیگر تکامل پیدا می‌کنند.

اثر مزلسون تشخیص این تفاوت‌ها در مجموعه‌های کروموزومی گونه‌هایی را توصیف می‌کند که فقط تولیدمثل غیرجنسی دارند. این موضوع ممکن است ساده به‌نظر برسد؛ اما پروفسور تانجا شواندر از گروه بوم‌شناسی و تکامل دانشگاه لوزان توضیح داد: «در عمل، اثر مزلسون هرگز به‌طور قطعی در جانوران نشان داده نشده بود.»

توضیح وجود گونه‌های جانوری باستانی با تولیدمثل غیرجنسی برای زیست‌شناسان تکاملی دشوار است؛ زیرا به‌نظر می‌رسد تولیدمثل جنسی در بلندمدت بسیار زیان‌بار باشد. با‌‌توجه‌‌‌به اینکه تقریبا تمام گونه‌های دیگر فقط از راه جنسی تولیدمثل می‌کنند، گونه‌های جانوری مانند اوپیلا نوا که منحصرا از ماده‌ها تشکیل می‌شوند، «رسوایی‌های غیرجنسی باستانی» نامیده شده‌اند.

اثبات اینکه موجودات مذکور طبق آنچه فرض شده است، واقعا فقط از روش غیرجنسی تولیدمثل می‌کنند و مدتی طولانی است که این کار را انجام می‌دهند، کار بسیار پیچیده‌ای است. به‌گفته دکتر الکساندر برانت، نویسنده نخست مقاله از دانشگاه لوزان، ممکن است نوعی تبادل جنسی اسرارآمیزی وجود داشته باشد که هنوز شناسایی نشده است. برای مثال، ممکن است به‌ندرت و حتی به‌صورت تصادفی، نر دارای قدرت تولیدمثل تولید شود. تولیدمثل کاملا غیرجنسی حداقل ازنظر تئوری آثار مشخصی را در ژنوم برجای می‌گذارد: اثر مزلسون.

پژوهشگران برای مطالعه‌شان جمعیت‌های مختلف Oppiella nova و گونه خویشاوند آن‌ها Oppiella subpectinata با تولیدمثل جنسی را جمع‌آوری و ژنوم آن‌ها را توالی‌یابی و تجزیه‌و‌تحلیل کردند. دکتر جنس باست، یکی از اعضای پروژه از مؤسسه جانورشناسی دانشگاه کلن، مطالعه را طاقت‌فرسا می‌خواند و می‌گوید: «اندازه این کنه‌ها فقط یک‌پنجم میلی‌متر و تشخیص آن‌ها دشوار است. علاوه‌بر‌این، تجزیه‌‌و‌تحلیل این داده‌های ژنومی به برنامه‌های کامپیوتری نیاز دارد که به‌طور خاص برای این هدف طراحی شده باشد.» بنابراین، دانشمندان زیادی برای همکاری در این پروژه دعوت شدند.

تلاش‌های پژوهشگران درنهایت نتیجه داد و آن‌ها موفق شدند اثر مزلسون را ثابت کنند. باست نتیجه‌گیری می‌کند:

نتایج به‌وضوح نشان می‌دهد اوپیلا نوا فقط از راه غیرجنسی تولیدمثل می‌کند. این کنه‌ها ازنظر درک این موضوع که تکامل چگونه بدون رابطه جنسی عمل می‌کند، شگفت‌آور هستند.

نتایج نشان می‌دهد بقای یک گونه بدون تولیدمثل جنسی بسیار نادر است؛ اما غیرممکن نیست. اکنون گروه پژوهشی در تلاش برای درک این موضوع هستند که علت استثنایی‌بودن این کنه‌ها چیست.

نتایج مطالعه جدید در مجله PNAS منتشر شده است.

-


گونه‌های جدیدتر ویروس کرونا مانند گونه آلفا و دلتا بسیار مسری هستند و درمقایسه‌با ویروس اولیه تعداد بسیار بیشتری از افراد را آلوده می‌کنند. دو مطالعه جدید نشان می‌دهند ویروس در مسیری در حال تکامل است که به‌طور کارآمدتری ار راه هوا منتقل شود.

سال گذشته، پی‌بردن به این موضوع که ویروس کرونا در فضاهای بسته ازطریق هوا منتقل می‌‌شود، تلاش برای مهار دنیاگیری را متحول کرد و موجب بحث‌های داغی درباره ماسک‌ها و فاصله‌‌گیری اجتماعی و تهویه در فضاهای عمومی شد.

اکنون بیشتر پژوهشگران دراین‌باره توافق دارند که ویروس کرونا عمدتا ازطریق قطرات بزرگی منتقل می‌شود که سریعا روی سطوح می‌نشینند و نیز ازطریق ذرات کوچک‌تری که هواپخش نامیده می‌شوند و می‌توانند در مسافت‌های بیشتری در فضاهای بسته جا‌به‌جا شوند و مستقیما وارد ریه شوند.

مطالعات جدید دیدگاه یادشده را به‌طور اساسی تغییر نمی‌دهند؛ اما یافته‌ها سیگنالی برای لزوم استفاده از ماسک‌های بهتر در برخی شرایط است و نشان می‌دهد ویروس در مسیرهایی در حال تغییر است که آن را ترسناک‌تر می‌کند. وینسنت مونستر، ویروس‌شناسی در مؤسسه ملی آلرژی و بیماری‌های عفونی و هدایت‌کننده یکی از مطالعات جدید، به این موضوع اشاره کرد که چنین تغییری موضوع عجیبی نیست. وی گفت:

این مانند تغییری در ویروس برای انتقال کارآمدتر و چیزی است که آن را پیش‌بینی می‌کردیم و اکنون می‌بینیم که در حال اتفاق‌افتادن است.

گروه دکتر مونستر نشان داد که هواپخش‌های کوچک درمقایسه‌با قطرات بزرگ‌تر مسافت‌های طولانی‌تری طی می‌کنند و احتمال اینکه گونه آلفا ازطریق انتقال هواپخش موجب عفونت‌های جدید شود، بیشتر است.

مطالعه دوم نشان داد افراد آلوده به گونه آلفا درمقایسه‌با افرادی که به گونه‌های قدیمی‌تر آلوده بودند، حدود ۴۳ برابر ویروس بیشتری همراه هواپخش‌ها بازدم می‌کردند.

این مطالعات گونه آلفا را با ویروس اولیه یا گونه‌های قدیمی دیگر مقایسه می‌کنند؛ اما نتایج ممکن است توضیح دهد که چرا گونه دلتا بسیار مسری و چرا جایگزین نسخه‌های دیگر ویروس شده است. لینسی مار، متخصص ویروس‌های هوابرد در ویرجینیا تِک گفت:

این نتایج نشان می‌دهد ویروس در مسیری در حال تکامل است که ازنظر انتقال ازطریق هوا کارآمدتر شود. تعجب نمی‌کنم اگر درباره دلتا، این قابلیت حتی بیشتر شده باشد.

مقاله‌های مرتبط:

انتقال‌پذیری بسیار زیاد این گونه‌ها ممکن است نتیجه چندین عامل باشد. ممکن است علت آن باشد که برای ایجاد عفونت به مقادیر کمتری از ویروس نیاز است یا گونه‌های جدید با سرعت بیشتری تکثیر می‌شوند یا مقدار بیشتری ذره ویروسی درون هواپخش‌ها بازدم می‌شود یا هر سه مورد.

طبق شواهد موجود، انتقال‌پذیری گونه آلفا دو برابر ویروس اولیه است و گونه دلتا جهش‌هایی دارد که مسری‌بودن آن را حتی بیشتر از این افزایش می‌دهد. به‌گفته کارشناسان، در شرایطی که ویروس همچنان در حال تغییر است، احتمال دارد گونه‌های جدیدتری ظاهر شوند که قابلیت انتقال بیشتری داشته باشند.

ابزارهای موجود می‌توانند انتشار ویروس را به‌خوبی متوقف کنند. براساس مطالعه‌ای که ماه جاری در مجله Clinical Infectious Diseases منتشر شد، حتی ماسک‌های پارچه‌ای و ماسک‌های جراحی که کاملا روی صورت قرار نمی‌گیرند، حدودی نیمی از هواپخش‌های حاوی ویروس را مهار می‌کنند. با‌این‌حال، دون میلتون، متخصص هواپخش‌ها در دانشگاه مریلند و هدایت‌کننده پژوهش‌، گفت حداقل در برخی از فضاهای شلوغ، ممکن است بهتر باشد مردم از ماسک‌هایی استفاده کنند که محافظت بیشتری فراهم می‌کنند. او گفت:

با‌‌توجه‌‌به اینکه به‌نظر می‌رسد ویروس به‌سمتی تکامل پیدا می‌کند که بهتر هواپخش تولید کند، به مهار بهتر و محافظت شخصی بیشتر نیاز داریم. توصیه ما این است مردم از ماسک‌هایی استفاده کنند که چسبان‌تر باشند.

گروه میلتون برای مقایسه نحوه انتشار گونه‌های مختلف ازطریق هوا از شرکت‌کنندگان دچار عفونت‌های خفیف یا بدون علامت خواستند تا الفبا یا شعری ساده را بخوانند. افراد آلوده به گونه آلفا مقادیر بیشتری از ویروس در بینی و گلوی خود داشتند که بسیار بیشتر از ویروس موجود درون بینی و گلوی افرادی بود که به ویروس اولیه آلوده بودند. بااین‌حال حتی پس از درنظر‌گرفتن تأثیر این تفاوت، افرادی که به گونه آلفا آلوده بودند، حدود ۱۸ برابر ویروس بیشتری درون کوچک‌ترین هواپخش‌ها منتشر می‌کردند.

البته پژوهشگران مطالعه مذکور فقط ۴ فرد آلوده به آلفا و ۴۵ فرد آلوده به گونه‌های قدیمی‌تر را بررسی کردند. سیما لاکداوالا، متخصص ویروس‌های تنفسی در دانشگاه پیتسبورگ، گفت این موضوع می‌تواند موجب انحراف تفاوت‌های مشاهده‌شده بین گونه‌ها شود.

افراد آلوده می‌توانند ویروس را به تعداد افراد زیادی منتقل کنند یا اصلا آن را به کسی منتقل نکنند. میزان دفع ویروس به‌وسیله آن‌ها ممکن است به این موضوع بستگی داشته باشد که ویروس در کدام بخش از مجرای تنفسی در حال تکثیر است و ماهیت مخاط درون محیط آن چگونه است و ویروس کرونا همراه چه میکروب‌های دیگری ممکن است جابه‌جا شود.

دکتر لاکداوالا گفت: «هنوز نمی‌دانیم چرا برخی افراد اَبَرناقل هستند و دیگران نه. ناهمگونی‌های زیادی بین افراد وجود دارد». او افزود داده‌های حاصل از مطالعات بزرگ‌تر قانع‌کننده‌تر خواهد بود؛ اما این مطالعات با‌هم نشان می‌دهند که افزایش انتقال ازطریق هواپخش‌ها حداقل تا حدودی به مسری‌بودن این گونه کمک می‌کند.

ویروس کرونا از راه هوا منتشر می شود

مطالعه جدیدی نشان داد افراد آلوده به گونه دلتا درمقایسه‌با افرادی که به گونه‌های قدیمی‌تر آلوده بودند، ۴۳ برابر ویروس بیشتری ازطریق بازدم در هواپخش‌ها منتشر می‌کردند

در مطالعه دکتر مونستر انسان‌ها شرکت نکردند و مطالعه روی همستر سوری انجام شد. استفاده از این حیوانات به پژوهشگران اجازه داد تا شرایط محیطی را به‌خوبی کنترل و فقط روی حرکت هواپخش‌ها تمرکز کنند. پژوهشگران جفت‌های همستر را با کانال‌هایی با طول‌های مختلف از هم جدا کردند که بدون تماس فیزیکی امکان جریان هوا را مهیا می‌کرد. آن‌ها بررسی کردند که چگونه گونه‌های مختلف ویروس از همسترهای آلوده به همسترهای غیرآلوده انتقال پیدا می‌کرد.

وقتی قفس‌ها بیش از دو متر از هم فاصله داشتند، فقط کوچک‌ترین هواپخش‌ها (ذرات ریزتر از پنج میکرون) همسترهای غیرآلوده را آلوده می‌کرد. طبق انتظار، گونه آلفا در آلوده‌کردن همسترهای غیرآلوده عملکرد بهتری داشت. نتایج این مطالعه در وب‌سایت مقالات پیش‌چاپ bioRxiv منتشر شد. پژوهشگران اکنون در حال آزمایش گونه دلتا هستند و انتظار دارند که تأیید شود کارایی آن از نظر انتقال بیشتر است.

به‌گفته کارشناسان، یافته‌های جدید بر اهمیت استفاده از ماسک برای افراد واکسینه‌شده، خصوصا در فضاهای شلوغ تأکید می‌کند. اگرچه افراد دچار عفونت‌های پس از واکسیناسیون درمقایسه‌با افراد واکسینه‌نشده با احتمال بسیار کمتری ویروس را منتشر می‌کنند، مسری‌بودن این گونه‌ها موجب افزایش این احتمال می‌شود. دکتر مونستر گفت:

در‌حالی‌که میلیاردها نفر در سراسر جهان واکسینه شده و میلیاردها نفر هنوز واکسن را واکسینه نشده‌اند، ویروس ممکن است به شیوه‌های غیرمنتظره‌ای تغییر کند. برای مثال، ممکن است فشارهای تکاملی دیگری ایجاد شود که مسیر تکاملی ویروس را تحت‌تأثیر قرار دهد.

-


در ابتدا تاخوردگی پروتئینی و حالا پیش‌بینی آب‌و‌هوا؛ شرکت هوش مصنوعی دیپ‌مایند مستقر در بریتانیا همچنان به پیاده‌سازی یادگیری عمیق بر مسائل دشوار علمی ادامه می‌دهد. دیپ‌مایند با همکاریِ Met Office، سرویس ملی آب‌وهوای بریتانیا، دست به توسعه ابزاری به نام DGMR زده است. این ابزار می‌تواند احتمال بارش باران در ۹۰ دقیقه آینده را دقیقا پیش‌بینی کند که یکی از مشکلات دشوار پیش‌بینی آب‌وهوایی است.

کارشناسان پیش‌بینی‌های DGMR را با ابزارهای موجود مقایسه کردند. بر‌‌اساس نتایج، DGMR در ۸۹ درصد مواقع در معیارهایی مثل پیش‌بینی موقعیت مکانی، وسعت، حرکت و شدت بارش عملکرد بهتری دارد. نتایج این بررسی در مجله Nature منتشر شدند. یکی از دستاوردهای اخیر دیپ‌مایند AlphaFold بود که می‌تواند مسئله مهم زیست‌شناسی‌ای را حل کند که مدت‌ها ذهن دانشمندان را به خود مشغول کرده بود. دستاورد جدید این شرکت در زمینه پیش‌بینی آب‌و‌هوا هم اهمیت زیادی دارد.

پیش‌بینی آب‌و‌هوا، به‌ویژه باران‌های شدید، برای بسیاری از صنایع از رویدادهای فضای باز تا هوانوردی و خدمات اورژانسی ضروری است؛ اما پیش‌بینی دقیق کار دشواری است. محاسبه مقدار آب موجود در آسمان و زمان و مکان بارش به فرایندهای مختلف آب‌وهوایی مثل تغییرات دما و تشکیل ابرها و باد وابسته است. تمام این معیارها به‌خودیِ‌خود پیچیده هستند؛ اما وقتی با یکدیگر ترکیب شوند، بسیار پیچیده‌تر خواهند شد.

در بهترین روش پیش‌بینی موجود، از شبیه‌سازی‌های کامپیوتری فیزیک جوّی استفاده می‌شود. این شبیه‌سازی‌ها برای پیش‌بینی‌های بلندمدت عملکرد خوبی دارند؛ ولی در پیش‌بینی آب‌و‌هوا برای یک یا دو ساعت آینده چندان دقیق نیستند. روش‌های یادگیری عمیقی در گذشته توسعه یافته‌اند؛ اما این روش‌ها، تنها در یکی از معیارها مثل پیش‌بینی موقعیت آب‌وهوایی برتری داشتند، نه تمام معیارها.

مقایسه DGMR

مقایسه DGMR با داده‌های واقعی رادار و دو روش پیش‌بینی رقیب برای بارش باران در شرق ایالات‌ متحده در آوریل ۲۰۱۹

تیم دیپ‌مایند هوش مصنوعی خود را بر‌‌اساس داده‌های رادار آموزش داده است. بسیاری از کشورها در طول روز تصاویر پیوسته‌ای را از اندازه‌گیری‌های راداری منتشر می‌کنند که شکل‌گیری و حرکت ابرها را ردیابی می‌کنند. برای مثال در بریتانیا، هر پنج دقیقه یک بار قرائت جدیدی منتشر می‌شود. کنار‌هم‌گذاشتن این تصاویر باعث تولید ویدئو استاپ‌موشن به‌روز می‌شود که حرکت‌ الگوهای بارش را در کل کشور نشان می‌دهند و شباهت زیادی به پیش‌بینی‌های بصری تلویزیونی دارند.

پژوهشگران داده‌های یادشده را به شبکه مولد عمیق وارد کردند. این شبکه مشابه GAN نوعی هوش مصنوعی است که برای تولید نمونه‌های جدید آموزش داده می‌شود. این نمونه‌ها شباهت زیادی به داده‌های واقعی دارند که شبکه بر‌‌‌اساس آن‌ها آموزش می‌بیند. از GAN در تولید چهره‌های فیک استفاده می‌شود. در این سناریو، DGMR (مخفف مدل مولد عمیق بارش باران) تولید تصاویر فوری جعلی رادار را آموخته است که توالی اندازه‌گیری‌های واقعی را ادامه می‌دهند. به‌گفته شکیر محمد، سرپرست این پژوهش در دیپ‌مایند، این فرایند مانند دیدن چند فریم از یک فیلم و حدس بقیه آن است.

پژوهشگران برای آزمایش روش خود از ۵۶ کارشناس پیش‌بینی آب‌و‌هوا در Met Office خواستند DGMR را در مقایسه‌ای کور با پیش‌بینی شبیه‌سازی‌های فیزیکی جدید و ابزارهای یادگیری عمیق مقایسه کنند که ۸۹ درصد از شرکت‌کنندگان نتایج DGMR را ترجیح دادند. نیال رابینسون، یکی از مؤلفان پژوهش و سرپرست نوآوری محصول در Met Office، دراین‌باره می‌گوید:

الگوریتم‌های یادگیری ماشین مقیاسی ساده برای ارزیابی پیش‌بینی را آزمایش و بهینه‌سازی می‌کنند. با‌این‌حال، پیش‌بینی‌های آب‌وهوایی به شیوه‌های مختلف نتایج خوب و بدی تولید می‌کنند. شاید یکی از پیش‌بینی‌ها بارش باران در موقعیت مناسب را به‌درستی تشخیص دهند؛ اما تشخیص آن‌ها برای شدت بارش اشتباه باشد یا روشی دیگر ترکیب صحیحی از شدت را تشخیص دهد؛ اما موقعیت بارش را به‌اشتباه ارزیابی کند. به‌همین‌دلیل، در این پژوهش حداکثر تلاشمان بر این بود تا الگوریتم را بر‌‌‌اساس مجموعه وسیعی از معیارها ارزیابی کنیم.

مقاله‌های مرتبط:

همکاری دیپ‌مایند با Met Office نمونه مناسبی از پیشرفت هوش مصنوعی در همکاری با کاربر نهایی است. پژوهشگران سال‌ها است روی این پروژه کار کرده‌اند و داده‌های کارشناسان Met Office این پروژه را شکل دادند. سومان راووری، دانشمند پژوهشی دیپ‌مایند می‌گوید:

داده‌ها توسعه مدل ما را به راهی متفاوت سوق دادند؛ در‌غیر‌این‌صورت، ممکن است با مدلی غیرکاربردی روبه‌رو شویم.

همچنین، دیپ‌مایند به‌دنبال پیاده‌سازی هوش مصنوعی خود در کاربردهای واقعی است. برای شکیر، DGMR داستانی مشابه AlphaFold دارد. شاید بزرگ‌ترین دستاورد دیپ‌مایند آغاز پیاده‌سازی‌های علمی در جهان واقعی باشد.

-

مطالب محبوب
تبلیغات متنی